پنجشنبه, ۹ مهر , ۱۴۰۵
  • ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین 07 مهر 1405

    روایت حمید آتابای
    ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین

    در ترکیب بزرگ سه تیم کاری برای نصب سقف فلاشینگ و متعلقات آن به شهر کوکس رفتیم. صبح زود، ساعت ۵، حرکت کردیم تا بتوانیم از زمان برای کار استفاده بکنیم. تیم سقف، که خیلی بزرگ بود و از قبل امکاناتش را منتقل کرده بود، شروع به نصب کرد. تیم ما فلاشینگ‌هایی را که خودمان […]

با فرزندانم به یاد شهدای میناب 06 مهر 1405

به مناسبت بازگشایی مدرسه ها با فرزندانم به یاد شهدای میناب

سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده 05 مهر 1405

به مناسبت سالروز تولدم سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت دوم 31 تیر 1386

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت دوم

ساعت پنج و نیم صبح از خواب بیدارمان کردند (بیدار باش زدند) برای من خیلی سخت بود در این ساعت از صبح از خواب بر خیزم، چون عادت نکرده بودم. پس از اینکه کارهای انفرادی مان را انجام دادیم به کار جمعی پرداختیم که عبارت بود از تمیز کردن دستشویی ها، محوطه، جارو زدن آسایگاه و… سپس ما را به کلاس رزم انفرادی بردند.

گزارش نشست اعضای بازگشتی انجمن نجات – استان مازندران – قسمت دوم 30 تیر 1386

گزارش نشست اعضای بازگشتی انجمن نجات – استان مازندران – قسمت دوم

هر چند که از این فیلم، چهره های عناصر اصلی سازمان افشا شده اند، ولی اعضای به جا مانده غیرمجاهد شورا نیز با تائیدات تمامی عملکردهای رجوی از بدو تشکیل تا به حال در این خیانت شریک بوده و هر چه زمان به جلو می رود، بیشتر خود را در منجلاب بوجود آورده رجوی فرو می برند.

بی همگان به سر شود بی تو به سر نمیشود 27 تیر 1386

بی همگان به سر شود بی تو به سر نمیشود

پسر عزیزم، سلام، امیدوارم حالت خوب باشد و در کمال سلامت باشی. اکنون که این نامه را برایت می نویسم اشک از چشمانم جاری است. به یاد روزهایی می افتم که تو در آغوش من بودی و دستان کوچکت را بر دور گردنم حلقه میزدی. خدا را شکر میکردم که پسری به من داده که روزی عصای دوران ناتوانی من باشد.حتی فکرش را هم نمیکردم که چنین روزهایی را ببینم که تو با ما این همه فاصله داشته باشی

آیا آقای رجوی و خانم عضدانلو فاقد احساسات انسانی هستند؟ 26 تیر 1386

آیا آقای رجوی و خانم عضدانلو فاقد احساسات انسانی هستند؟

با سلام خدمت برادر خوبم علیرضا. امیدوارم که حالت خوب بوده باشد. برادر عزیزم نمی دانی که چقدر دل تنگت هستیم و من این نامه را به نمایندگی از طرف خانواده می نویسم و همه ی آنها صورت ماهت را از راه دور می بوسند و آرزوی دیدنت را دارند.

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت اول 25 تیر 1386

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت اول

شب هنگام وقتی به مقر سازمان در بغداد رسیدیم مرا از همسرم «آرام» جدا کردند و ما را به اتاق های جداگانه بردند. برای مدتی تحت بازجویی قرار گرفتیم. حشمت از من بازجویی کرد. او گفت: در اینجا زندگانی نیست و ازدواج معنا ندارد و نمی توانی فرزند خود را در اینجا نگه داری. دستور تشکیلاتی است، او افزود شما دو گزینه داری یا باید پسرت سعید را به هواداران سازمان در اروپا و یا آمریکا بسپاری، یا اینکه به ایران بفرستیم

تبریک انجمن نجات به مناسبت ازدواج فرخنده ی آقای علیرضا قاسمی 18 تیر 1386

تبریک انجمن نجات به مناسبت ازدواج فرخنده ی آقای علیرضا قاسمی

انجمن نجات تبریکات صمیمانه خود به مناسبت ازدواج فرخنده آقای علیرضا قاسمی از دوستان بازگشته (ساکن استان فارس) را خدمت ایشان و همسرشان اعلام میدارد. امید است زندگی جدید خود را همواره با شادی و سلامت سپری نمایید.

