زهرا میرباقری – فرشته هدایتی، 32 سال در تشکیلات ومناسبات سازمان مجاهدین

با سلام
من و فرشته به همراه حدود 100 تن از زنان سازمان در رده و لایه دوم شورای رهبری وتشکیلات سازمان مجاهدین خلق – رجوی بوده ایم.
این رده در سالن اجتماعات قرارگاه مرکزی سازمان توسط شخص مسعود ومریم رجوی به ما ابلاغ شد، وما در آن زمان بااعتراضات خود به رجوی نوشتیم، با سابقه تشکیلاتی 15 سال در سازمان نباید در رده آزمایشی شورای رهبری قرار بگیریم، وبه آزمایشی بودن این رده اعتراض کردیم، ولی فائزه محبت کارمسئول تشکیلات سازمان به ما گفت شما لایه دوم شورای رهبری هستید به کلمه آزمایشی توجهی نکنید.
هرچند به قول فرشته، رده ما مهم نیست مهم اینست که 30 سال درسازمان مجاهدین عمر وهستی و جوانی ما به هدر رفت وبه ما دروغ گفته شد بجای آوردن آزادی برای مردم ایران خود در چنگال رجوی گرفتار شدیم و در دیکتاتوری نوین رجوی داغون شدیم و اکنون بعنوان یک شاهد عینی ازاین تشکیلات وسازمان با افکارعمومی بویژه نسل جوان ودوستان خود که هم اکنون وهمچنان اسیر ذهنی وجسمی این تشکیلات هستند سخن می گوییم.

فرشته حدود 3 سال پیش نامه زیر را نوشته است، اکنون کتابی را به تحریر در آورده است که به تفصیل موضوعات زیر را شرح داده است، فرشته می گوید: به قولی که به خودم و خوانندگان متن زیر داده بودم وفادار ماندم تا صحبتهایی را که در سازمان با خودم داشتم یک جورهایی مطرح نمایم.
“سکوت علامت رضا نیست حالا بخاطرتمام کسانیکه زندگی شان را بخاطر تحقق یک آرمان ازدست داده اند باید حرف زد، من یک شاهد عینی هستم، شاهدی که از درون یک غار رها شده است، رها شده از درون یک ماشین شستشوی مغزی،رها شده ازدخمه ای که روح انسانها را درآن ازپای می انداخت، تا به کی باید صبر می کردم وبخاطر پرهیز از خوردن مارک و برچسب های احتمالی به سکوت ادامه می دادم، من به مدت 30 سال عمرم را بطور حرفه ای در تشکیلات (سازمان مجاهدین – رجوی) گذراندم هرکس که بودم و هر رده ای که داشتم اصلامهم نیست، مهم اینست که من 30 سال شاهد عینی بودم”.- قسمتی از متن نامه فرشته خلج هدایتی 2015.

* اکنون ضمن خوشحالی و اشتیاق وافرم نسبت به با خبرشدن از سلامتیِ دوست عزیزوگرامی فرشته هدایتی و نیزبه ایشان تبریک ودست مریزاد می گویم که به قول خود با خوانندگانش وفا کرد و اکنون با دست پرونوشتن کتابش مجددا به دیدارهمگان آمد، آرزوی بهترینها و سلامتی هرچه بیشتربرای فرشته عزیز دارم.

