حضور خانواده حمید محمد آتابای در دفتر انجمن نجات

سازمان ضد مردمی مجاهدین خلق که گذشته سیاه و تلخی دارد و در مدتی که توانست با حمایت مستقیم اربابان حامی تروریستی خود تاکنون زنده بماند، همیشه در حال دروغ و نیرنگ بوده و هست و برای آنکه سیاه نمایی های خود را پوشش دهد به آن رنگ و لعاب حقوق بشری میدهد در صورتیکه دیگر حتی دانش آموزان آلبانیایی نیز به ماهیت کثیف و ضد انسانی آنها پی برده و نام این سازمان را در صدر گروههای تروریستی خطرناک می دانند.
سازمان ضدخانواده مجاهدین توانست در سالهای اول انقلاب و بعد از آن جوانان وطنمان را به بهانه های مختلفی از جمله تحصیلات عالی در بهترین دانشگاهها و یا کار با شرایط و حقوق بسیار خوب در کشورهای اروپایی اغفال نموده و آنها را بدون آنکه کوچکترین مطلبی در مورد ذات خبیث فرقه رجوی داشته باشند به گروه تروریستی خود آورند و از آنها برای اعمال جنایتکارانه خود مورد سوءاستفاده قرار دهند که نمونه های آن فراوان میباشد.
اما گروهی از عناصر فرقه رجوی که تنها برای آزاد شدن از شکنجه های بعثی ها و رسیدن به آزادی واقعی و کشورشان متاسفانه گرفتار حقه های سران فرقه رجوی قرار گرفتند، اسرایی بودند که در زمان جنگ تحمیلی به اسارت ارتش بعثی عراق در امده بودند و در زمان اسارتشان نیز متاسفانه مورد شکنجه های غیر انسانی نیروهای بعثی ها قرار میگرفتند که سران فرقه رجوی فرصت را مغتنم شمرده و برای خوش خدمتی به صدام ملعون به سراغ آنها رفته و با دادن وعده آزادی و غذا و امکانات اولیه ای که بعثی ها از آنها گرفته بودند، توانستند تعدادی از اسراء را به فرقه خود بیافزایند که صد البته بسیاری از آنها بعد از متوجه شدن افکار شیطانی و غیر انسانی سران سازمان ضدبشری مجاهدین تقاضای جدایی نمودند که مورد تهدید و ارعاب آنها واقع شده و بناچار در فرقه رجوی ماندگار شدند که بازهم نمونه های آن فراوان میباشد و حمیدمحمد آق آتابای یکی از این فریب خوردگان میباشد که امروز خواهر وی مهمان دفتر انجمن نجات است.


خواهر حمیدمحمد که به اتفاق همسرش به دفتر انجمن نجات تشریف آورده اند بعد از احوالپرسی مرسوم و خوشامدگویی به آنها در مورد وضعیت برادرش سئوال میکند و میخواهد بداند چرا برادرش آزادی ندارد؟
در پاسخ خواهر بزرگوار به وی توضیح داده میشود که حال عمومی برادرش طبق آنچه برخی از افرادی که از فرقه رجوی جدا شده و در تیرانا بسر میبرند خوب میباشد ولی متاسفانه وی از ناحیه زانو و کمر دچار درد شدید و دیسک دنده ها میباشد که تاکنون نیز چون سران فرقه رجوی اینگونه افراد را زیاد بهاء نمیدهند و از آنها تنها برای سیاهی لشگر و بیگاری استفاده میکردند مورد رسیدگی پزشکی قرار نگرفته حتی با وجود اینکه دیگر بهانه محاصره پزشکی و یا اجازه ندادن دروغین عراقیها به وارد نمودن دارو و تجهیزات پزشکی را در آلبانی ندارند باز هم حمیدمحمد و امثال وی مورد الطاف مریم خائن قرار نگرفته اند تا مداوا شوند.