من از یک فرقه تروریستی فرار کردم 17 تیر 1386

من از یک فرقه تروریستی فرار کردم

والدین و دوستان من نمیتوانستند بفهمند که چرا یک فرد معمولی حدود 20 ساله به این حد خودش را درگیر این موضوع کرده است. بنابراین، به تدریج که گروه شروع به تسلط کامل بر زندگی من میکرد، من هم هر چه کمتر خودم را پیش خانواده بارز میکردم.

سعید: نامه ای از خانم سوسن نوروزی 12 تیر 1386

سعید: نامه ای از خانم سوسن نوروزی

نمیدانم تا چه اندازه سعید را میشناختید؟ دریغا که من تا نوجوانی سعید او را بوئیدم و آنگاه رندان به ریا و تزویر، اورا ربودند و افسوس را با همیاری شیون پیشکش مان نمودند. وای برما! که فراق نزدیک به ربع قرن از این عزیز و جگر گوشه امان مجالی دست نداد تا با دیدار دوباره اش یاد حمید و مجید عزیزمان را با او روح بخشیم

ازدواج آقای علی اصغر خیر اندیش را تبریک می گوییم 07 تیر 1386

ازدواج آقای علی اصغر خیر اندیش را تبریک می گوییم

انجمن نجات تبریکات صمیمانه خود به مناسبت ازدواج فرخنده آقای علی اصغر خیر اندیش از دوستان بازگشته (ساکن استان فارس) را خدمت ایشان و همسرشان اعلام میدارد. امید است زندگی جدید خود را همواره با شادی و سلامت سپری نمایید.

یادداشت هایی در باره رهایی یک دوست 05 تیر 1386

یادداشت هایی در باره رهایی یک دوست

آقای ناصر سید بابایی عضو جدا شده فرقه مجاهدین در سال 1383 به ایران بازگشت. خانواده آقای علیرضا امیری فرد مستقر در قرارگاه اشرف در ماه پیش در ملاقاتی که با آقای سید بابائی داشتند با ایشان در باره ی وضعیت علیرضا و نحوه رهایی او از سیطره فرقه رجوی گفتگو کردند. علیرضا از دوستان صمیمی ناصر سید بابایی در اشرف بود که مدتها با هم در یک قرارگاه بسر برده اند.

علائم شکست سازمان مجاهدین خلق – فرقه رجوی 04 تیر 1386

علائم شکست سازمان مجاهدین خلق – فرقه رجوی

همه یادمان هست که فرقه رهبری در جلسات معروف به حوض در تالار بهارستان بغداد با داد و فریاد اعلام کرد به عنوان رهبر و فرمانده کل شما مجاهدین اخطار می کنم که در فردا روز که شکست خوردیم وظیفه انقلابی هر مجاهد است که تک تک اعضای بریده از مجاهدین را (جداشدگان) در هر نقطه از جهان را به قتل برساند و خود را به زندانهای اروپا معرفی کند

سلام بر جداشدگان از تشکیلات جهنمی شورای باصطلاح مقاومت ملی 30 خرداد 1386

سلام بر جداشدگان از تشکیلات جهنمی شورای باصطلاح مقاومت ملی

از شما دوستان خواهشمندیم به نمایندگی از طرف دیگر اعضاء خانواده در پی خونخواهی سعید عزیزمان و دیگر قربانیان تشکیلات منحوس و سخیف رجویستهای خائن متحد و یکدل به تلاشهای بین المللی ادامه داده و دیگرعزیزانمان که سالها این غم را با سختی و درد بسیار در غربت تحمل کرده اند (تا پدر با خیال سلامتی سعید عزیز خشنود باشد) را یاری نموده تا علیه این مزدوران اقامه دعوی نمایند.

blank
blank
blank