اعضای پیشین مجاهدین خلق تا کنون روایتهای متنوعی درباره روابط نامتعارف و نامشروع مسعود رجوی با زنان، ارائه کردهاند. از بتول سلطانی که خود قربانی سوءاستفاده جنسی مسعود رجوی بود تا نسرین ابراهیمی که بدون آنکه مورد سوءاستفاده قرار گرفته باشد، سوءنظر رجوی نسبت به زنان مجاهد را در دیدارها و جلسات تشکیلاتی حس کرده […]
اعضای پیشین مجاهدین خلق تا کنون روایتهای متنوعی درباره روابط نامتعارف و نامشروع مسعود رجوی با زنان، ارائه کردهاند. از بتول سلطانی که خود قربانی سوءاستفاده جنسی مسعود رجوی بود تا نسرین ابراهیمی که بدون آنکه مورد سوءاستفاده قرار گرفته باشد، سوءنظر رجوی نسبت به زنان مجاهد را در دیدارها و جلسات تشکیلاتی حس کرده بود؛ از ایرج مصداقی که با برخی زنان جدا شده از تشکیلات که حاضر نشدند، هویتشان افشا شود، صحبت کرده است و روایتی از رابطه جنسی دسته جمعی میان مسعود رجوی و زنان شورای رهبری را منتشر کرد تا محمد رضا ترابی که از زیر ملحفه رفتن پنج دختر جوان مجاهد با مسعود رجوی، تحت هدایت مریم رجوی، سخن گفت. رضا گوران از دیگر اعضای پیشین تشکیلات است که دریافتهای خویش از این موضوع را در بخش نظرات کاربران، در پای مطلبی که سیامک نادری درباره جلسات “رقص رهایی” منتشر کرد، نوشت:
خوب به یاد دارم که در همان دوران دخمه اشرف ، به یکی از مسئولین گفتم: “سازمان که دائم از طلاق و جدایی میگه، همه زن و شوهرها رو از هم جدا کرد، حتی بچهها رو از پدر و مادرشون گرفت و فرستاد خارج. توی این شرایط که هیچ زن و مردی حتی اجازه نگاه هم ندارن، واقعاً فکر میکنی مسعود و مریم با هم رابطهای ندارن؟”
یکدفعه صورتش سرخ شد، عصبانی شد و با تندی گفت: “این چه حرفیه میزنی؟! مگه تو دیدی با هم بخوابن؟”
خندیدم و گفتم: “بذار یه چیزی از زندگی پدر و مادرم بگم. ما توی یه اتاق کاهگِلی توی روستا زندگی میکردیم، کنار هم میخوابیدیم. ولی من هیچوقت رابطه پدر و مادرم رو ندیدم. با این حال، هر یکیدو سال یه بچه به دنیا میاومد! حالا مسعود و مریم تو کاخ زندگی میکنن، چطور انتظار داری کسی رابطهشونو دیده باشه؟”
اون مسئول لحظهای ساکت ماند، در فکر فرو رفت… حرفی برای گفتن نداشت.
من شخصاً صحنهای از رابطه جنسی مسعود رجوی با زنان شورای رهبری ندیدم، اما چیزی که با چشم خودم دیدم، نوع رابطه و رفتار آن زنها با رجوی بود و بلعکس، کاملاً مثل زن و شوهر بودند، رفتارشان صمیمی و آزاد، طوری که معلوم بود خودشان را برای آن مردک کاملاً رها کرده بودند.
با دیدن آن صحنهها هیچ شکی برایم نماند که رجوی هر کاری دلش خواسته با آنها کرده. به قول معروف، ستاره را با چشم میشود دید، لازم نیست با انگشت نشانش بدهی.
من نمیخواهم تهمت بزنم، ولی چیزی که دیدم، برایم یقین ساخت. حالا هم میگویم:” آقای رجوی! اگه حرفی برای گفتن داری، بفرما به دادگاه. این گوی و این میدان!”
رضا گوران با نام اصلی علی بخش آفریدنده در دهه هفتاد جذب تشکیلات مجاهدین خلق شد و پس از حمله آمریکا به عراق موفق به فرار از تشکیلات شد. او اکنون در کشور نروژ ساکن است. گوران در سال 1393 اقدام به انتشار خاطرات خود از دوران اسارتش در تشکیلات مجاهدین خلق کرد. این روزها بخشهایی از خاطرات او که مربوط به دوران زندان و شکنجه شدنش درون کمپ اشرف است در وبسایت انجمن نجات در حال انتشار است. در این بخش خاطرات، رضا گوران به شرح دقیق و پرجزئیات فرایند سرکوب اعضای منتقد و کسانی که خواستار ترک تشکیلات هستند و به طور خاص شخص خود، میپردازد.
مزدا پارسی

