اخیرا تلویزیون مجاهدین را نگاه میکردم فیلمی مبنی بر اینکه “دوباره به پیروزی رسیدند!” پخش می شد. بیشتر شبیه یه یک دورهمی محفل سالمندان بود. این دورهمی خودمانی با دادن شعارهای رنگارنگ و اما بی خاصیت همراه بود که نشان از عقب ماندگی شان است و اینکه تا کجا از واقعیتهای جامعه عقب هستند . […]
اخیرا تلویزیون مجاهدین را نگاه میکردم فیلمی مبنی بر اینکه “دوباره به پیروزی رسیدند!” پخش می شد. بیشتر شبیه یه یک دورهمی محفل سالمندان بود. این دورهمی خودمانی با دادن شعارهای رنگارنگ و اما بی خاصیت همراه بود که نشان از عقب ماندگی شان است و اینکه تا کجا از واقعیتهای جامعه عقب هستند .
وقتی در مورد عقبماندگیشان حرف می زنیم زیاد بیراهه نرفتیم. آنها شعار می دادند: ” این بار هم ما بردیم” !!! اینکه از کدام پیروزی حرف میزنند خودشان هم خبر ندارند. به چیزی که به آنان گفته می شود اکتفا کرده و نعره پیروزی سر می دهند. تا کی می خواهند با سر دادن شعارهای بی محتوا خودشان را گول بزنند؟
مصیبتزدگان آلبانی از بس از اخبار دنیا عقب هستند هنوز فکر می کنند اغتشاشات در ایران ادامه دارد و سرنگونی خیالیشان در دسترس و از طرف دیگر هم سرکرده فریبکارشان هنوز بر طبل توخالی جنگ میکوبد. او نمیداند که در ایران اگر خبری باشد چیز دیگری را دارند داغ میکنند.
رجوی مفلوک فکر میکرد با همکاری صهیونیستها و آمریکا میتواند در ایران جایی داشته باشد اما باز تیرش به سنگ خورد. اکنون به موسوی نخست وزیر گذشته ایران آویزان شده و از اصلاحطلبان میخواهد راهی برای بازگشت وی به داخل کشور باز کنند .
می خواهم واقعیتی در مورد اعضای گروه تروریستی رجوی بیان کنم. فیلمی درباره زامبیها نگاه می کردم. وقتی با اعضای سازمان و عملکرد شان مقایسه کردم بسیار شبیه بودند. افراد زامبی هیچ گونه اختیاری از خود ندارند مانند اعضای مجاهدین در اشرف 3 و هر چیزی که به آنان گفته می شود باید نشخوار کنند و به تعریف و تمجید از سرکرده گروه بپردازند. برای آنها ریشه و اصالتی نمیماند. بنابراین کنترلشان دست دشمن است و به افرادی ضد ملت و وطن تبدیل میشوند .
یکی دیگر از شباهتهایشان کشتن انسانها و خوردن خون آنان است. اگر به جریان اغتشاشات اخیر دی ماه نگاه کنیم در می یابیم همه شان به دنبال کشتار و ریختن خون و کشته سازی بودند و برایشان هیچ فرقی نداشت که فرد کشته شده چه فردی است فقط باید خون ریخته شود و زنده بودن شان با آن تضمین می شود .
در مورد رجوی تروریست باید گفت که او بعد از پیروزی انقلاب در این راه قدم گذاشت و شاهد بودیم که چگونه در سخنرانیهای خود از کشتههای سازمان حرف می زد تا خودش را مبرا از هر گناهی بداند و اگر اکنون دشمنان ایران به این مرحله رسیدهاند، آنان از بعد از پیروزی انقلاب این مسیر غلط را آغاز و طی کرده بودند .
همچنین در سوابق مجاهدین خلق، شاهد آتش زدن اتوبوس شهری و سوزانده شدن افراد بی گناه و کودک بودیم و بعد شاهد کندن پوست سر و جنایتهایی از این قبیل. در همان زمان سازمان در حال ساختن انسانهایی بود که امروز زامبی نامیده می شود. افرادی که از خودشان هیچ ارادهای نداشته باشند و فقط تشنه خون باشند.
اکنون این مسئله را در اعضای مصیبت زده در اشرف سه نیز شاهد هستیم. هنوز بدون اینکه فکری از خودشان داشته باشند به گفته سرکرده به دنبال کشتن و نابودی هستند. عشق ، زندگی و احساسات در وجود آنها نابود شده است.
داستان اغتشاشات اخیر درس خوبی به همه داد تا با شناخت بهتری نسبت به گذشته به این گونه سازمانها و اعضای تربیتشده آنها بنگریم. بدانیم که هیچ تفاوتی در انجام جنایت در بینشان نیست و همیشه در زمین دشمن بازی می کنند .
هادی شبانی

