فعال شدن مسعود رجوی در عرصه تبلیغاتی مجاهدین خلق به چه معناست؟

در طی هفته های اخیر ارگان‌‌های تبلیغاتی سازمان بدنام و تروریستی مجاهدین خلق اقدام به پخش موضع‌گیری های مسعود رجوی در رابطه با حوادث دیماه و همچنین جنگ و دعوا با جریانات سلطنت طلب در خارج کشور کرده‌اند. مسعود رجوی از سال 82 و بدنبال حمله نظامی نیروهای ائتلاف به رهبری ارتش امریکا به عراق […]

در طی هفته های اخیر ارگان‌‌های تبلیغاتی سازمان بدنام و تروریستی مجاهدین خلق اقدام به پخش موضع‌گیری های مسعود رجوی در رابطه با حوادث دیماه و همچنین جنگ و دعوا با جریانات سلطنت طلب در خارج کشور کرده‌اند. مسعود رجوی از سال 82 و بدنبال حمله نظامی نیروهای ائتلاف به رهبری ارتش امریکا به عراق که یکماه طول کشی، مخفی شد، و از آن تاریخ بجز انتشار پیام و یا ویدئوهایی که به وی منتصب می‌شود و خطابش اعضای مستقر در مقر اشرف سه آلبانی است، حضوری علنی و یا تصویری در صحنه نداشته‌است. بدنبال شرکت ترکی الفیصل رئیس سابق دستگاه اطلاعات عربستان در نشست سالیانه مجاهدین خلق در تیرماه 95 پاریس که برای اولین بار صورت می گرفت، وی در سخنرانی اش دوبار از مسعود رجوی بعنوان مرحوم یاد کرد، ولی مترجم کنفرانس از اشاره به واژه مرحوم خودداری کرد. برخی از تحلیل‌گران این اظهارات ترکی فیصل را نشانه‌هایی از مرگ مسعود دانستند. اگر چه سخنگوی مجاهدین خلق آن را تکذیب کرد.

در 17 ژوئن 2003 برابر با 27 خرداد 1382 خبری برای اولین بار در قرارگاه اشرف عراق منتشر شد که حاکی از آن بود که نیروهای امنیتی فرانسه طی عملیاتی بر علیه پایگاه‌های مجاهدین خلق در پاریس، مریم قجر عضدانلو معروف به مریم رجوی را بهمراه 160 نفر از اعضای این سازمان، دستگیر کرده‌اند. انتشار این خبر موجی از بهت و تعجب را در میان اعضای مستقر در قرارگاه اشرف برانگیخت. اعضا تا این تاریخ بخاطر تبلیغات مسئولین و فرماندهان مجاهدین خلق مبنی بر حضور مسعود و مریم در میان نیروها و پخش شایعاتی مبنی بر بمباران محل سکونت آنها توسط هواپیماهای نظامی آمریکایی و مجروح شدن مسعود رجوی فریب خورده بودند. سران مجاهدین خلق تلاش داشتند که چنین در ذهن اعضا القاء نمایند که مسعود و مریم در این شرایط سخت در منتهای فداکاری در کنار اعضا هستند ولی انتشار خبر حضور مریم رجوی در پاریس و خبر دستگیری وی بخاطر پولشویی این واقعیت را در باور اعضا شکل داد که رهبرانشان که مدعی دلسوزی برای اعضا بودند چگونه اعضا را زیر شدیدترین بمبارانها و شرایط سخت زندگی در عراق رها کرده و خودشان به محل امن زندگی در پاریس گریخته‌اند.

مدتی بعد مسئولین مجاهدین خلق برای تحت فشار قرار دادن دولت فرانسه و فراهم نمودن شرایط آزادی مریم رجوی، اعضای ساکن در اروپا را تحت فشارهای روحی وروانی و اجبار عملی جهت خودسوزی قرار دادند و چنین وانمود کردند که گویا مریم رجوی و دیگر دستگیر شدگان در معرض استرداد به جمهوری اسلامی هستند. در جریان این خودسوزی‌ها دو پناهنده ایرانی بنام های ندا حسنی و صدیقه مجاوری جان خود را از دست دادند. سرانجام در اثر خودسوزی ها و اعتصاب غذای تعدادی از افراد در فرانسه و برخی شهرهای اروپایی، در 3 ژوییه 2003 مریم رجوی آزاد شد.

از آن تاریخ به بعد مجاهدین خلق تلاش کردند با خلق داستان‌های حماسی از مقاومت مریم رجوی و همچنین صلاحیت‌های تشکیلاتی و ایدئولوژیکی او، شرایط را برای رهبری و حضور در صحنه سیاسی و جایگزینی مسعود رجوی فراهم نمایند. قبل از آن مسعود رجوی طی نشست‌هایی تحت عنوان بند “ر” با فرستادن مریم رجوی به فرانسه اعلام کرد: هدف از اعزام مریم، بدست گرفتن فضای سیاسی خارج کشور و فعال نمودن هر چه بیشتر هواداران و جامعه ایرانیان و همچنین به انزوا کشاندن جریانات سلطنت طلب و دیگر نیروهای مخالف جمهوری اسلامی از اروپا است.

تا قبل از حوادث دیماه 1404 مریم رجوی کماکان سرکردگی نیروهای مجاهدین خلق در آلبانی و خارج را برعهده داشت و چنین وانمود می‌شد که جای خالی مسعود رجوی را بخوبی پرکرده است ولی با ادامه فعالیت‌های تخریبی و اغتشاشات و فعالیت تبلیغی نیروهای سلطنت طلب در خارج کشور و دست بالای آنها در تبلیغات برای عرضه هر چه بیشتر خود به اربابان آمریکایی و صهیونیستی، مجاهدین احساس کردند از مریم علیرغم تمامی سرمایه گذاری سالیان آبی گرم نمی‌شود و نیاز به نبش قبر دوباره مسعود رجوی و کشاندن این جسد متعفن به صحنه است.  بر همین اساس طی دو هفته اخیر در عرصه ارگان‌های تبلیغاتی مجاهدین خلق شاهد حضور دوباره فعالیت‌های آنچه مسعود رجوی تلقی می‌شود هستیم و مریم به حاشیه کشانده شده است.

در یک جمع بندی از صحنه سیاسی جامعه ایران و صف بندی جریانات مختلف، این واقعیت به روشنی عیان شد که گروه تروریستی مجاهدین خلق فارغ از اینکه مریم و یا مسعود رجوی نقش رهبری آن را داشته باشند در ادبیات مردم ایران سوخته و برای همیشه مدفون شده‌است. حافظه تاریخی مردم ایران صرف نظر از هرگونه نگرش به جمهوری اسلامی، جنایات و خیانت‌های این گروه و سرکرده آن مسعود رجوی را از یاد نبرده و فراموش نمی‌کند.

علی اکرامی