آیا به دروغ میتوان چیزی را اثبات کرد؟
رهبران سازمان از ملاقات خانواده ها با اعضا جلوگیری می کنند چون باور دارند که وجود خانواده ها و ملا قات با آنها باعث بهم ریختگی و ضعف عنصر درونی افراد ثابت قدم!!؟؟ سازمان میشود و علت فرار آنها را از سازمان فراهم میآورد و کاسه تشکیلات سازمان را با سوراخ بوجود آمده خالی میسازد. این موضوع با ادعاهای سازمان و لم یرتابو بودن افراد انقلاب کرده و جهانی شدن ایدئولوژی سازمان مغایرت دارد.
اعضاء مجاهدین گوشت دم توپ
هر کجا ببینید همین کار را با ما و شما کرده اند پس حالا چرا برای مصاحبه های ساختگی میآیید. ماجرای اعتصاب ها یادتان هست تا به حال به کدام خواست رسیده اید؟ تا بوده سازمان همه را مصرف کرده و جز راحتی برای رهبری بر هیچکس دیگر روا نبوده. آب و هوای خوب اروپا برای رهبری و مگس و پشه و گنداب عراق برای اعضا! این رسم کسانی است که خود را رهبر انقلابی میدانند. چرا این سر همیشه از بدنه جداست؟ این سئوالیست که همه اعضا باید از او بپرسند.
مجاهدین در آستانه 30 خرداد
ما در استانه 30 خرداد هستیم جنگ سازمان با خانواده های اعضا خودش است آیا کسی فکر میکرد؟ هر کس آمده تا بچه اش را پس بگیرد. و فی الواقع سازمان کاملا در محاصره است. این سازمان که میخواست جهانی را فتح کند امروز در این ایام نفس های آخرین تشکیلاتی خود را در عراق میزند و برای این پسرفت هر روز به جنایت بزرگتری در ساحت انسانی دست می یابد.
اصرار مجاهدین بر حرف و عقیده اشتباه
وقتی در مناسبات سازمان نگاه میکردم می دیدم که واقعا اصرار بر انقلاب ایدئولوژیک درونی سازمان توسط رهبران و اعضا و هواداران آن تنها یک خریت بود.عقیده و حرفی که معنی و مفهومی نداشت و راهی به جلو برای آن باز نشد و همیشه نیز سازمان ما را مسئول به جلو نرفتن این حرف اشتباه میدانست.
بر چسب های مجاهدین به خانواده های زندانیان اشرف
از قدیم الایام سازمان ادعا میکرد که ما برای این نمی توانیم بگذاریم شما ها با خانواده هایتان صحبت تلفنی کنید چون خط ها کنترل میشوند و برای این نمی توانید نامه بفرستید چون نامه ها باز میشود. اما حالا بعد از این همه ادعاهای پوچ و مسخره میگوید ما به دلیل این نمی گذاریم شماها با خانواده هایتان ملاقات کنید چون آنها اصلا خانواده های شما نیستند؟! و از طرف اطلاعات فرستاده شده اند! بله پدر و مادر های سالخورده و پیر و خواهران و برادران بچه ها معلوم نیست چطور اطلاعاتی شده اند
شکستی دیگر برای سازمان و اندیشه رهبران آن
خانواده های انجمن نجات بو شهر همراه و همصدا با دیگر خانواده ها در اشرف خواهان دیدار با فرزندان خود و آزادی آنان هستند. و قلبشان هنوز برای فرزندانشان که سالهاست آنها را ندیده اند میطپد. البته خانواده های عضو انجمن مبارزه ای را برای ازادی فرزندانشان شروع کرده اند کی طی این چند سال هر روز شاهد پیشروی آنان هستیم و ما نیز برای ازادی رفقای خود دوشادوش آنان در این مبارزه هستیم.
