طرح های فریب و نیرنگ مجاهدین برای هرچه بیشتر ماندن در عراق

با نگاهی به اطلاعیه ها و بیانیه ها و کنفرانس های اخیر فرقه رجوی در این روزها آنچه که بطور شفاف عیان می شود همان کارشکنی ها و فریب و نیرنگ های فرقه ای است که مسعود رجوی در اولین روز ژانویه نیز با عنوان جدید "کارزار آزادی" طرح نمود تا همان شگردهای قدیم خود را برای فریب به پیش ببرد. در همین راستا مریم رجوی نیز طبق روال همیشگی اش با صرف صدها هزار دلار و بکار گرفتن یک سری مقامات تاریخ گذشته خارجی ادامه کارشکنی ها را برای به پیش بردن خط نیرنگ و فریب آغاز نمود… آنچه مشخص است، بطور تاریخی و تجربه شده، در قاموس فرهنگ این سازمان موضوعاتی به نام تفاهم، صلح و دوستی، هماهنگی و نوعدوستی وجود ندارد، و هر آنچه هست فرهنگیست سراسر خشونت، خود رایی، دیکتاتوری، یکدندگی و… عقب ماندگی از تاریخ و روال طبیعی جامعه امروز. به همین دلیل آنها سرسختانه بدنبال جلو بردن خط خود می باشند. در این زمینه علیرغم قبول جابجایی و یک سری توافقات اساسی برای خروج از عراق همچنان یک سیر بی پایان هیاهو و مجادله های خسته کننده و بی پایه و اساس قانونی برای بدست آوردن همان اهداف را مجدداً شروع نموده اند. به نکاتی که مریم رجوی چندی پیش در یکی از همین کنفرانس های رنگارنگ مطرح نمود توجه کنید: "و من این جا باید تأکید کنم که از نظر مقاومت ایران، نه جابجایی اجباری قابل قبول است، نه زندان سازی کمپ جدید. با هر عنوان و با هرنامی قابل قبول نیست. هرگز، هرگز، هرگز. اجازه بدهید از جانب شما و از جانب همه اعضا و حامیان مقاومت در داخل و خارج ایران بگویم که زندان سازی کمپ جدید یک مرز سرخ است و به کلی غیرقابل پذیرش است. اگر چه ما از پیش آمادگی گروه اول از ساکنان، برای انتقال همراه با خودروها و اموال منقولشان به کمپ لیبرتی را اعلام کرده بودیم. و بلافاصله تضمینهای حداقل امنیتی و حفاظتی و سلامت ساکنان را برای ادامه کار خواستار شده بودیم و هم اکنون نیز آماده ایم؛ البته با همین شرایط. اما هم چنان که از قبل هم گفته ام هرآنچه خلاف روح بیانیه خانم کلینتون باشد، برای ما قابل قبول نیست…" درحالیکه این سخنان ظاهراً یک سری درخواست ها و البته آن هم پس از توافقات انجام شده می باشد… ولی در عین حال حاوی چند نکته مهم پر از فریب و ریا و تزویر نیز هست. اولاً: آنچه مشخص است فرقه رجوی نمی خواهد کشور و ظرفی بعنوان عراق و اشرف را از دست بدهد چون در دنیای جدید و در بین کشورهای آزاد، تنها امکانی است که می توان در آن یک تشکیلات دربسته داشت و اعضا را تحت کنترل قرار داد. بنگرید مریم رجوی در بخش دیگری از سخنانش با یک پیشنهاد مضحک چگونه همچنان می خواهد بطور خسته کننده و بی پایانی این موضوع ادامه داشته و کش پیدا کند در حالیکه توافقات و برنامه های جابجایی و خروج از عراق انجام شده و بایستی اجرا می شد: "من برای نجات راه حلی که جامعه جهانی تلاشهای بسیار زیادی برای آن کرده است، بار دیگر پیشنهاد قبلی خود را تکرار می کنم که یک کنفرانس به ریاست نماینده ویژه دبیرکل در عراق و با شرکت نمایندگان آمریکا و اتحادیه اروپا کمیسر عالی پناهندگان و دولت عراق و هم چنین نائب رئیس پارلمان اروپا و هم چنین رئیس گروه رابطه با عراق در پارلمان اروپا و با شرکت خودم و یا اگر نمی پذیرند با نماینده ساکنان اشرف تشکیل شود. این برای نجات راه حل به دست آمده ضروری و واجب است" دوم: همان نکتۀ ظریف و فریبندۀ همیشگی که خط و استراتژی دهساله اخیر سازمان بر آن بناست را مجدداً به شکل شیادانه دیگری شروع نموده اند چرا که "عراق مکانی است که رجوی براحتی می تواند در آن اعمال حکومت کند کما اینکه در گذشته هم بارها تکرار می کرد محیط اشرف از فلسطین فعلی نیز بزرگتر است و ما اینجا مثل یک