هراس زود رس باند رجوی از آزاد سازی فلوجه!!
باند رجوی درآستانه ی بازپس گیری فلوجه، دست به تخریب نیروهای مردمی پشتیبان ارتش عراق زده که اتفاقا قرار است این نیروها برای برنیانگیختن حساسیت های قومی – مذهبی، وارد فلوجه نشوند وبگذارند ارتش، این شهر طاعون زده را پاکسازی وآزاد کند، پرداخته است. فرقه ی رجوی دراین مورد، یادداشتی را بنام” تروریستهای وابسته به آخوندها در فلوجه” از سایت معلوم الحال العربیه که دشمنی آشکار و پرکینه ای با ایران نشان میدهد، در رسانه های مجازی اش گذاشته که نام نویسنده اش” فارس بن حزام” است که البته بنده ایشان را نمی شناسم.
مویه ی رجوی برمرگ یک تروریست” خه بات” کردستان
لازم به ذکر است که این سازمان کردی، تشکیلاتی است بسیار ضعیف که مردم کردستان توجهی بدان ندارند وباند رجوی هم باوجود بی علاقه گی به سرنوشت مردم کرد، ازاین جریان که دست پرورده ی خودش هست، حمایت میکند واین حمایت صرفا بخاطر داشتن پایگاهی ولو کوچک برای استفاده از گذرگاه های مرزی و… است وگرنه اگر روزی دری به تخته خورد و باند رجوی احتیاجی به این جریانی که خود کردها هم بخوبی نامش را نشنیده اند، نداشته باشد، مانند دستمال یکبار مصرفی به کنار خواهد انداخت.
کاسه ی صبر رجوی، لبریز شد!
آیا این دست وپازدن شما ها باین معنی نیست که به اعضای خود که با هزاران دوز وکلک و وعده های زمینی وآسمانی بدانجا کشیده اید، اعتماد ندارید و می ترسید که با دیدن خانواده هایشان و یاد آوری گذشته ای که درهرصورت بهتر وافتخار آمیز تر از حالا بوده و یا شنیدن حقایقی چند ازدهان آنها، کاسه ی شان را ازرجوی جدا کنند؟!
انتقال ۸۰ نفر از اسرای لیبرتی، مایه ی مسرت است!
ما با آگاهی ازاین موضوع که این انتقال به معنی استخلاص کامل این هموطنان از چنگال های خون چکان رجوی نیست، اما نظر باینکه آب وهوای آلبانی بمراتب بهتر ازعراق بوده و احتمال برخورد خمپاره و… به کمپ تیرانا وجود نداشته وجان این هموطنان بمراتب کمتر از عراق درمعرض خطر است، این واقعه را به فال نیک گرفته و خواسته های زیر را برای تداوم رهائی این گروگان های رجوی، مطرح ساخته ونظر مقامات عراقی، ایرانی، آلبانیایی و سازمان های مدافع حقوق بشری را نسبت به عملی شدن هرچه سریع تر آن جلب میکنیم
هم غلو نمایی و هم بی ارتباط با مسعود رجوی!
جان برکف بودن و فدای جان شیرین بخاطر آرمان های انسانی، حدیث شریفی است واین نوع انسان ها همیشه قابل احترام مردم بوده وخواهند بود که متاسفانه سوء استفاده های زیادی مسعود رجوی ویاران با وفایش؟؟!! ازاین مقوله، سبب نقض غرض شده وخواننده ی سطور بالا که سواد وتجربه ی کافی ازتاریخ نداشته و تنها ازمناسبات موجود درتشکیلات رجوی اندکی اطلاع داشته باشند، گزینه ی شک وتردید را در قضاوت در مورد حنیف ویاران سرفراز او انتخاب خواهند کرد!
ضرب و شتم خانواده ها از طرف چماقداران رجوی، محکوم و مورد نفرت است!
خانواده ها که با انگیزه ی زیاد و با تحمل هوای 43 درجه ای عراق به لیبرتی مراجعه کرده اند، ضمن پرهیز ازهرگونه درگیری، با جملات محبت آمیز خود، بر انجام ملاقات تاکید مینمایند که وابستگان رجوی با مشاهده ی این شیوه ی برخورد آنها وبا احساس اینکه این کلمات محبت آمیز به گوش فریب خوردگان رجوی رسیده وآنها را متحول کند
ابراز شادمانی” مجاهدین خلق” از سقوط هواپیمای متعلق به خلق!!
واقعیت این است که گروه متفرعن رجوی دچار آنچنان استیصالی است که تصور میکند که گیر آوردن خبری این چنینی واعلام آن میتواند از رخوت و سستی موجود درمناسباتش کاسته وکمی به جنبش اش وادارد و تکلیف این نوع جنبش ها- اگر واقعا شکل گیرد- روشن است!
چه کسی به خانواده توهین کرد و آنها را با سنگ زد
سران گروه تن به انتقال نفرات دادن تا جلو خانواده ها را بگیرند دراین 13 سال برای حفظ آن دسته نفرات که راه سومی بوده وبدرجات متفاوتی خود را را رزمنده میدانستند، به لیبرتی رفنتد که قرار بود بزودی به کشور ثالث بروند که امروزه هنوز نرفتند والان خانواده ها دیگر صبرشان تمام شده مجددا به ملاقات می روند که درچند روز گذشته دیدیم که رجوی جنگ تن به تن با آنها براه انداخته که این روش سرانجام خوبی برای رجوی ندارد.
نگاهی به خود فریبی های باند رجوی!!
کنگرس من های آمریکا این درک را ازگذشته داشته اند و ازخیانت های شما بی خبر نبودند و این مسئله را درمقطع زمانی کنونی بدانجهت مطرح کرده اند که مثلا برای چانه زنی های متداول دیپلماتیک و کسب امتیاز استفاده کنند که مسلم بدانید مقبول نخواهد بود!! و اینکه کنگره ی آمریکا چرا باید به راه حل های دموکراتیک علاقمند باشند؟! بحث اش بماند برای مجالی دیگر!!
با وجود تلاش های مذبوحانه ی رجوی، عامل اصلی قهقرا روشن است!
خوشبختانه این قاعده بیشتر ازهمه شامل حال رجوی است و او با نداشتن پایگاه اجتماعی درکنارمیل ورغبت شدیدش به ضربه زدن به مردمی که دست رد بر سینه اش زده اند، با طرح مخالفت با ترور و… – که اعتقادی بدان ندارد- باصدایی هرچه گوش خراش تر فریاد میزند!!!
اشتباه نکنید، رجوی ۱۷ هزار پاسدار کشته و نه ایرانی!!!
کسی دراینجا با این مسئله مخالف نیست وبنظر میرسد که تنها رجوی وهمفکرانش باید مخالف حفظ جان اینها وانتقالشان باشد که درغیر اینصورت، از برکات شهید سازی و ترتیب روزانه ی کلاس های بار سازی افکار بنفع خود بازمیماند!!
ساکنان محروم از هرگونه حقوق درلیبرتی، چگونه میتوانند اموالی داشته باشند؟!
درست تر آنست که رجوی فقط ازنام وعنوان این اسرا بهره میگیرد و تغییراتی در ساختار فرقه ای او ایجاد نشده که اگر میشد، این فرقه مدت ها پیش ازهم پاشیده شده واعضای دربند میتوانستند که سررشته ی زندگی خود را با کمک خانواده های خود بدست گرفته ودرانتخاب این یا آن راه از آزادی لازم برخوردار باشند که ما اثری ازآن نمیبینیم!!