برگزیده ای از مصاحبه 2018 فرشته هدایتی

قسمت اول
سوال: آنچه درمورد رقص رهایی گفته میشود آیا شایعه است؟
متاسفانه درمورد رقص رهایی، اگرچه خودم در این رقص شرکت نداشتم ولیکن میتوانم بگم متاسفانه این میتواند واقعیت داشته باشد.
سوال: این را با چه درجه ای از یقین می گویید؟
فرشته: با توجه به تمام شواهدی که من آنجا داشتم و مناسباتی که درآنجا از نزدیک با آن مواجه بودم میتوانم بگویم یقیناً وجود داشته است.
سوال: درنشستهای جمعی که با حضور آقای رجوی وخانم رجوی تشکیل شده است یکبار خانم رجوی رو به زنانی که درنشست شرکت داشته اند می گوید:” چرا تنظیم رابطه نزدیک با مسعود نمی کنید؟ چرا رابطه نمی زنید؟”. آیا اینها می تواند واقعی نباشد.؟
فرشته: خیر. آقای همنشین شما خیلی با احتیاط دارید راجع به این موضوع صحبت می کنید. این صحبتهایی که شما می کنید یکی ازبندهای انقلاب ایدئولوژیک خانم مریم رجوی بود، که هر زنی موظف بود از این بند عبور کند و خودش را در حریم رهبر بداند.
سوال: شاید آن یک حرف معنوی بوده و رابطه هم رابطه معنوی بوده؟
فرشته: درواقع شکل بیان همین بود ولی آن چیزی که ما در ادامه ودرمحتوای رقص رهایی که من هم به نوعی درنشست های متفاوت با آن مواجه و ازنزدیک شاهد بودم نشان دهنده این بود که این محرمیت گامهای فراتری هم رفت.
سوال: حتی این هم گفته شده که تعداد زیادی از زنانی که در تشکیلات بودند به آنها گفته شده بود و آنها تشویق شدند به اینکه رحم خود را درآورند من عذرمی خواهم ازشما خیلی ببخشید از پرسشی که شد. آیا این می تواند واقعی باشد یا همه اینها شایعه است؟
فرشته: نه خیر این هم شایعه نیست. من خودم می توانم شهادت بدهم، البته اینرا در کتابم بهترتوضیح داده ام. امیدوارم کسانیکه بعدا می خوانند بتوانند بهترقضاوت بکنند. ولی داستان در آوردن رحم برای خانمها که خودم هم یکی از آنها هستم به نوعی ترکیبی ازموضوعات پزشکی وموضوعات ایدئولوژیک بود. به این مفهوم که شاید تو جامعه مثلاً ما یک بیماری کوچک زنان داشتیم می توانستیم با مراجعه به پزشک مسئله خودمان را حل کنیم ولی آنجا با ترکیب مسائل ایدئولوژیک وربط دادن به انقلاب ایدئولوژیک اینکه زنی که رحمش را در بیاورد درنوک قله ایدئولوژیک است ما تشویق می شدیم که اینکار را انجام بدهیم.
سوال: شما چه مدت هست که در بیرون تشکیلات هستید؟
فرشته: من حدود 5 سال است.
سوال: خیلی ببخشید که این سوال را می پرسم آیا طی این مدت به پزشک مخصوص زنان اگر مراجعه کردید این موضوع را از شما شنیده است؟ آنچه خود شما فرمودید؟
فرشته: بله من چون بیمارهای مختلفی را خوشبختانه از آنجا داشتم و با خودآوردم مجبورم به پزشکان مختلف مراجعه کنم و اولین سئوال در هر مراجعه ای اینست که چه سابقه پزشکی داری؟ ومن وقتی به آنها می گویم من سیستم زنانه ام را عمل کرده ام دکترها تعجب می کنند،
می پرسند آیا شما بیماری خاصی و خطرناکی داشتی؟ که من به آنها می گویم نه و آنها خیلی برآشفته می شوند ومی گویند: پس اگربیماری جدی نداشتی چرا وچطورشده است چنین اقدامی کردی؟!”
که من واقعا توضیحی براشون نداشتم! در یکی ازهمین مراجعات وقتی من دچارحمله قلبی شدم و دوستم مرا تو بیمارستانی که دراین کشوری که هستم برد، وخانم دکترازمن همین سوال را کرد وقتی توضیح دادم که نه من بیماری خاصی نداشتم ولی عمل جراحی انجام شده است،خانم دکترخودکارش را محکم روی میزکوبید و واکنش خودش را نمی توانست کنترل نماید.
