نجات در هفته ای که گذشت – قسمت ۲۳۱

*شنبه 4 بهمن 7 مطلب جدید حاصل کار روز شنبه سایت نجات می باشد. مروری مختصر بر تعدادی از آن ها به قرار زیر است: الگوی خشونت همان الگوی مجاهدین عملیات مهندسی از دهه شصت تا ۱۴۰۴ محمدعلی صمدی، پژوهشگر تاریخ معاصر: … مجاهدین خلق در خرداد سال ۱۳۶۰ با اعلام جنگ مسلحانه، علیه جمهوری […]

*شنبه 4 بهمن

7 مطلب جدید حاصل کار روز شنبه سایت نجات می باشد. مروری مختصر بر تعدادی از آن ها به قرار زیر است:

الگوی خشونت همان الگوی مجاهدین

عملیات مهندسی از دهه شصت تا ۱۴۰۴

محمدعلی صمدی، پژوهشگر تاریخ معاصر: … مجاهدین خلق در خرداد سال ۱۳۶۰ با اعلام جنگ مسلحانه، علیه جمهوری اسلامی ایران، در حمایت از ابوالحسن بنی‌صدر، تلاش کردند مشروعیت نظام را زیر سوال ببرند. آنان با بهانه درباره محدودیت‌های ساختاری و عدم امکان فعالیت در چارچوب قانون، به نبرد مسلحانه روی آوردند. از همان روز، عناصر مسلح این گروه به خیابان‌ها ریختند و شهروندان عادی و هر فردی که به هر نحوی ظاهر و چهره‌اش به طرفداران جمهوری اسلامی شبیه بود و به وفاداری به نظام شناخته می‌شد را هدف قرار دادند.
… در اغتشاشات اخیر نیز شاهد تکرار همین الگوهای خشونت‌آمیز بودیم؛ از ایجاد رعب و وحشت در میان مردم، ورود به خانه‌ها و آتش زدن خودروها گرفته تا قطع اعضای بدن… همین کارهایی که در این روزها شاهد بودیم، الگوی کار مجاهدین خلق بود. چیزی داشتند به اسم عملیات مهندسی، نمونه‌ای دردناک از این خشونت‌ها، شهادت سه جوان زیر ۲۵ سال _که یکی از آنان ۱۷ سال داشت_ است که با لباس مبدل کمیته انقلاب اسلامی اینها را گرفتند و بردند در خانه‌ای؛ پس از چند روز شکنجه‌های وحشتناک نظیر استفاده از اتو، شوک الکتریکی و کندن پوست… کارهای عجیب و غریبی که از ساحت انسانی به دور است، با تزریق سیانور و در حالی که هنوز نفس می‌کشیدند، زنده به گور شدند. یکی از حوادث معروف ترور یک معلم در حین تدریس در کلاس درس بود، وارد کلاس شدند جلوی تخته سیاه او را به گلوله بستند و خونش بر تخته سیاه پاشید. صحنه‌های وحشیانه اخیر نشان می‌دهد الگو یکی‌ست.
… این‌ها همان رویای شکست‌خورده دهه شصت را دنبال می‌کنند، اما محاسبات آنان اشتباه است و مردم ایران با هوشیاری و حضور در صحنه، پاسخ دندان‌شکنی به آنان خواهند داد. در دهه شصت مردم با حضور گسترده در راهپیمایی‌ها و تشییع پیکر شهدایی نظیر شهید بهشتی و شهید رجایی، تشییع شهدای شاخص ترور و… ادعاهای مجاهدین خلق مبنی بر عدم محبوبیت مسئولان را رد کردند. همکاری مردم با دستگاه‌های امنیتی در شناسایی و خنثی‌سازی تیم‌های تروریستی و خانه های تیمی نیز نقش بسزایی در برخورد با آنان داشت که هسته‌های عملیاتی‌شان را غیر فعال می‌کرد….

تبیین عملیات موسوم به فروغ جاویدان

شهادت ابراهیم خدابنده در دادگاه سران مجاهدین خلق

… “به گفته شخص مسعود رجوی استراتژی سازمان از بدو تشکیل جمهوری اسلامی، سرنگونی آن به صورت قهرآمیز و جایگزین نمودن آن با آلترناتیو مجاهدین خلق بوده است. در 30 خرداد 60 که سازمان احساس کرد آمادگی لازم برای شروع حرکت مسلحانه را دارد این نیت را علنا اعلام نمود و عملا وارد به اصطلاح جنگ مسلحانه با نظام شد. تاکتیک اولیه به گفته سازمان مرحله زدن رأس نظام بود که در عملیات تروریستی 7 تیر و 8 شهریور سال 60 و ترور دیگر سران جمهوری اسلامی در اوایل دهه 1360 صورت پذیرفت و همزمان رجوی همراه با بنی صدر به فرانسه گریخت تا از آنجا سرنگونی را دنبال نماید. این تاکتیک با شکست مواجه شد. تاکتیک بعدی با عنوان زدن سرانگشتان نظام در دستور کار قرار گرفت که تیم های ترور از فرانسه برای انجام عملیات تروریستی علیه هر کسی که حتی ظاهر طرفداری از نظام داشت هدایت می شدند. بعدا فاش شد که در فرانسه یک ساختمان با 120 اتاق با چند صد خط تلفن برای هدایت تیم های ترور در داخل کشور مورد استفاده قرار گرفته است. در این تاکتیک گفته می شد که کسانی هستند که عامل اختناق می باشند، مانند پاسدار، بسیجی، حزب اللهی یا حتی هر کس که مختصر تعلق خاطری به نظام دارد و خط کار این بود که این افراد باید از میان برداشته شوند. گفته می شد که باید رقم ترورها به روزی 100 نفر برسد. هر کس که ریش داشت یا در مغازه اش عکس امام بود یک سوژه ترور محسوب می گردید. این تاکتیک هم به نتیجه نرسید.”
… خدابنده عملیات فروغ جاویدان را با دو خصیصه اصلی به این شکل تبیین می کند:
1- استفاده از خشونت و کشتار و تخریب حداکثری به منظور ایجاد رعب و وحشت در میان مردم با این شعار که اسیر نداریم و تلفات غیرنظامی به هر میزان که باشد اصلا مهم نیست.
2- استفاده از جاده های اصلی مواصلاتی که مورد استفاده عموم مردم است و ورود به شهرها برای ایجاد سپر انسانی در برابر حریف برای بستن دست طرف مقابل برای گشودن آتش
مهندس ابراهیم خدابنده عملیات داعش برای تصرف حلب در سوریه و موصل در عراق را عینا با همین دو خصیصه عنوان نموده و آبشخور آن ها را یکی می داند. او همچنین تاکتیک عملیات یعنی استفاده از خودروها و سلاح های سبک برای سرعت بخشیدن به حرکت و استفاده از عنصر غافلگیری را هم کاملا مشابه ارزیابی نموده و نتیجه گیری می کند که سرنخ هر دو جریان در دست یکی بوده است.

*یکشنبه 5 بهمن

4 مطلب جدید حاصل کار روز یکشنبه سایت نجات می باشد. مروری مختصر بر تعدادی از آن ها به قرار زیر است:

شیوه خاص شکنجه گری

دکتر شکنجه گر “حسین فرصت” با نام مستعار دکتر یحیی

آقای فؤاد بصری: … در نشست مقر مرا سوژه کردند. می گفتند چرا مناسبات ما را شخم می زنی؟ و از این گونه موارد. یک شب در مقر دندان درد شدیدی گرفتم که داشتم روانی می شدم. ساعت دو نیمه شب بود رفتم امداد گر مقر را بیدار کردم و به او گفتم از درد دندان دارم می میرم فکری به حال من بکن. در جواب گفت جایی نمی توانم تو را ببرم. گفتم من دارم از درد می میرم. امداد گر مقر رفت پیش مسئول تشکیلات برادران موضوع مرا با او مطرح کرد. مسئول تشکیلات برادران با مسئول مقر هماهنگ کرد و مسئول مقر با امداد. ساعت سه خورده ای بود که هماهنگ کرد امداد گر مقر با خودرو مرا به امداد ببرد قبل از اینکه مرا پیش دکتر یحیی ببرد، گفت: خواهر فلانی سفارش تو را به دکتر یحیی کرد.
از دردی که می کشیدم نفهمیدم چی گفت. دکتر یحیی دندان مرا چک کرد و گفت بخواب روی صندلی دندان پزشکی. مسئول مقر تلفنی دکتر یحیی را توجیه کرده بود کاری با من بکند که حرف گوش کن باشم و تشکیلات را شخم نزنم. دکتر یحیی شروع کرد به معالجه کردن دندان من، آنهم بدون آمپول بی حسی. درد زیادی هنگام معالجه کردن می کشیدم. آنقدر درد شدید بود که چند بار از روی صندلی بلند شدم و به دکتر یحیی گفتم پدر مرا در آوردی! در جواب گفت تو هم پدر سازمان را در آوردی. من هم پدر تو را در می آورم که آدم شی . دندانی که معالجه کرد تا یک هفته درد داشت و در نهایت توسط دکتر عراقی با آمپول بی حسی کشیده شد.

*دوشنبه 6 بهمن

در این روز کلاً 6 مطلب جدید بر روی سایت نجات داشتیم که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را مشاهده می کنید:

مجاهدین نماینده خشونت طلبان

رجوی ها با ایجاد وحشیگری، جنایت اربابانشان را کمرنگ می کنند

یکی از ویژگی های گروه تروریستی و وطن فروش رجوی این است که با اقدامات خود جنایات اربابان شان را کمرنگ و توجه ها را از تمرکز بر بی رحمی های اربابان خارج کند. رجوی های وطن فروش به قدری در انجام این اقدام خیانت کارانه متبحر هستند که کارنامه شان در این زمینه قطور است.
مدت های مدیدی بود که جنایت صهیونیست ها در غزه در صدر خبرهای جهان قرار داشت. از هر سمت این کودک کشان وحشی مورد اعتراض بودند و کمتر کسی یافت می شد (حتی در بین حامیان اروپایی شان) که جنایات آنها را محکوم نکند. بنابراین آنها که امروز حکم کارگزار رجوی ها هستند، با هدف خارج شدن از این توجه، به تروریست های وطن فروش گروه رجوی و دیگر مزدوران خود دستور دادند تا اعتراضات به حق مردم ایران را به اغتشاش بکشند. اغتشاشاتی خشونت بار و وحشیانه که یکی از اهداف آن زمینه سازی برای تولید خشونت بیشتر بود. به این ترتیب، رجوی های تروریست با اقدامات زامبی گونه خود کاری کردند که از اواسط دی ماه عملاً توجه رسانه های جهان از جنایات صهیونیست ها در غزه و لبنان منحرف و به ایران معطوف شد.
خبر اول بسیاری از رسانه ها تغییر کرد. دیگر کشتار صهیونیست ها در مناطق اشغالی به حاشیه رفت و کمرنگ شد و بجای آن تیترهای اصلی بر ایران متمرکز گردید….

تلاش برای مصادره به مطلوب کشته‌ها

هیچ صدایی در ایران در پی مجاهدین خلق نیست

تشکیلات جامانده مجاهدین خلق تلاش دارد که از جان‌های به خاک افتاده در اعتراضات اخیر، برای خود اعتباری بخرد. در روزهای اخیر، مجاهدین خلق از کشته شدن 38 تن از نیروهای خود در خیابان‌های ایران خبر داده است و با انتشار نام این افراد سعی کرده است آنها را شهدای خود معرفی کند این در حالی است که معترضین در کل روزهای اعتراض هرگز نام مجاهدین خلق و رهبرانش را فریاد نزدند.
در نتیجه این واماندگی و سرخوردگی، رسانه‌های تبلیغاتی سازمان مجاهدین خلق مجبور هستند، دست کم برای راضی کردن نیروهای خود در درون کمپ موسوم به اشرف 3 در آلبانی، یعنی اندک مخاطبان رسانه‌های خود، شماری از کشته‌های حملات تروریستی در اعتراضات را به نام خود بزنند.
برای افشای دروغ‌پردازی مجاهدین خلق، کافی است که اندکی درباره افراد کشته شده‌ای که سازمان به خود منسوب می‌کند، تحقیق کرد. کشته شده‌ها عمدتا معترضینی هستند که در عملیات‌های کشته‌سازی تروریست‌ها در خیابان‌های ایران به قتل رسیدند.
… اعتراضات مردمی ایران که برای چندمین بار توسط عناصر آشوبگر و خشونت‌طلب به اغتشاش و ریخته شدن خون‌ افراد بی‌گناه انجامید برای مجاهدین خلق یک پیام واضح داشت: ملت ایران هرگز مجاهدین خلق را نماینده خود نمی‌دانند….

