تلاش خانواده مساعدی ادامه دارد پیام حاج حسن مساعدی برای برادرش یونس در کمپ اشرف ۳
نامه زهرا قلیزاده به برادرش پیام خواهری دلتنگ در پاییز غم انگیز
پیگیری وضعیت برادر دربند حضور محمدرضا فروغی در دفتر انجمن نجات اراک
مجید 28 ساله رفت، الان 58 ساله است و اسیر…
در حاشیه ی گردهمائی خانواده های انجمن نجات کشور، فرصتی دست داد تا با خانواده ی آقای مجید اشک خونی بیشتر آشنا شده و به درخواست خانواده گفتگوهائی کوتاه انجام شده است که به مرور در سایت درج خواهد شد ، تابلکه آقای مجید اشک خونی عضو اسیر فرقه ی رجوی در آلبانی ، موفق […]
مگر می شود که برادر، برادرش را فراموش کند
مصطفی سلام امیدوارم که حال شما خوب باشد. من نمی توانم شما را فراموش کنم. نامه برای شما ارسال می کنم که شاید نامه های مرا بخوانی و جواب مرا بدهی. من آزادی شما را از سازمان تروریستی مجاهدین دنبال می کنم با سازمانهای حقوق بشری نامه نگاری می کنم. در نامه هایم برای آنها […]
برای دردانه ی مردادماهی ام …
دردانه مرداد ماهی امروز ششم مرداد ماه سال هزار و سیصد و نود و نه شمسیه. چهل سال پیش در چنین روزی پنجمین فرزند یه خانواده متوسط شهری( با ریشه های روستایی) به دنیا اومد. مطابق قاعده این روزها بچه قبلی باید حسادت می کرد از تولد نوزاد جدید و خانواده باید براش یه هدیه […]
به مناسبت زادروز برادرم – رضا ایران پور
ماه منیر ایران پور، خواهر چشم انتظار یکی از اسیران فرقه رجوی به مناسبت زاد روز برادرش، دل نوشته ای منتشر کرد. به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی فراق، دل نوشته خانم ایران پور برای برادرش «رضا» را در زیر می خوانید: فرقه رجوی در دهه هشتاد برادرم را با خدعه و نیرنگ فریفت و ربود. ای […]
اگر راه خانواده به اشرف سه باز شود…
از وقتی که انجمن نجات طومار ” در خواست خانواده ها برای ارتباط با عزیزانشان در اردوگاه فرقه در آلبانی ” را به عنوان یک کارزار بین المللی راه اندازی کرد ، از آن روز به بعد خواب را از چشمان رهبری فرقه ربود. این طومار با بیش از یازده هزار امضاء در داخل و […]
برادر عزیزم در لحظه لحظه ی خاطراتم جای داری – برای علی قلیزاده
سلام علی جان . امیدوارم خوب و سلامت باشی عزیز دلم . منم مرضیه یادت هست خواهر بزرگترت. خداروشکر همه اعضای خانواده پدر و برادران حجت و حسین و خواهران شهربانو ، کفایت ، بتول ، فاطمه و زهرا و سایربستگان و دوستان همه خوب هستند و برایت سلام گرم می رسانند داداش گلم . […]
پروانه جان چندین سال است که از دوریت دارم می سوزم
پروانه جان سلام عزیزم من مامانت هستم قربونت برم کی بر می گردی؟! عزیز دلم پروانه جان من خیلی مریضم مثل روزهای آخر که مادر بزرگ مریض بود چشم هایم را از دست دادم روزی چهار بار انسولین می زنم. عزیزم خیلی چشم براحت هستم عزیز دلم من به جز تو کسی را ندارم آرزو […]
حمیدرضا چشم انتظارت هستیم، برگرد عزیزجانم
بنام خدا حمید رضای عزیزم جانم بیا دیگه بچه ها چشم انتظارت هستن. ما امیدوار بودیم به تو که بیایی سرپرست ما باشی. چرا رفتی آنجا ماندی برای خودت؟! خداوند به تو نوه داده قربونت برم، خواهش می کنم برگرد . حتما بیا .. حمید رضا ما را ول کردی و رفتی، سمانه می گوید […]
آقای اسداله فیاض دیزج، مادر پیر تو اشک می ریزد و گریان است + فیلم
در حاشیه ی گردهمائی بزرگ انجمن های نجات کشور ، فرصتی دست داد تا با مادر دردمند و کهنسال و البته مریض آقای اسداله فیاض دیزج که در مناسبات فرقه ای سازمان مجاهدین اسیر است دیداری کوتاه داشته و از زبان برادر زاده ی اسداله ، از دردها و رنجهای این مادر بشنویم: ” سلام […]
پیام تشکر محمد آق آتابای از همدردی دوستان و همکاران
بنام خالق هستی من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق خوشا آنان که با عزت ز گیتی بساط خویش برچیدند و رفتند ز کالاهی این آشفته بازار محبت را پسندیدند و رفتند ایزد منان را سپاسگزاریم که در غمناک ترین روزهای زندگی مان ما را از نعمت دوستان و سرورانی مهربان بهره مند ساخت که […]
نامه ای برای برادرم جعفر مملوکی
جعفر جان سلام ! امیدوارم حالت خوب باشد من نگران بیماری که داری هستم. نمی دانم کسی به بیماری شما توجه می کند یا خیر؟! چرا با من تماس نمی گیری که از نگرانی در بیام. واقعا من نگران شما هستم. شماره ای از شما ندارم و شما هم شماره ای از من نداری. نمی […]
چند خطی برای عباس گل ریزان
با عرض سلام برادر عزیزم ما منتظریم تشریف بیاری آرزویمان این است که تو بیایی. ما همیشه چشم انتظار توئیم برادر بیا انشالله ما را فراموش نکن …. عباس جان سلام. ما در انتظاریم چشم به راهیم دیگه طاقت نداریم …. داداش ما همیشه منتظر توئیم بچه های ما بزرگ شدند. زودتر بیا من چشم […]

