مبارزه خانواده ها با محدودیت های آزاردهنده رهبران مجاهدین خلق

از ویژگی های دنیای مدرن و عصر تحولات دموکراتیک بازگشت و نگاهی نو به مفاهیمی چون آزادی، پلورالیسم و تکثرگرایی، اومانیسم و اصالت بشر، کانون گرم خانواده، عواطف انسانی، حقوق بشر، احترام به فردیت انسانها و حقوق ذاتی آنان است که تحت هیچ شرایطی و توجیهی نبایستی آن را انکار و طرد نمود تا “انسانیت” […]

از ویژگی های دنیای مدرن و عصر تحولات دموکراتیک بازگشت و نگاهی نو به مفاهیمی چون آزادی، پلورالیسم و تکثرگرایی، اومانیسم و اصالت بشر، کانون گرم خانواده، عواطف انسانی، حقوق بشر، احترام به فردیت انسانها و حقوق ذاتی آنان است که تحت هیچ شرایطی و توجیهی نبایستی آن را انکار و طرد نمود تا “انسانیت” معنای راستین و حقیقی خود را بازیابد.

در این میان از دیدگاه عقلانیت انتقادی و نگرش انسان مدرن، “توتالیتاریسم” و “تمامیت خواهی” در هر شکل و رنگ آن، مطلق انگاری ایدئولوژیک و ستیزه جویی، کاریزمای رهبران سیاسی و عقیدتی، دیکتاتوری و فاشیسم، شکنجه، شستشوی مغزی و کنترل ذهن انسانها، اجبار افراد به اطاعت محض از معیارهای خاص و خطوط سرخ، نفی و سرکوب امیال و نیازهای طبیعی، فرقه گرایی، تفکر تک ساحتی، خشونت و ستیزه جویی و سر انجام تروریسم، کشتار بیگناهان و شهروندان با توسل به تفکر ایدئولوژیک و آرمانگرایی سیاسی، امری نابخردانه، مذموم و نکوهیده است.

متاسفانه ما در دنیای کنونی نظاره گر بازتولید مناسباتی غیردموکراتیک و فرقه هایی چون القاعده، داعش، طالبان و مجاهدین خلق هستیم که با توسل به تابوهای ذهنی رهبرانشان و نیز با تاکید بر دگم های ایدئولوژیک و آرمانگرایی به خشونت افسار گسیخته ای دست می زنند که جز تباهی و ناامیدی برای بشریت سود و نتیجه ای نداشته است.

البته باید اذعان کرد که دنیای مجاهدین خلق به شهادت کادرهای با سابقه جدا شده حتی از دنیای تنگ و مخوف داعش و طالبان نیز سختگیرانه تر، مخرب تر و بازدارنده تر است. بیش از دو دهه در مکانی که در دل صحرای تفتیده، خشک و سوزان به نام قرارگاه اشرف موسوم بود و حال در کمپ اشرف 3 در آلبانی در فضایی بشدت محدودیت آمیز، بازدارنده و آزاردهنده، افراد مستقر در آن، سالها بی خبر از دنیای آزاد و بدون اینکه روند و مسیر زندگی را به شکلی طبیعی طی کنند و یا نیازهای اصیل و غریزی آنان ارضاء شود در فضایی کاملا بسته و تنگ، تحت شستشوی ذهنی و مغزی قرار گرفته اند تا برای هر گونه عملیات خونبار و مرگبار آماده گردند! به آنان یاد داده می شود تا از احساسات، عواطف خانوادگی و انسانی تهی گردند! به نیازهای اصیل و متعالی خویش شک و تردید کنند.

بی شک در چنین شرایطی مقام و منزلت حقیقی انسانها مورد بی احترامی و اهانت ضوابط و ارزشهای ایدئولوژیک و فرقه ای واقع می شوند و انسانیت مفهوم واقعی خود را از دست می دهد.

این تراژدی و فاجعه غم انگیزی ست که رهبرعقیدتی مجاهدین با متد بهره گیری از مکانیزم “کنترل ذهن” به صورتی گسترده و به زیان آزادی و حق طبیعی انتخاب آدمی، احساسات و عواطف کادرهای تشکیلاتی مستقر در “اسارتگاه اشرف 3” تدارک دیده است.

بی شبهه، محدودیت های بازدارنده و آزاردهنده حاکم بر مناسبات درون تشکیلاتی مجاهدین خلق در حافظه تاریخی جامعه انسانی مورد نقد و انتقاد گزنده و همه جانبه قرار خواهد گرفت. اما آن چه که هم اکنون خانواده های افراد مستقر در اسارتگاه اشرف در خیال خود می پرورانند چگونگی و نحوه رهایی و نجات فرزندان و بستگانشان است که سالهاست تحت بدترین شرایط بازدارنده، بهترین سالهای عمر و جوانی خود را از دست داده اند. خانواده ها هم اکنون در ایران و سراسر دنیا برای ارتباط گیری و روشنگری عزیزانشان در جستجوی راهی و طریقی هستند تا آنان را از اسارتگاه اشرف3 در مانز نجات دهند. اما سران مجاهدین با کابوس تماس، دیدار و ملاقات خانواده ها و افراد مستقر در اشرف شب و روز را بسر می برند و برای مانع شدن از این رویداد تاثیرگذار و سازنده به ترفندهای غیراخلاقی و شیوه های ماکیاولیستی روی آورده اند. آنان سعی دارند تا با هیاهو، پروپاگاندا و وارونه نمایی حقیقت، خانواده ها را دشمن فرزندان و بستگانشان قلمداد کنند و این امر تلخ و تاسف بار انگیزه کشاکشی بین خانواده ها که خواهان تماس و دیدار با عزیزانشان هستند با سران بی رحم و بی احساس مجاهدین خلق شده است.

اما آن چه که بوضوح می توان به آن اذعان نمود این کشاکش سخت سر انجام تحولی راستین را پدید خواهد آورد که منجر به رهایی و آزادی افراد تحت اسارت در باتلاق فرقه رجوی و آرامش خاطر اعضای خانواده ها خواهد شد که سالهاست برای در آغوش کشیدن عزیزانشان لحظه شماری می کنند. به امید آن روز

آرش رضایی (کارشناس ارشد علوم سیاسی و روابط بین الملل)