دولت حکومت مستقل خود را داریم… و برای آینده نقشه ها داشت…" سوم: بعلت فشارهای بین المللی و قاطع بودن دولت عراق برای خروج فرقه از خاک عراق و دو دور به کشتن دادن ساکنان کمپ که باعث افشا و تنفر جامعه جهانی از سیاست های رجوی شد، اینبار بطور رسمی و علنی دیگر نمی توانند مقاومت کنند و به همین دلیل در ظاهر جابجایی و خروج از عراق پذیرفته شد، ولی در نهان از یک طرف قصد هر چقدر طولانی تر شدن موضوع را داشته است به امید اینکه شاید در منطقه تحولات دیگری صورت گیرد و یا زد و بندهای دیگری را بتوانند به پیش ببرند و از طرف دیگر به احتمال زیاد طرح هایی برای فرار یک سری از اعضای بالا و حتی خود رجوی را در سر دارند… و البته آنچه که تاکنون ثابت شده و به ماهیت سازمان و فرقه رجوی برمی گردد نه تنها هیچ ارزشی برای ساکنان اشرف و اعضای خودش قائل نیست بلکه حاضر است تک تک آنها را هم به بهایی نازل برای مطامع خود قربانی نماید. پس این نکته اول روشن باشد که به هیچ عنوان داد و قال های جدید و به صحنه آمدن مسعود و مریم رجوی برای نجات جان ساکنان اشرف نبوده و هرگز نیز نخواهد بود… و موضوع همان فریب و حقّۀ همیشگی با اسم کارزار آزادی و با اسم تلاش و حفاظت بین المللی و یا با هر اسم و رسم جدید، برای بدست آوردن فرصت و بیشترین استفاده از این دوران برای مطرح شدن و پیش بردن همان مطامع قدیم می باشد… و به دنبال تنها چیزی که نخواهند بود حل و فصل سریع انتقال نفرات به کشورهای خارجی و یا راه حلی برای خروج ساکنان اشرف از کمپ می باشد. کارزار آزادی یعنی کارزار برای کارشکنی، کارزار برای دجالگری و کارزار برای فریفتن جامعه جهانی… و هرچقدر که بتوانند موضوع آزاد شدن ساکنان کمپ از زندانی که طی سالیان آنها را اسیر کرده اند را به تعویق بیندازند و همچنین تلاش برای حفظ برج و باروی شاهانه در عراق که شاید آن را دیرتر از دست بدهند و شرط های جدید نیز چیزی نیست جز اینکه در محل جدید نیز اعضای کمپ مثل گذشته زندانی و تحت تملک فرقه باشند و همچنان راه و یا ارتباطی با دنیای آزاد نداشته باشند. و تنها موضوعی که در بین این هیاهوها و درخواست ها و تلاش های بی وقفۀ آنها ناپیداست… تلاش برای خروج از عراق و حل و فصل مسائل قانونی و پناهندگی ساکنان کمپ می باشد… لطفا کمی به اخبار بنگرید… آیا شما در کلِ اخبار و اطلاعیه ها و موضعگیری های این فرقه در همین یکی دوماه و یا یک سال اخیر به موضوعی برخورده اید که تلاشی برای خروج نفرات کرده باشند؟ آیا دیده اید در این زمینه هزینه ای انجام شده باشد؟ آیا همکاری به چشم می خورد یا هر چه در توان و نفس دارند فقط و فقط برای ماندن و کشته شدن در عراق است؟ نوشتن وصیتنامه برای کشته شدن در عراق!!… شعار چو اشرف نباشد تن من مباد!!… کارزار آزادی برای اشرف!! و… و آیا در این مدت سازمان با پول و ثروت هنگفتی که دارد و روزانه هزاران دلار صرف کنفرانس و سخنرانی ها و… می کند نمی توانست وکلایی خاص برای حل وفصل انتقال نفرات استخدام نماید؟ و همانطور که در سال 1382 در عرض چند روز دویست الی سیصد نفر را به خارج کشور منتقل نمود، آیا نمی توانست موضوع پناهندگی و خروج بخش عمدۀ نفرات خصوصاً هفتصد هشتصد نفری که سابقاً در کشورهای خارجی پناهنده بودند را حل و فصل نماید و پاسپورت های آنها را تمدید نماید؟ در حالیکه در این سالیان به عمد تمامی پاسپورت های نفرات را تاریخ گذشته و بی مصرف نمود، الا یک سری نفرات خاص و اعضای رده بالا… و حال مریم رجوی در سخنانش بازهم بر طبل جنگ و خشونت می کوبد و می گوید: "این مقاومت تنها راه حل ایران است " و در پاسخ بایستی گفت خیر این فرقه، تنها فرقۀ وحشتناک و بختکی برای ایران و جوانان ایرانی است. مریم سنجابی

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا