رجوی در نهایت طعمه بوروژوازی شد

مسعود رجوی در دهه 80 نشست طعمه را در قرارگاه باقرزاده در عراق برگزار کرد. ابتدا این جلسات با حضور خود رجوی و مریم استارت خورد سپس توسط مهوش سپهری، مهدی ابریشم چی و دیگر مسئولین بالای سازمان ادامه پیدا کرد. برای روشن شدن بحث طعمه، لازم می بینم روند وقایع پیش از آن  را […]

مسعود رجوی در دهه 80 نشست طعمه را در قرارگاه باقرزاده در عراق برگزار کرد. ابتدا این جلسات با حضور خود رجوی و مریم استارت خورد سپس توسط مهوش سپهری، مهدی ابریشم چی و دیگر مسئولین بالای سازمان ادامه پیدا کرد.

برای روشن شدن بحث طعمه، لازم می بینم روند وقایع پیش از آن  را به طور مختصر بیان کنم. رجوی در عملیات فروغ جاویدان شکست خورد و در قدم بعد برای توجیه شکست، مقصر اصلی را اعضایش معرفی کرد. بعد از آن شکست ریزش نیرو بالا گرفت و تعداد زیادی از اعضا جدا شدند. در آن زمان هنوز تمام راههای خروج از سازمان بسته نبود و به همین دلیل اغلب آنهایی که جدا می شدند راهی کشورهای اروپایی شدند. رجوی برای پیش گیری از ریزش نیرو به ترفند جدیدی دست زد و بحث انقلاب ایدئولوژیک و طلاقهای اجباری را پیش کشید. تا بدین وسیله بتواند جلوی ریزش نیرو را بگیرد. این ترفند تا حدودی کارساز بود و مدتی ریزش نیرو را کاهش داد، اما کامل قطع نشد. اما رجوی که تحمل ریزش نیرو را نداشت برای جلوگیری از آن، ابزارهایی چون نشست های عملیات جاری و غسل هفتگی را رو کرد تا ذهن و ضمیر افراد را به کنترل در آورد. مقصود از این نشست‌ها این بود که اگر کسی نسبت به رجوی زاویه تشکیلاتی و خطی داشته باشد بتواند در نطفه خفه شود و با ابزاری به اسم “جمع”، عنوان داشت که جمع حکم رهبری دارد وجمع هر حکمی دهد عین حکم رهبری است. با این برخورد و تنظیم اگر کسانی  قصد جدایی داشتند متاسفانه با موج تهدید و سرکوب از سوی جمع روبرو می‍شدند تا بقیه بترسند و جرات نکنند درخواست جدایی بدهند .

با گذشت زمان در واقع رجوی مجبور شد آن چهره غیر دمکراتیک خودش را نشان دهد و خیلی روشن و عریان نیروها را در نشست‌های جمعی تهدید می کرد و می‌گفت اگر کسی بخواهد از سازمان جدا شود به جرم آمدن غیر قانونی به عراق بایستی 8 تا 10 سال را در ابوغریب زندانی شود.

هر چه جلوتر می رفتیم فشارها از سوی رجوی بیشتر می‌شد. نشست‌های شستشوی مغزی تمامی نداشت و با وجود نشست‌های طولانی رجوی ، باز هم افرادی بودند که در خواست جدایی از سازمان را می دادند. در آن وضعیت رجوی در سال 72 بحث حوض را در سالن بهارستان در بغداد شروع کرد و در آن نشست به نیروهایش گفت دیگر بریده نخواهیم داشت اگر کسی بخواهد از سازمان جدا شود اولاً باید مدتی مهمان ما باشد تا اطلاعاتش بسوزد و بعد باید به زندان ابوغریب برود یعنی با این شیوه تمام راه‌‎های جدا شدن از سازمان را بست .

این ترفند ها موجب توقف ریزش نیرو نشد و رجوی را در شرایط بسیار پیچیده و سختی قرار داد که مجبور شد تمام نیروها را در دهه 80 در سالن باقرزاده جمع کند و بحث “طعمه” را که سر آغاز فشار مضاعف و سرکوب عریان و افسارگسیخته بود را در حضور جمع بزرگی شروع کند. رجوی در نشست طعمه روح و روان افراد را هدف قرار داد و برای کنترل اعضا هر گونه انتقاد و یا اعتراضی را در درون سرکوب می کرد. در حقیقت این نشست‌ها و حتی جلسات کوچکتری که داشتیم توسط خود او طراحی و اجرا می شد .

نشست‌های طعمه این گونه بود که نسبت به هر کسی شک داشتند در حضور جمعی از اعضای سازمان بازخواست می گردید. هدف ایجاد ترس و وحشت در میان اعضای سازمان بود. در بحث طعمه  حتی پاسپورت بچه‌هایی که از آمریکا آمده بودند و گرین کارت داشتند را توقیف کرده و از افراد گرفتند تا در صورت لزوم از آن استفاده نکنند. رجوی به صراحت گفت طعمه بورژوازی خارجه نشین نداریم؛ فقط راه ایران باز است آن هم شرط و شروطی دارد. به هر ترتیب کاری می‌کرد تا فرد را پشیمان کند و در سازمان باقی بماند .

امروز مسعود رجوی ناپدید شده است. مریم رجوی و نیروهایش در اروپا ساکن هستند. رهبری مجاهدین در آلبانی برای نماینده‌های آمریکایی فرش قرمز پهن می‌کند و دست به دامن غرب شده تا در این وانفسا دستش را بگیرد و دست کم تشکیلاتش را به عنوان اپوزیسیون به رسمیت بشناسد. همین رهبری که با انواع برچسب‌ها چون “طعمه بورژازی” اعضای خود را سرکوب کرد، اکنون تاوان  پس می‌دهد و خود  طعمه بورژوازی شده است. می‌بینیم که غربی‌ها سازمان را به هیچ می انگارند. تشکیلات مجاهدین خلق در میدان رقابت میان اپوزیسیون ها، میدان را به پهلوی باخته است. این روزها پهلوی مسئله اول سازمان شده است. این دلواپسی و خشم را را هم در پیام‌های مسعود رجوی  و هم در تبلیغات تلویزیون سازمان می‌بینیم. نظام بورژوازی طعمه بزرگ را؛ کسی که ادعای جنگ با بورژوازی داشت را بلعید و مهر باطل را روی پیشانی رجوی کوبید.

محمد رضا گلی