خیانت، جنایت و وحشی گری

کشته سازی هدفمند گروه تروریستی مجاهدین خلق

یکی از اهداف اصلی گروه تروریستی مجاهدین در مقاطع مختلف تبدیل اعتراض به خشونت و خونریزی و جریحه ‌دار کردن افکار عمومی می باشد. این روش و تاکتیک شکسته خورده با هدف ساختار شکنانه از جمله توهین به مقدسات، تخریب اموال عمومی، به آتش کشیدن اماکن عمومی و مهمتر از همه کشته سازی با هدف ایجاد جنگ روانی در اذهان عمومی و وادار کردن آنها به واکنش‌های تند است، تحرکات این چنینی گروه مسبوق به سابقه بوده و در نا آرامی‌های سال 60 نیز سابقه داشت و آنها همان ‌زمان نیز اقداماتی نظیر آتش ‌کشیدن اتوبوس‌ها و وسایل عمومی و بانک‌ها و تلاش برای افزایش قربانیان را در کارنامه خود دارند.
… عوامل تروریستی مجاهدین که در حوادث اخیر به‌ شدت درصدد اثبات خود به سرویس‌های جاسوسی و سازمان‌های امنیتی بیگانه از جمله آمریکا بودند با شلوغ‌کاری رسانه‌ای تلاش کردند به حامیان بین‌المللی خود نشان دهند که همچنان در ایران پایگاه مردمی دارند و در مسائل اجتماعی تاثیرگذار هستند. اینکه نیروهای این سازمان بودند که حوادث اخیر شهرهای ایران را هدایت کردند و موجب آشوب، هرج و مرج شدند دور از انتظار نیست….

مسعود خدابنده در گفتگو با با کلیدواژه

اپوزیسیون اثبات کرد که به دنبال استقلال ایران نیست

مسعود خدابنده عضو پیشین مجاهدین خلق بار دیگر در برنامه اینترنتی کلید واژه حضور یافت. او که در زمان عضویت در تشکیلات رجوی، محافظ شخصی او بود بر این باور است که در حوادث اخیر که با اعتراض بازاریان در ایران آغاز شد، اپوزیسیون ایران به طور خاص رجوی و رضا پهلوی ثابت کردند که مهره های غرب برای از بین بردن استقلال ایران هستند که او اصطلاح “نوکر” را برای این افراد به کار میبرد.
به گفته خدابنده، در گذر حوادث این روزهای اخیر دو مهره مریم رجوی و رضا پهلوی سوختند چرا که آنها در ارکستری شرکت کردند که با سوار شدن روی خواسته های مردم ایران، هر کس در آن نقشی داشت. به باور او مریم رجوی به دلیل روسری ای که بر سر دارد نمیتوانست چهره این ارکستر باشد و بدین ترتیب وظیفه ایجاد خشونت و آوردن سلاح به میدان را به عهده گرفت.
محافظ پیشین مسعود رجوی، وجه تمایز ملت ایران با ترامپ، نتانیاهو و نوکرانشان را در استقلال طلبی برای وطن میداند. او به درستی اشاره میکند که “منافع معترضین در استقلال است.”

برگرفته از مصاحبه با آقای بهزاد علیشاهی

مروری بر خیانت‌های مجاهدین خلق

آقای بهزاد علیشاهی: … تمام این گروه های تروریستی و خشونت طلب از نسخه ای پیروی می کنند که ارباب آنها برایشان پیچیده و سفارشی است که پیمانکار داده است. این گروه ها در اعمال خشونت مسابقه گذاشته اند و هرکس تلاش می کند خود را خشونت طلب تر نشان دهد.
یک کارآیی دیگر اعمال خشونت مظلوم نمایی است. آنها در عین حال با کشته سازی طرف مقابل را به خشونت طلبی متهم می کنند و خودشان را قربانی جلوه می دهند.
در دوران ما این امر یک فایده دیگر هم برای اربابانشان دارد و آن کمرنگ کردن خشونت و ترور صهیونیست هاست. هیچکدام از این گروه های مدعی تاکنون در خصوص جنایاتی که در غزه اتفاق افتاده است یک کلمه صحبت نکرده اند.
هیچکدام از گروه های اپوزیسیون ایران مستقل نیستند و اصلا در حدی نیستند که خودشان، راهبرد و راه کاری برای اقداماتشان تعیین کنند. آنها صرفا مطیع دستورات هستند. هدف، از بین بردن امنیت در کشور و ناامید کردن مردم به لحاظ روحی است که به این ترتیب کارفرما به هدفش رسیده است. این گروه ها در وطن فروشی و جنایت از هم پیشی می گیرند.
این گروه ها از اول انقلاب نه تنها وطن پرست نبودند بلکه تماما علیه وطن و منافع ملی بودند. آنها مشکلی با تجزیه ایران ندارند به شرطی که چیزی هم به آنها برسد. مجاهدین خلق حتی در خدمت صدام حسین که دشمن متجاوز به خاک ایران بود برای جاسوسی و جنایت درآمدند تا شاید از این طریق به قدرت برسند.
… کسی اعتراض می کند که دلسوز است. او می خواهد چیزی را به نفع خودش و به نفع جامعه تغییر دهد. کسی که دست به اغتشاش می زند نه تنها نسبت به مصالح و منافع جامعه بی تفاوت است بلکه ضدیت هم دارد. او نمی خواهد چیزی را تغییر بدهد بلکه می خواهد همه چیز را بهم بریزد تا بتواند حضور داشته باشد. اعتراض شامل گفت و شنود و مباحثه است اما اغتشاش یک طرفه است و جواب نمی شنود بلکه فقط تخریب می کند. در اعتراض شعارها منطقی است و پیامی دارد اما در اغتشاش توهین آمیز و مخرب است. معترض اصلاح و آشوبگر تخریب می خواهد. در اعتراض، پلیس باید امنیت معترضین را تأمین نماید و مراقب باشد اما در اغتشاش، پلیس باید مقابل باشد و امنیت مردم را حفظ نماید. مهمتر از همه اعتراض نماینده دارد که دیده می شود اما اغتشاش به قول خودشان لیدر دارد. لیدری که دیده نمی شود و حرفش شنیده نمی شود. هدف این گروه های وابسته و ضد مردمی اینست که هر اعتراضی را به اغتشاش تبدیل نمایند. این ها آشوب طلب هستند و صرفا در آشوب حیات دارند….

*سه شنبه 7 بهمن

در این روز 7 مطلب جدید در سایت نجات درج گردید. در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آن ها ارائه می گردد:

اینترنت در تشکیلات مجاهدین خلق

چرا اعضای مجاهدین خلق اجازه دسترسی به اینترنت ندارند؟

… رهبری سازمان همواره می خواهد ذهن اعضاء نگون بخت مشغول مواردی باشد که خودش تعیین کرده است. همان بحث های ایدئولوژیک و قواعد و ضوابط تشکیلاتی که اختیار و آزادی عمل را از اعضا سلب نموده است. اعضا باید به اجبار مطیع و فرمانبردار محض باشند. در حقیقت چشم و گوش بسته هر آنچه را که مسعود و مریم به آنها دیکته می کنند، بی چون و چرا بپذیرند و اجرا کنند. و اگر سر پیچی یا مقاومتی صورت گیرد فرد خاطی به شدت سرکوب می شود.
… تبعات استفاده از کامپیوتر و اینترنت برای اعضا این است که به دنیای خارج از مناسبات تشکیلات وصل می شوند و در نتیجه دروغ هایی که سازمان در طی سالها به خورد اعضای نگونبخت داده بر ملا می گردد. و در آن صورت رشته امور از دست رجوی خارج می شود و آن ساختار فرقه گرایانه نابود می شود.( در مانز آلبانی بیشتر شبیه یک زندان بزرگی است که با دیوارهای بلند و سیم خاردارها و دوربین های پیشرفته احاطه شده تا کسی از قرارگاه اشرف 3 فرار نکند. ) اگر روزی این قید و بندها و محدودیت ها و شرایط سخت فیزیکی برداشته شود، آن وقت افراد انگشت شماری در اشرف 3 باقی می مانند. به همین دلیل رجوی اجازه نمی دهد اعضای سازمان از اینترنت استفاده کنند….

گفتگو با ابراهیم خدابنده

منطق مجاهدین خلق: نصف مردم ایران را هم بکشیم، ارزش دارد

ابراهیم خدابنده: … استراتژی سازمان مجاهدین خلق سرنگونی جمهوری اسلامی بوده است. این استراتژی در مرحله اول زدن رأس نظام بود که به این طریق سرنگونی سریع اتفاق بیفتد و قدرت به دست گرفته شود. که این استراتژی شکست خورد و انجام نشد.
مرحله بعد زدن سر انگشتان نظام بود .مثلاً پاسدار و بسیجی و حزب اللهی و … می گفتند که هر کسی که ریش دارد و هر کسی که عکس امام در مغازه دارد، ترور کنید و می گفتند باید به رقم صد نفر در روز برسیم. این هم شکست خورد…
استراتژی سوم تشکیل ارتش آزادیبخش ملی بود که بروند در دل ارتش صدام به نام ارتش خصوصی صدام که از اون طریق کسب قدرت را انجام بدهند…

روایتی مستند از تاریخ سازمان مجاهدین

جنایت، جاسوسی، خیانت، آنچه در موزه “اسرار سازمان” می‌بینید

موزه دائمی “اسرار سازمان” روایتی از جنایات سازمان مجاهدین خلق، 4 بهمن با حضور شهردار تهران در فرهنگسرای خاوران افتتاح شد. در این رابطه سید سجاد موسوی توضیحاتی درباره این موزه به خبرنگار مهر داد.
موسوی در پاسخ ایده و چگونگی شکل‌گیری این موزه گفت: موزه اسرار سازمان، روایتی مستند از تاریخ سازمان مجاهدین خلق است که از دهه چهل و شکل‌گیری هسته‌های اولیه این سازمان آغاز می‌شود و تا عملیات مرصاد را در بر می‌گیرد. روایت ارائه‌شده در این موزه در بخش‌های مختلفی شامل مبانی فکری و تشکیلاتی مجاهدین خلق، جنگ‌های مسلحانه علیه نظام و مردم، عملیات‌های ترور و بمب‌گذاری، نفوذ و اقدامات خرابکارانه در ارکان مختلف نظام و دولت، و همچنین جاسوسی و همکاری با ارتش رژیم بعث عراق، دسته‌بندی شده است.
وی افزود: این روایت با بهره‌گیری از اسناد تاریخی، آثار تصویری، هنرهای محیطی، بازسازی صحنه‌های واقعی و نمایش فیلم، در فضایی به مساحت حدود هفتصد متر مربع در فرهنگسرای خاوران دایر گردید
… همچنین تطبیق جنایات و عملیات‌های تروریستی متعدد این گروه علیه مردم در دهه شصت، با رویدادهایی که متأسفانه نمونه‌هایی از آن در روزهای اخیر در برخی شهرهای کشور مشاهده شد و توسط همان جریان‌ها هدایت و برنامه‌ریزی می‌گردید، انگیزه‌ای مضاعف برای ایجاد این شناخت، آگاهی و بصیرت سیاسی، به‌ویژه در میان نوجوانان و جوانان، فراهم آورد….

