یک روزخوب و به یاد ماندنی با دوستان جداشده از فرقه رجوی در اهواز
وقتی من صحنه های شادی اعضای جداشده و دیگر خانواده ها را می دیدم واقعا برای آنهایی که متاسفانه هنوز دربند فرقه هستند حسرت خوردم چون می دانم آنها سالهاست که ازشادی،جشن وسرور ونفس کشیدن درمحیط عاری ازخفقان بدورهستند واصلا یادشان رفته است که چیزی بنام جشن وشادی هم وجود دارد. بهرحال درساعتی ازاین برنامه اعضای جداشده وخانواده ها علاوه برانجام بازی های دسته جمعی هرکدام ازاعضای جداشده یادی ازخاطرات نکبت باردوران اسارت خود درفرقه رجوی کردند تا بیشترلذتی که الان درکنارخانواده خود وبدورازمناسبات جهنمی رجوی می برند را احساس کرده
برپایی جشن فرا رسیدن نوروز با حضور اعضای جدا شده و جمعی از خانواده ها
دراین مراسم که به ابتکار انجمن نجات شاخه خوزستان وبه سبکی جدید برگزارشد ابتدا مسئول انجمن نجات خوزستان مقدم مهمانان عزیز را گرامی داشته و گفت به کوری چشم رجوی ما دراین نقطه جمع شدیم تا پیشاپیش فرارسیدن سال جدید را جشن بگیریم وابراز امیدواری کرد که سال آینده نیزجشن آزادی همه اسیران دربند فرقه اسیرکش رجوی را دردل طبیعت زیبای وطن ودرکنارهم برگزارکنیم.
رستم آلبوغبیش: خاطرات تلخ دوران اسارت در فرقه رجوی – قسمت سوم
تا قبل ازعملیات به اصطلاح مروارید رجوی فقط لایه های بالای فرقه را وارد انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک کرده بودند.اما با بالا گرفتن موج تناقضات اعضا دردرون فرقه بخصوص بعد ازعملیات وآشکارشدن دروغ های رجوی حدودا سال 71یا 72 بود که سران فرقه ابتدا تعدادی ازاعضای معترض به اقدامات رجوی را به زندانهای چک امنیتی فرستادند
رستم آلبوغبیش:خاطرات تلخ دوران اسارت درفرقه رجوی – قسمت دوم
تعدادی را به قرارگاه دیگری در”دبس”که مربوط به فرقه برده بودند!! متاسفانه من براثر مغزشویی های سران فرقه به نمایندگان صلیب گفتم چون ممکن است بعد ازبازگشت به ایران اعدام شوم می خواهم بمانم! اما تعداد زیادی ازاسرا که بهترازمن وبقیه به فریبکاریها ودروغ های سران فرقه پی برده بودند خوشبختانه توانستند همراه با نمایندگان صلیب سرخ ازکمپ اشرف خارج شوند تا درجریان تبادل به ایران بازگردند. متاسفانه بعد ازاتمام تبادل اسرا فکر می کردیم که دیگر راه بازگشتی برایمان متصور نیست!!
رستم آلبوغبیش:خاطرات تلخ دوران اسارت درفرقه رجوی – قسمت اول
درنهایت آنها به عنوان ماموران شیطان که معلوم بود خیلی خوب هم درمکتب او درس فریبکاری وشیادی را آموخته بودند طی چندین نوبت رفت وآمد به اردوگاه وایراد سخنرانی فریبنده والبته با سوء استفاده ازشرایط بد اردوگاه وضعف ما متاسفانه توانستند عده ای ازاسرا ازجمله اینجانب را که به واقع هیچ شناختی نسبت به این فرقه نداشتیم فریب داده وبا خود به کمپ فرقه به نام اشرف ببرند وبه واقع نمی دانستیم که تازه این آغازیک اسارت دیگر است…
نامه خانم سمیرا منصوری به برادرش نصار از اسیران فرقه رجوی
زندان سازانی که نه اجازه می دهند بنویسی و نه تماسی بگیری! باورآن روزها که در اسارت دشمن بعثی بودی تحمل دوریت برایمان آسانتر بود چرا که می دانستیم بعنوان یک سرباز وطن و بخاطر دفاع از سرزمین مادری و دفاع از حریم و ناموس مردمت به اسارت افتاده بودی و ازاین بابت ما به توافتخار می کردیم، ولی اینبار چی؟
پیام تسلیت انجمن نجات خوزستان به خانواده شهیدی
با نهایت تاثر و تالم با خبر شدیم که فرزند آقای کاظم شهیدی از خانواده های فعال عضو انجمن نجات خوزستان که برادرش بنام لفته شهیدی سالهاست اسیر فرقه رجوی است متاسفانه روز سه شنبه مورخه 20/11/93 براثر سانحه تصادف دار فانی را وداع و به رحمت ایزدی پیوسته است. بنابراین ما اعضای انجمن نجات شاخه خوزستان ضمن ابرازهمدردی وعرض تسلیت به خانواده محترم آقای کاظم شهیدی وبا آرزوی صبر و بردباری برای آنها علو درجات وشادی روح فرزند جوانشان را نیز از درگاه خداوند منان خواستاریم.
دیدار اعضای انجمن خوزستان با خانواده فریدون زارع از اسیران فرقه رجوی
ظاهرا درفاصله ای که فریدون نزد من نبود با او صحبت هایی کرده بودند،وقتی فریدون دوباره نزد من آمد به وی هم گفتم مادرهرروز بخاطر تو گریه می کند وخیلی نگران است همه اهل خانواده منتظرند تا تورا با خودم برگردانم ایران با مسئولتان هم صحبت کردم که گفتند مشکلی نیست!بیا برگردیم ایران که متوجه شدم اشک ازگوشه هردوچشمان او جاری شد وگفت اینها می گویندچون من اسیربودم که به سازمان پیوستم اگربرگردم ایران اذیتم می کنم،مرا برای مصاحبه می برند وممکن است که حتی اعدامم کنند!! درهمین حین آن دونفر سازمان سررسیدند که فریدون سریع اشکهایش راپاک کرد! هرچه به او گفتم اینطور نیست باورنکرد من متوجه شدم درفاصله ای با فریدون نبودم اورا ترسانده بودند! بهرحال بعد ازسه روز با اشک وناراحتی من مجبورشدم کمپ اشرف را بدون اینکه توانسته باشم برادرم را با خودم برگردانم ترک کردم وقتی هم به ایران رسیدم ومادرم دید که من دست خالی برگشتم بیشتر گریه وناله کرد.دیگر خبری ازبرادرم نشد تا اینکه سال 88 تا 91 چندین باربه همراه خانواده ها به امید دیدار با او رفتم جلوی کمپ اشرف که متاسفانه مسئولان کمپ با رفتارهای وحشیانه خود مانع ازدیدارما با عزیزانمان شدند.
دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده محمود والی زاده از اسیران فرقه رجوی
آقای محمود والی زاده گفت درابتدا باید بگویم که حقیقتا تلاش انساندوستانه شما برای نجات امثال برادراسیرم ازمناسبات کثیف مجاهدین قابل تقدیراست.اما وقتی شما درباره ماهیت و همچنین تشبثات مذبوحانه رجوی خائن برای نگه داشتن بیهوده اعضای اسیر درعراق برایم توضیح دادید می خواستم این مطلب را اضافه کنم که رجوی ازاول فقط به دنبال منافع شخصی خودش بوده وبس وبه همین خاطرهم دراوایل پیروزی انقلاب اسلامی با فریبکاری ودروغ عده ای ازجوانان این مملکت را جذب سازمانش کرد تا با سوءاستفاده ازاحساسات پاک آنها برای خودش بی شرمانه کسب وجه کند!
دیدار اعضای انجمن خوزستان با خانواده نورمراد کله جویی از اسیران فرقه رجوی
واقعیت این است که قصه های پدرمان جزدرد و رنج اسارت ودوری ازخانواده اش نیست! قصه نورمراد همان قصه دردورنجی است که ما بعنوان فرزندانش درمسیر زندگی کشیدیم وسالها درانتظاربازگشت او بودیم!! مسئولان مجاهدین بهتراست پدرم را آزاد بگذارند تا به میان ما برگردد تا او بتواند بجای کاشتن نهال بید درسرزمین غریب وبی حاصل عراق نهال زندگی خود وخانواده اش را کاشته وپرورش بدهد، بهرحال ما بعنوان فرزندان نورمراد سوءاستفاده مسئولان مجاهدین رجوی ازپدرمان را بغایت محکوم کرده وآن را بعنوان یک اقدام ضد اخلاقی،ضدانسانی می دانیم وما بعدا طی نوشتن نامه ای حتما این اقدام شرم آورعوامل رجوی را پاسخ خواهیم داد.
دیداراعضای انجمن خوزستان با خانواده داریوش کریمی از اسیران فرقه رجوی
رستم آلبوغبیش ضمن تائید صحبت های آقای سیروس کریمی گفت البته امثال من وبرادرشما گناهی جزاینکه فریب یک مردک خودخواه وشیاد یعنی رجوی را خورده بودیم نداریم.اما درمورد برادرتان باید بگویم که وقتی درفرقه رجوی بودم اورامی شناختم وتا مدتها با هم دریک مقر بودیم، فردی کم حرف و واقعا هم باهوش بود همانطورکه گفتید افراد نخبه وباهوش مثل برادرتان درفرقه زیاد بودند، اما حیف ازوقتی که به فرقه می پیوستندرجوی استعدادهای آنها با تحقیرکردن وبکارگیری انواع روش های ضدانسانی سرکوب ونابود می کرد چون او می گفت افرادمی بایست استعداد های خود رادرجهت اقدامات خائنانه فرقه بکاربگیرند!!
دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده ابدال اسدی از اسیران فرقه رجوی
درادامه رستم آلبوغبیش ضمن بیان خاطره مجروح شدن خود درکمپ اشرف وعدم توجهی که سران فرقه برای درمان او داشتند گفت اگر سلامتی اعضای اسیر برای رجوی وسران فرقه اش اهمیت داشت بیهوده درگیری با ارتش عراق درست نمی کرد تا عده ای ازآنها کشته ویا مجروح شوند،اگر حفظ جان اسیران مجروح برای رجوی وسران فرقه اش اهمیت داشت ساعت ها آنها را عمدا درپشت بیمارستان کمپ معطل نمی کرد تا شاید با رفتن خون زیاد ازبدنشان تمام کنند