در ادامه به وی در مورد انتقال اجباری عناصر فرقه رجوی به خارج از تیرانا و در اطراف روستایی در 20 کیلومتری مرکز شهر توضیح داده میشود و اینکه چگونه سران فرقه رجوی با قساوت تمام آزادی محدودی که بعد از گذشت 3 و بعضا 4 دهه نصیب عناصر فرتوت آن شده بود را از آنها گرفته و به مکانی مخروبه که از پادگانهای بازمانده امریکایی میباشد منتقل نموده اند که البته دیگر آلبانی مانند عراق نیست که آنها بهانه بیاورند که عناصرشان امنیت ندارد، بلکه آنها از این میترسیدند که بسیاری از افراد به محض رسیدن به کشور آزاد و دیدن زندگی ساده مردم عادی به دروغهای غیر انسانی سران فرقه رجوی پی برده و از آن جدا شده و یا قصد جدایی داشتند که این با افکار توهم زای سرکرده خائن فرقه رجوی که ادعا مینمود افراد به اراده خود در سازمان تروریستی آنها مانده اند مغایرت داشت و برای جلوگیری از این ریزشها که هر روز نیز بیشتر و بیشتر میشد و باعث آبروریزی سازمان ضد خانواده مجاهدین در تمام دنیا شده بود، سریعا عناصر خود را به 20 کیلومتری تیرانا جابجا نمودند تا بیشتر از این مایه آبروریزی آنها نشود که البته تمام دنیا به چشم خود دیدند که چگونه بیش از 400 نفر از این فرقه ضاله در عرض یک الی دو سال جدا شدند و این یعنی دیکتاتوری مطلق در فرقه رجوی.
خانم آتابای در ادامه در مورد مجامع بین المللی که ادعای حقوق بشری میکنند و در بوق و کرنا میدمند سئوال کرد که چرا آنها تاکنون به حال این افراد رسیدگی نمیکنند که در پاسخ وی گفتیم مجامع بین المللی و بخصوص حقوق بشر و صلیب سرخ تنها شعار میدهند و تاکنون با توجه به مراجعات مکرر خانواده ها و نامه نگاریهای بسیاری که پدران و مادران با آنها انجام داده اند، هیچ گونه جوابی دریافت نکرده اند و این تنها بدلیل بازی های سیاسی و فشارهای بین المللی به کشورمان میباشد که در راس آنها امپریالیسم جهانی از این عناصر فرتوت و پیر برای اهرم فشار بر علیه کشورمان سوءاستفاده نماید و گرنه با همان احمد شهید که زمانی دست نشانده مستقیم امریکاییها بود و نماینده حقوق بشری، چندین و چند بار مکاتبه شد و حتی برخی از خانواده ها با او ملاقاتی انجام دادند و بعد از او نیز با خانم عاصمه جهانگیر نیز هزاران بار نامه نگاری شد ولی متاسفانه به دلائلی که عنوان نمودم رسیدگی انجام نمیشود و عملا سران فرقه رجوی در قرن بیست و یک و در اوج پیشرفتهای بشری، بطور وقیحانه و بیشرمانه اقدام به برده داری نوین مینماید و هیچ ارگان حقوق بشری به آنها اعتراضی نمیکند.
خواهر حمید محمد آتابای میگوید که پدر و خواهر مرحومش با چشمان باز و در انتظار دیدار حمیدمحمد چشم از این دنیا فرو بستند و اکنون مادرمان در بستر بیماری میباشد و چشم انتظار، آیا حق ما خانواده ها این است که تنها برای ساعاتی ملاقات با برادرمان اجازه نداشته باشیم و حتی نتوانیم با او تماسی برقرار نمائیم؟
خانم آتابای را که شدیدا ناراحت شده بود دعوت به آرامش نموده و گفتم انشالله نابودی سازمان ضدخانواده مجاهدین نزدیک است و انشالله بزودی شما نیز شاهد رهایی برادرتان حمیدمحمد خواهید بود و بدانید که این روز دیر نیست و با توجه به جدایی بسیار بالای اعضای فرقه رجوی ریشه کنی ان بزودی خواهد بود.
از وی و همسرشان تشکر نمودم که با وجود راه طولانی شهرشان گنبدکاووس مهمان دفتر انجمن نجات بودند.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.