دزد پر رو یقه صاحب خانه را می گیرد
رهبران فرقه و تحلیل گران آنان که موشکافانه در رسانه های غربی به دنبال مسائل حقوق بشری و هسته ای و سیاسی ایران و عراق و…. می باشند تا مبادا حقی به حساب ملت ایران و کشورهای منطقه رود، این بار چشم خود را به روی جنایت های اسرائیل در غزه بسته است که تا کنون حتی یکبار در اخبار و موضعگیریهایشان هنوز نامی از مردم مظلوم فلسطین به میان نیاورده وجالبتر اینکه مقاومت مردمی آنان و رهبران شان را از اقدامات تروریستی می داند حتی دوستان خارجه نشین آنها هم چشم خود را به روی این جنایت اسرائیل بستند.
08 اسفند 1386مجاهدین تروریست برای فریب واشنگتن مدارک ساختگی ارایه میکنند
خزائی در عین حال در مصاحبه با خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت: «بنا بر اطلاعات شخصی من برخی از این اتهامات، اطلاعات ساختگی هستند که توسط گروههای تروریستی ارایه شدند. گروهی که خود در آمریکا و اروپا در زمره گروههای ترویستی هستند.»
اجلاس میان دوره ای شورای ملی مقاومت و سنگینی یک سکون
اما در این میان خرج و مخارج برگزاری مراسم های مختلف سال 2007 و همینطور تبلیغات گسترده در بین پناهجویان اروپایی از طرف مجاهدین که در بیانیه شورا ذکر شده، سر به آسمان زده و حاکی از آن است که مجاهدین برای جلب مینیمم حمایت از هیچ میزان پولی دریغ نمیکنند.چیزی که نه تنها به تشکیلاتشان اضافه نکرد بلکه روز به روز کمتر و کمتر کرد. پیش بینی سال 2008 برای مجاهدین و شورای ملی مقاومت؟: با مرور عملکردهای مجاهدین و شورا در سال 2007 میلادی خاطر نشان میکنم که این فرقه تشکیلاتی و جدا مانده از مردم و نیروهای اوپوزیسیون ایران،در سال 2008، سالی بسا دلگیر و محدود خواهند داشت:
سازمان تروریستی بعنوان «دمکرات»
این گروه از طرف بسیاری از ایرانیهای تبعیدی به عنوان «خائن» و «جنگ طلب» و«سکت» نام برده میشود وحتی از رژیم بیشتر مورد نفرت است چرا که این گروه و مانند رژیم ملاها هیچگونه انتقادی را تحمل نمیکند وبارها مخالفان سیاسی خود را از جمله در آلمان مورد هجوم قرار داده است.
آیا با ایمیل وضع آشفته نیروها و نارضایتی درونی قابل درمان است
اما پاسخ هرچه میخواهد باشد مهم نیست،سازمان امروزه به یک کلکسیونر روانی شبیه شده که کلکسیون بزرگی از چیزهای تخیلی و واهی دارد، ملیونها امضای شیوخ عراقی، میلونها ایمیل ارسالی، میلونها شهروند خارجی، هزارها وکیل و ملیونها و هزارها چیزهای دیگر اما تنها چیزی که ندارد راهی برای نجات است.
آش شور خاله مریم
مطمئن باشید که شما ها نیز د راین لیست قرار دارید چون مناسبات درونی فرقه و شورا برای همگان رو شده و حنای مریم دیگر رنگی ندارد بهتر است قبل از نوشتن این مقالات مقداری با اعضای جدا شده فرقه در خارجه حرف بزنید تا بفهمید دموکراسی که فرقه از آن دم می زند از شکنجه و کشتن نفرات خودی گرفته تا تحویل دادن به مزدوران صدام در زندان ابوغریب چیز دیگری نیست.
آمریکا دریک شبکه اطلاعاتی غلط درعراق گرفتار شده است
دراین گزارش آمده است، مشخص است که فرماندهان نظامی آمریکایی در عراق به این مساله توجه نکردهاند زیرا آنان هریک از این گزارشها را گنجی از اطلاعات جاسوسی قلمداد کرده بودند که نباید از آنها غافل شد.
تحلیل جدید سازمان
این به دلیل عدم ثبات استراتژیکی و ایدئولوژیکی سازمان است زیرا بایستی قبول کرد که ساختن یک دین در عصر امروز نه تنها میسر نیست بلکه انسانها را به سمت فرقه گرائی می کشاند. شاید افراد داخل سازمان ندانند که برخوردها و شکل وافکار آنها با بقیه ی مردم متفاوت است و این در جوامع امروزی اصلاً قابل هضم نیست.
روابط و مناسبات برادرانه
یا زمانی که حسین کرمی را راهی قتلگاه کردند، به او رسیدند اما زمانی که دستگیر شد فحش ها بود که نثار او شد و یا هزاران نفر دیگر که در این مسیرِ سوء استفاده، چه ناآگاهانه در دهان گرگ مزه مزه شده و سپس به دوری انداخته شدند.
ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم – تحقیق شماره
راستی افراد سازمان ماجرای غول و یا اژدها و پهلوان و… را بسیار از مریم رجوی شنیدند و بعد ها هم شعرهای منطق الطیر عطار که چقدر به خورد ما داده شد. و حرفهای ساخته شده به نام علم که چقدر در کله ما فرو رفت تماماً داستانهایی بود که در واقع از واقعیت های کنونی جدا بود.
28 مهر 1386برنامه ای از تلویزیون الجزیره در مورد فرقه رجوی
مجید و بسیاری دیگر به عنوان اعتراض بعد از این نسل کشی بر علیه کردها از سازمان جدا شدند. بار دیگر رجوی نیاز به اعضای جدید برای سازمان مجاهدین خلق داشت. او آنها را در میان ایرانیان آسیب پذیر که خواهان پناهندگی در اروپا بودند یافت. در سال 1996، مرجان ملک به عنوان یک پناهنده در هلند زندگی میکرد.
عشق ورابطه عاطفی و حنیف جه ربطی به شمادارد
آنجا برای ناهار دورهم نشستیم و به صحبت در باره مسائل سیاسی ایران و جهان پرداختیم. بحثها و تحلیلهای همه، در مورد مسائل مختلف یکسان بود و هرکس دلیل و فاکتی میآورد. رفتارها و منش ها مثل هم بود. من در آن میان احساس میکردم همه را دوست دارم.