سوال: خانم فرشته هدایتی شاید شما یک نفر اینجوری بوده اید ویا دو وسه نفر؟ اینجا می گویند تعداد بیشتری را گفتنه اند رحمشان را در بیاورند.
فرشته: من مطلع هستم، چون همزمان با من نفرات دیگه ای هم این کار را کرده اند وما در محل بیمارستان اشرف با هم تو یک بیمارستان بوده ایم وهمزمان ما عمل شدیم ولی ولی اینکه دلایل همه ما مثل هم بود، درموضوع پزشکی مطلع نیستم ولی مطمئن هستم ازنظرپزشکی اینکارانجام شد.
سوال: شاید این موضوع شامل یک یا دونفربوده است؟
فرشته: نه خیرتعداد زیادی اینکاررا کرده اند.
سوال: چه تعداد؟
فرشته: من مطمئنم که حدود 100 تا120 تا حداقل مطمئنم که بوده اند.
سوال: آیا آنچه سیامک نادری می گوید وآن سال 1370 وبگیر وببندها { در سازمان مجاهدین –رجوی }، با پوزش ازآقای نادری و بقیه، آیا ممکن است آنها راست نگویند؟ و اینها همه شایعه باشد؟ آخرصحبت ازبگیر وبه بند است! صحبت از بازداشت هست! ونه یک بازداشت ساده و خیلی ازچیزهای دیگر که مایل نیستم بگم.
فرشته: آقای همنشین، باورکنید آن صحبت ها را چون این اتفاقات افتاد. من خودم درگیر این دستگیریها و بگیر و ببندها نبودم ولی شاهد بودم همانطورکه درکتابم گفتم من یک سری از موضوعات را وارد کرده ام شاید درست باشد من اینجا یک نمونه هم برایتان بیاورم، که مشخصا من شاهد بودم زمان دستگیری خانم زهره فخر، یکی از رزمندگانی بود که بعنوان تیم عملیاتی به داخل کشور اعزام شد.
زمانی دستگیر ایشان همان شب خانم معصومه ملک محمدی { مسئول روابط خارجی با کشورعراق} سرمیزغذا طوری وانمود کدر که زهره فخر نفوذی بسیارکثیفی هست وهمین الان ما دستورمیدهیم ایشان را دستگیرمی کنیم.
که من واقعا شوک شدم وزمانی که خانم زهره فخرازسالن خارج می شد توسط دونفر ازکسانیکه ماموریت اینکار را داشتند دستگیرشد.
سوال: ببخشید مگرشما در چه بخش وحوضه ای کارمی کردی که خانم معصومه ملک محمدی این خبرامنیتی را به شما گفتند؟
فرشته: مطمئنم بخاطرسطح وسطوح من نبوده است. ایشان سرمیزشام معمولاصحبت می کردند. در آن جمعی که صحبت میکردند منهم حضورداشتم.
سوال: اجازه میدهید بپرسم شما درچه قسمتی کارمی کردید؟
فرشته: من در آن زمان درقسمت پرسنلی بوده ام. طبعا در این سالها من درقسمت های مختلفی کارمی کرده ام، ولی من عمدتا درقسمت اطلاعات کارمی کردم.
سوال: سرانجام خانم زهره فخرکه خانم معصومه ملک محمدی که به شما گفت: این مزدورکثیف نفوذی است و باید دستگیر بشود و شد، سرانجامشان چی شد؟
فرشته: 3سال بعد بعنوان یکی ازکاندیداهای تیم عملیاتی انتخاب شدند وفرمانده تیم بودند وطی تدارکاتی که برای آن تیم دیده شد آن خانم به همراه یک همرزم دیگه اش به عملیات داخل رفتند ومتاسفانه در این عملیات کشته شد، کم وکیف این عملیات دقیقا الان یادم نیست که برایتان توضیح بدهم بعد از این خبر رهبری طبق معمول از ایشان تقدیر کرد به عنوان یک قهرمان.
سوال: شما فرمودید، ایشان که گفته بود نفوذی کثیف و دستگیر شد.
فرشته: بله این در واقع اتهامی بود که آن زمان در آن پروژه رفع ابهام در واقع تمامش خودش در ابهام بود. به ایشان این اتهام وارد شد.ولی مشخص بود این اتهام دروغ است. وچیز غیر واقعی بوده است و نمی دانم ایشان وخیلی از بچه هایی مشابه ایشان بعنوان کاندید تیم عملیاتی داخل کشور انتخاب شدند و به عملیات اعزام شدند؟! و اگر فراموش نکرده باشم ایشان مال شهربروجرد بودند در غرب کشور.
ادامه دارد.
تنظیم از زهرا سادات میرباقری

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا