دجالگری مجاهدین برای روز کارگر
سازمان مجاهدین در همه زمینه ها دستش رو شده است و این ژست ها و فیگورهای مترقی که بخود میگیرد اکنون دیگر کسی را فریب نخواهد داد. آنها با توجه به اینکه همه چیزشان را از دست داده اند فقط تلاش میکنند که با تبلیغ بروی چنین مراسمهایی مانند روز کارگر بگویند ما هنوز هستیم!
از «جان نثاری و دعای سلامت برای آیت الله خمینی» علیه امپریالیزم تا «خوشرقصی برای امپریالیزم»
وی همچنین در دراز مدت اثبات کرد که شعارهای ضدامپریالیستی هم جز در جهت حفظ منافع مقطعی سیاسی نبوده است و هرکجا لازم باشد تمام عیار در خدمت امپریالیزم قرار خواهد گرفت. کما اینکه کمتر از ربع قرن پس از این شعارهای مصلحتی، آخرین میخ هم توسط مسعود رجوی بر تابوت شعارهای ضدامپریالیستی فرود آمد
تسخیر سفارت امریکا، مجاهدین موافق یا مخالف؟
برای عقب نشینی از گذشته ای که اکنون باعث شرمساری مجاهدین است، آن ها ادعا می کنند که کشتار شهروندان و پرسنل نظامی امریکا در ایران کار شاخه ای از سازمان بوده که در همان سال ها از گروه انشعاب کرده است اما تیمرمن این ادعا را تکذیب میکند و می نویسد:” در نشریه های مجاهدین که در سال 1980 در ایران منتشر می شدند مجاهدین سالگرد قتل امریکایی ها را جشن می گرفتند و قربانیان امریکایی را” عوامل جنایتکار امپریالیسم امریکا در ایران” می خواندند.”
مجاهدین خلق (فرقه رجوی) و شرایط سیاسی – امنیتی عراق
با این همه تلاش که از سوی انواع گروه های تروریستی به رهبری عربستان و قطر علیه دولت منتخب عراق انجام گرفته و با وجود همه سنگ اندازی هایی که توسط جریانات مخالف با همکاری مجاهدین خلق انجام می گیرد، آقای مالکی به دلیل داشتن پایگاه اجتماعی گسترده و نزدیکی اش به مردم ایران، بیش از هر گروه دیگر شانس موفقیت دارد و این خطر بزرگی برای مجاهدین است
مجاهدین ؛ متحدین سنگ دل رژیم بعث جایگاهی در عراق ندارند
نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۳ در گزارشی مینویسد: در عراق با هر کس که صحبت میکردیم از گروههای حقوق بشری گرفته تا فرماندهان کُرد و افسران اطلاعاتی عراق، همه به یک موضوع اذعان داشتند: در سال۱۹۹۱، مجاهدین خلق و تانکهایشان نیروهای پیشقراول صدام در سرکوب قیام کردها و شیعیان عراقی بودند.
عملیات مروارید سرفصلی سیاه در کارنامه فرقه رجوی
مسعود رجوی در نشستی که سالیان بعد از مروارید برگزار کرد از این موضوع پرده برداشت که در دوران عملیات مروارید هرچه به صاحبخانه مان یعنی صدام اصرار کردیم که اجازه بدهد وارد خاک ایران شویم این اجازه را بما نداد و در این تصور بود که ما نمیتوانیم سرنگون کنیم و اگر وارد ایران شویم و نتوانیم از پس سپاه و ارتش رژیم برآییم آنها وارد خاک عراق میشوند و تا خود بغداد میآیند و کاری که نتوانستند در دوران جنگ 8 ساله انجام بدهند را تمام میکنند!
خودسوزی: اولین و آخرین چاره برای مجاهدین خلق
عملیات خودسوزی تاکتیکی ضروری در متدولوژی فرقه ی رجوی تلقی می شود. این روش ابزاری پرکاربرد برای حفظ موقعیت و جان رهبران فرقه و حفظ ساختار فرقه است. در فرقه عاملان خودسوزی پس از مرگ دلخراش شان”شهید” خوانده می شوند.
بوی گند رجوی همه را خفه کرده است!
اما سوال از فرقه رجوی اینست که آیا قرار داد بین دو کشور برای دادن نفت و گرفتن غذا خیانت است یا دادن اطلاعات کشور به دشمن وقت یعنی صدام؟ آیا هر شب پای بساط صدام دشمن شماره یک مردم ایران نشستن و بخاطر حمایت او شبانه به مواضع دفاعی سربازان ایرانی حمله کردن خیانت به وطن نیست؟
باخت های پی در پی برای مجاهدین خلق
وزارت خزانه داری ایالات متحده ی امریکا به دو شرکت تولید کننده ی هواپیما، بوئینگ و جنرال الکتریک، مجوز داد که فروش قطعات هواپیما به شرکت های ایرانی را آغاز کنند. این مجوز در پی توافقات میان ایران و شش قدرت جهانی که درنوامبر سال گذشته در ژنو شکل گرفت، صادر شد.
بیش از ۹۵ درصد از اعضاء فرقه رجوی به زور مانده اند!
واقعیت اینست که فرقه رجوی به بن بست وحشتناکی رسیده است که دیگر حتی یاران غار آقای رجوی هم توان تحمل خیانتها و وطن فروشی های او را ندارند! محمد محدثین مسئول روابط خارجی سازمان بود. یعنی کسی که از جزیی ترین روابط پنهانی این فرقه با تمام کشورهای اروپایی و امریکایی و حتی مسئولین حکومت صدام اطلاع داشت!
پیام نوروزی مریم رجوی، تکرار یک فانتزی
، امسال رجوی ادعا کرد که سال گذشته برای فرقه اش” دستاورد” به همراه داشته است! شاید این سئوال برای شما هم پیش بیاید که منظور وی از دستاورد چیست؟ بسته شدن کمپ اشرف، خانه ی اجاره ای 26 ساله ی مجاهدین در عراق را دستاورد می نامد یا کشته شدن 52 تن از افراد رده بالای فرقه را؟
نقدی به مقاله آقای حنیف حیدرنژاد
آیا وقتی آغاز سخن با قلب واقعیت شروع شده باشد، می توان تا پایان راه کژروی نداشت؟ می پرسید کجا واقعیت را پوشانده و قلب کرده اید؟ یکبار دیگر مطلب خود را بخوانید، شما شروع انتقاد علنی به مسعود و مریم رجوی را اردیبهشت 1392 با محوریت آقای ایرج مصداقی عنوان کرده اید! آیا حقیقتاً اینگونه است؟ آیا طی سالها پیش از آن هیچ انتقاد علنی به شخص رجوی ها توسط جداشدگان انجام نگرفته بود؟ آیا شما نیز تاریخ را به دلخواه خویش سازمان می دهید؟