گروه مجاهدین همیشه سعی دارد که از خبرهای داخل ایران به نفع خود استفاده کند. این گروه از خبر اعدام افراد در ایران، جدای از اینکه فرد به چه جرمی اعدام شده است، سوء استفاده می کند. با شانتاژ خبری، تشکیل آکسیون های خیابانی، تشکیل جلسه های حقوق بشری، همراه کردن سازمان های بین المللی […]
گروه مجاهدین همیشه سعی دارد که از خبرهای داخل ایران به نفع خود استفاده کند. این گروه از خبر اعدام افراد در ایران، جدای از اینکه فرد به چه جرمی اعدام شده است، سوء استفاده می کند. با شانتاژ خبری، تشکیل آکسیون های خیابانی، تشکیل جلسه های حقوق بشری، همراه کردن سازمان های بین المللی و امثالهم و با هدف ضربه به حکومت ایران.
سران مجاهدین و به خصوص شخص رجوی بیشتر از هر کسی به دنبال اعدام و کشته سازی و ارتزاق از این موارد هستند. به احتمال زیاد در مطالب مختلف و متعددی شنیده و یا خوانده اید که رجوی با خون ریزی و خون آشامی زنده است. من و دوستانم بارها در اشکال مختلف این موضوع را اطلاع رسانی کرده و مطالبی ارائه کرده ایم که قابل استناد و متقن میباشند.
یکی از این نمونه ها برای اولین بار در نشست های موسوم به “حوض” برای من و بقیه بارز شد. نشست های موسوم به “حوض” برای اولین بار در تشکیلات مخوف رجوی در سال 1374 در بغداد برگزار گردید. در آن زمان مسعود رجوی این نشست ها را به شکل گروهی برگزار میکرد، زیرا گنجایش سالنی که وی نشست ها را برگزار میکرد توان و گنجایش بیشتر از سیصد نفر را نداشت. این مجموعه نشست ها در سالنی به نام ” بهارستان ” اجرا می شد. این مکان محل نشست های اعضای به اصطلاح ” شورای ملی مقاومت ” بود که سالانه یک یا دو بار مسعود رجوی با این افراد نشست میگذاشت.
در آن مقطع زمانی این سالن حدود دو ماه برای جلسات نشست های “حوض” اختصاص یافته بود تا مسعود رجوی آن نشست ها را برگزار نماید. موضوعات مختلف و متعددی در آن سلسله نشست ها مطرح می شد. هدف من در این مطلب اشاره به یک قسمتی از این نشست ها است. قسمتی از مباحث مسعود رجوی مخصوص کسانی بود که در ایران مدتی زندانی بودند. اغلب این افراد جرمشان هواداری و یا عضویت در سازمان مجاهدین خلق بود که با اعلام جنگ مسلحانه توسط مسعود رجوی، بطور علنی با جمهوری اسلامی وارد جنگ مسلحانه شده بودند. در فرهنگ سازمان به آن “فاز نظامی” گفته می شد که از 30 خرداد سال 1360 شروع شده بود.
در دادگاه های جمهوری اسلامی این دستگیر شدگان مجاهدین محکومیت های مختلفی گرفته بودند. برخی حبس های مختلف گرفته بودند ( بسته به نوع جرم مرتکب شده ) و برخی نیز تبرئه و آزاد شده بودند. سر حرف مسعود رجوی با آن تعداد از افرادی بود که یا تبرئه شده بودند و یا مدتی حبس کشیده و آزاد شده بودند.
در قسمتی از مباحث مسعود رجوی در نشستهای حوض، سوالی از طرف او نسبت به حاضرین جلوی رویشان گذاشته شد، مسعود رجوی از زندانیان سابق سوال کرد که “چرا زنده مانده اید؟”!
در پاسخ به سوال رجوی، اغلب افراد با گریه و زاری به مسعود رجوی جواب میدادند، و به این اعتراف میکردند که در زندان و در دادگاه ندامت کرده و خواستار عفو شدند، بعضا هم اعتراف میکردند که اطلاعاتی که داشتند را لو دادند.
مسعود رجوی با سرزنش و توهین به آن افراد میگفت :
” کسانی که اعدام شدند باعث افتخار و سربلندی من و سازمان مجاهدین هستند، و کسانی که زنده ماندند باعث سرشکستگی “!
هدف مسعود رجوی در مرحله اول این بود که آن افرادی که در نشست حضور داشتند در نزد بقیه به غلط کردن بیفتند تا یال و کوپالشان بریزد. این افراد در ذهن بقیه ” قهرمان ” بودند و گفته می شد که این افراد سختی های بسیاری متحمل شده و از زیر اعدام جسته اند! این نوع نگاه از نظر مسعود رجوی یک خطر محسوب می شد، زیرا مسعود رجوی تنها شخص زنده ای بود که می توانست لقب قهرمان بگیرد و بقیه قهرمانها کسانی بودند که اعدام شده بودند. و با این تحقیرها از طرف مسعود رجوی فرد دچار سرشکستگی می شد.
در حقیقت رجوی میخواست این افراد از عرش به زیر کشیده شوند تا در سازمان بخاطرسوابقی که داشتند اقدام به ” کودتا ” علیه رجوی نکنند. در قدم بعد مشخص شد که نیاز مبرم مسعود رجوی به ” کشته سازی ” است. در نظر او این بود که هر چه کشته های سازمان بیشتر باشد رجوی بقای بیشتری خواهد داشت. یک پیامی هم در این نشست ها به حاضرین منتقل شد و آن اینکه اگر دستگیر شدید تلاش کنید که اعدام شوید، زنده بیرون ماندن شما و یا حتی زنده ماندنتان در زندان یعنی که به رهبری سازمان خیانت کرده اید!
و این داستان کماکان ادامه دارد.
بخشعلی علیزاده