*چهارشنبه 8 بهمن

در این روز مجموعاً 6 مطلب دیگر روی سایت نجات قرار گرفت که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را ملاحظه می فرمایید:

مصادره کشته‌ها

ادعای نقش کلیدی در اغتشاشات اخیر از سوی مجاهدین خلق

… بدین منظور رسانه‌های مجاهدین خلق اسامی چند نفر از کشته‌ها را به عنوان اعضای کانون شورشی مجاهدین با پیشوند “مجاهد خلق” منتشر کردند. اسامی کشته های مصادره شده به شرح زیر است: یاسین میرزایی، رضا قنبری، ماهان رستمی، رضا کدیوریان، رسول کدیوریان.
به عنوان مثال، مجاهدین خلق برادران کدیوریان را که در کرمانشاه کشته شدند، عضو کانون شورشی معرفی کردند اما با توجه به اطلاعات هم محلی‌ها، خانواده و دوستان آنها این دو برادر دارای کاسبی فقیرانه خود بوده و هیچ ربطی به کانون شورشی و مجاهدین نداشته‌اند. همچنین، مجاهدین می‌گویند ماهان رستمی عضو کانون شورشی بوده اما نامبرده نیز که در درگیری‌های آشوبگران مورد اصابت گلوله قرار گرفته، طبق اظهارات بستگان و دوستانش هیچ ارتباطی با تشکیلات مجاهدین نداشته است .
دریک کلام مجاهدین درصدد مصادره کشته‌ها و ثبت به نام خود هستند و به هیچ وجه خسارت‌ها و آتش زدن و سربریدن‌ها را به گردن نمی گیرد. آنها تنها به دنبال موج سواری و ماهی گرفتن از آب گل آلود می باشد.
این خصلت مجاهدین خلق مسبوق به سابقه است.
… رجوی در اغلب نشست‌های تاکتیکی مجاهدین یک حرف را به عنوان استراتژی ثابت تکرار می کرد. او می‌گفت هرگاه یک حیوان وحشی آسیبی به رژیم بزند ولو اینکه آن حیوان وحشی چندین برابر هم به مجاهدین آسیب رسانده باشد ما از عمل آن وحشی استقبال می کنیم و عملکرد آن را به عنوان بیلان خود علیه رژیم می‌پذیریم . یعنی رجوی صرفأ دنبال انتقام گیری، رزومه سازی و مصادره اعمال دیگران است به صرف اینکه خود را مطرح کند….

ترویج نفرت از خانواده در درون تشکیلات رجوی

۱۲ سال حضورم در تشکیلات – قسمت سوم

آقای داریوش قنواتی: … مسعود رجوی بی شرمانه خانواده را کانون فساد و آن را مظهر لیبرالیسم و بورژوازی معرفی می کرد. به همین خاطر او در متلاشی کردن خانواده اعضا نهایت تلاشش را کرد و علاوه بر طلاق دادن زن و شوهرها، فرزندان آنها را هم گرفت و به کشورهای اروپایی بدون اطلاع والدینشان منتقل کرد تا پروژه اش تکمیل شود .
رجوی حتی به این هم بسنده نکرد و به اعضایش می گفت شما باید در ذهن و ضمیرتان خانواده را از بین ببرید و پاک کنید و همه احساساتتان را به سمت نقطه رهبری سازمان سوق دهید. از دیدگاه رجوی مهر و محبت، عشق و علاقه، توجه به جنس مخالف و زن و شوهر به هم، مادر و پدر و فرزند، جرمی نابخشودنی و از گناهان کبیره بود و عشق ورزیدن به آنها را در تشکیلاتش ممنوع کرده بود.
… یکی از اهداف برگزاری نشست های مغزشویی در درون تشکیلات منحط رجوی که بصوردت دوره ای و یا حتی روزانه برگزار می شد، رساندن اعضا به نقطه تنفر از خانواده، مطیع کردن و در نهایت سوء استفاده از آنها در جهت اهداف پلیدش بود و زشت تر اینکه اعضا را مجبور می کردند در هر موقعیتی علناً تنفر خود از خانواده را اعلام کنند. مثلا برخی اعضا را به تلویزیون خودشان آورده و عملا از او می خواستند بدترین کلمات را علیه خانواده اش بیان کند و یا مثلا در دورانی که خانواده ها در اطراف کمپ اشرف در عراق تحصن کرده بودند، مسئولین تشکیلات بنا به دستور رجوی اعضا را پشت سیاج می آوردند و مجبورشان می کردند تا علیه خانواده خود شعار سر داده و آنها را الدنگ خطاب و به سمت آنها سنگ پرتاب کنند….