شهر بازی اشرف، ثمره دست و پا زدنهای مجاهدین
در خبرها آمده بود که اردوگاه اشرف قرار است به شهر بازی تبدیل گردد! دیدم که دولت عراق چه تصمیم درستی را اتخاذ کرده است. واقعا با امکانات کوچکی که در آنجا طی سالیان رنج و تلاش افراد آنجا بدست آمده تنها ارزش شهر بازی شدن را دارد. روزگار را ببینید کسانی که در آرزوهایشان فکر رسیدن به حکومت یک کشور بزرگ را داشتند بعد از 23 سال ماندن در آنجا یعنی از سال 65 تا امروز تنها توانسته اند یک شهر بازی درست کنند!
پیامهای بی دلیل رجوی
که سازمان سیاسی – نظامی سابق که اکنون در حال حاضر وجود ندارد و به یک دپو افراد سالمند تبدیل شده چگونه میخواهد ادعای حضور در صحنه سیاسی مملکت را داشته باشد. سازمانی که با آن همه خیانت ها و ترورها یی که کرده انزجار مردم را از خود کسب کرده است و سازمانی که حدود 28 سال است از کشور رفته و دیگر پایگاهی در آنجا ندارد چگونه میخواهد با حرف دست کم تعدادی را به عنوان سمپات برای خود پیدا کند؟
پیامهای مریم رجوی، فرسنگها دور از واقعیت
پیامهای مریم به عنوان مسئول بالای سازمان در باره 16 آذر دروغهای بزرگی بیش نمی باشد. کسی که در شرایط کنونی از دانشجویان طرفداری میکند و از آزادی نام میبرد باید ابتدا به این سئوال اساسی پاسخ دهد که خود در تشکیلات سازمان چه کرده؟ چه آزادیهایی را از ما سلب کرده؟ اگر بخواهم چند تای آنرا برشمارم:1-ممنوعیت استفاده از نشریات 2-ممنوعیت استفاده از رادیو 3-ممنوعیت بحث و صحبت با دوستان 4-ممنوعیت انتقاد از سازمان 5-ممنوعیت ازدواج 6- ممنوعیت تماس با خانواده و دوستان 7-ممنوعیت تحصیل
کتک زدن مخالفان از اشرف تا فرانسه وتا هر کجای دنیا
این بی دلیل نیست که این سازمان تا آنجا که دستش میرفت خود را آلوده عملیات تروریستی کرد چرا که خود بنا بر تصمیم خود حکم میراند و آنرا اجرا میکرد. حالا چه کسی این اجازه را به او داده بود بماند اما مهم این بود که طرف مقابل بر ضد رجوی حرف زده و یا از او انتقاد کرده. شما ببینید در سالهای 60 چه اتفاقاتی افتاد و همین برخوردها باعث بسته شدن فضای باز سیاسی شد.
فعالیت مریم رجوی در خارج از کشور علیه مردم ایران
رهبر یک سازمان 4 هزار نفری بعد از 5 سال نمیداند که تحریمهایی که توسط امریکا بر عراق وارد میشد در سازمانش و روی تغذیه افراد خودش چه تاثیری دارد.! خب همین موضوع را به دیگر موارد تشکیلاتی سازمان هم بسط دهید خواهید دید که رجوی به تنها چیزی که فکر نمیکرده و مشغله ذهنی اش نبوده سازمانش و افراد خودش بوده که به خاطر او همه چیزشان را ترک کرده و به خاطر او این مصائب را بر دوش میکشند
خیانت رهبران مجاهدین
حالا در ماجرای اشرف باز برملا شد خودشان بعد از آنهمه هوچی گری و به کشتن دادن 11 نفر و اعتصاب غذا یا بهتر بگویم گشنگی به چه چیزی نائل آمدند؟ به ماندن در اشرف خوب این چه اهمیتی دارد قبلا هم که در آنجا بودند. اما در این جریان کدامیک از آنها مریم رجوی یا مسعود ناپدید شده کدامیک در کتک خوردنها و اعتصاب غذا شرکت داشتند و اصلا به جز پیامهای تکراری مبارک باد و پیروز شدیم چه دادند؟