چهارشنبه, ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵
رجوی بزرگترین ظلم را به مادران کرد 13 خرداد 1396

رجوی بزرگترین ظلم را به مادران کرد

ظلم رجوی به مادران باعث شد چند تا از مادران در حسرت فرزندانشان فوت کنند و با حسرت از دنیا بروند رجوی و سرانش فکر می کنند می توانند به ظلم خود ادامه دهند در این رابطه کور خواندند مادران قسم خوردند تا آزادی فرزندانشان از دام عنکبوتی رجوی از پا نخواهند نشست.

حضور آقای سعید فیروزی در دفتر انجمن استان مرکزی 11 خرداد 1396

حضور آقای سعید فیروزی در دفتر انجمن استان مرکزی

آقای سعید فیروزی یکی از جدا شده های فرقه رجوی در دفتر انجمن نجات مرکزی حضور یافت. مسئول انجمن ضمن خوش آمدگویی به آقای فیروزی از اینکه ایشان توانسته بود خودش را از فرقه رجوی نجات دهد ابراز خوشحالی کرده و به ایشان مجددا تبریک گفت

یاد آن روزها در کنار پادگان اشرف و کمپ لیبرتی 09 خرداد 1396

یاد آن روزها در کنار پادگان اشرف و کمپ لیبرتی

با هم سر یک سفره می نشستیم، با هم شعار می دادیم، رجوی سنگ دل صدای ما را شنید در رابطه با ما گوشهایش را بسته بود دوران فعالیت خوبی در کنار پادگان اشرف داشتیم خانواده ها سران فرقه رجوی را تا مرز جنون رساندند

نامه ای به عباس گل ریزان در آلبانی 07 خرداد 1396

نامه ای به عباس گل ریزان در آلبانی

امیدوارم حالت خوب باشد من و تمامی اهل فامیل نگران حال شما هستیم من از نبود تو و غم و قصه ای که در نبود تو می خورم مریض شده ام و پیر. ولی در رابطه با آزادی تو از فرقه منحوس رجوی کم نگذاشته ام و سعی خودم را می کنم شما را از فرقه رجوی آزاد کنم

نامه مادران استان مرکزی (اراک) به نخست وزیر آلبانی 20 اردیبهشت 1396

نامه مادران استان مرکزی (اراک) به نخست وزیر آلبانی

فرزندان ما نمی توانند برای خودشان تصمیم بگیرند سازمان تروریستی مجاهدین برای آنها تصمیم می گیرد چکاری را انجام دهند و چه کاری را انجام ندهند. ما مادران این حق را داریم فرزندان خود را در آغوش بگیریم. حق مسلم هر مادری است.

نامه ای به برادرم جعفر مملوکی در آلبانی 19 اردیبهشت 1396

نامه ای به برادرم جعفر مملوکی در آلبانی

امیدوارم حال شما خوب باشد من برادرت حسین هستم. سال جدید را به شما تبریک می گویم امیدوارم سال جدید سال خوبی برای شما باشد و خبر به من برسد یک زندگی آزاد برای خودت انتخاب کرده باشی.

نامه ای به برادر عزیزم محمد جعفر نجفی در آلبانی 18 اردیبهشت 1396

نامه ای به برادر عزیزم محمد جعفر نجفی در آلبانی

امیدوارم هر جاهستی، خوب و خوش و خرم باشی.می دونم فاصله بین من و تو زیاد است، مسافت را نمی گویم که مسافت ها را می شود خیلی زود طی کرد، اما این فاصله ها پرشدنی نیستند

نامه ای به برادرم حمید رضا نوری در آلبانی 20 فروردین 1396

نامه ای به برادرم حمید رضا نوری در آلبانی

چند وقت پیش پدرم برای شما نامه ای نوشت که شاید بعد از چندین سال جوابی به این پیرمرد بدهی و آن را از نگرانی در بیاوری ولی متاسفانه هیچ جوابی به آن ندادی من برادرت مصطفی هستم طاقت نیاوردم و تصمیم گرفتم چند خط نامه برای شما بنویسم و ارسال کنم. چندین سال است که از شما خبری نداریم پدر و مادرمان پیر شده اند و آرزوی دیدن شما را دارند

نامه خانم مهین نجفی به برادرش محمد نجفی در آلبانی! 20 فروردین 1396

نامه خانم مهین نجفی به برادرش محمد نجفی در آلبانی!

چند سال است که از شما خبری نداریم همه نگران حال شما هستند از زمانی که به آلبانی منتقل شده ای دنبال این بودیم که شماره تلفنی از شما بدست آوریم که با شما تماسی داشته باشیم تا به حال متاسفانه موفق نشده ایم نگران شما هستیم بخصوص مادر که از نبود شما قصه می خورد! خیلی دوست دارد یک بار هم که شده شما را ببیند

گفتگویی با فواد بصری مسئول دفتر انجمن نجات استان مرکزی 17 فروردین 1396

گفتگویی با فواد بصری مسئول دفتر انجمن نجات استان مرکزی

بهترین گزینه در حال حاضر برای افراد در فرقه در آلبانی جدا شدن از فرقه است چون کاری در فرقه ندارند فقط فرقه از افراد حاضر سوء استفاده سیاسی می کند و یا ژست سیاسی می گیرد در جیب خودش می ریزد. ریزش نیرو در فرقه ادامه دارد و ادامه خواهد داشت.

خانواده ها بزرگترین اهرم فشار در برابر فرقه رجوی! 30 بهمن 1395

خانواده ها بزرگترین اهرم فشار در برابر فرقه رجوی!

فعالیت و تلاش و کوشش خانواده ها در گرما و در سرمای عراق باعث شد پادگان نفرت انگیز اشرف را تعطیل و بعد ازآن کمپ لیبرتی را تعطیل کنند.

نامه آقای شمس الله نوری به پسرش حمید رضا نوری در آلبانی 25 دی 1395

نامه آقای شمس الله نوری به پسرش حمید رضا نوری در آلبانی

چند سال است که از شما خبر ندارم شماره تماسی هم از شما ندارم که با شما تماس بگیرم من و مادرت هر چند ایام پیری خودمان را طی می کنیم از طرفی نگران حال شما هستیم و مادرت از من می پرسد یعنی روزی می شود که ما بتوانیم حمید را ببینیم مدتی است که به آلبانی رفته ای حالا دیگر چرا با ما تماس نمی گیری ناسلامتی ما پدر و مادر تو هستیم من و مادرت روز شماری می کنیم که شما به آغوش گرم ما برگردی

blank
blank
blank