دیدار انجمن نجات خوزستان با خانواده های راکی و کاربخش
ما خانواده ها اجازه سوءاستفاده رجوی را از خون فرزندان اسیرمان نمی دهیم. رجوی اعضای اسیر و دربند را سپر بلای خود کرده است درحالیکه خودش و دیگر سران این سازمان ضد بشری درخارج به سر می برند. با انواع دسیسه ها مانع خروج اعضا ازعراق می شود. آقای کاربخش اضافه کرد طی چند مرحله که به نیت ملاقات با برادرم به پشت درب پادگان اشرف رفتم از نزدیک شاهد رفتار ضدانسانی و برخورد خشونت آمیزی که مسئولان کمپ با خانواده ها داشتند بودم
همایش اعضای بازگشتی خوزستانی با موضوع”پیدایی و فرجام یک سازمان” – قسمت سوم
به فرمان مسعود رجوی زنان از مردان جدا و روابط وکانون گرم خانوادگی متلاشی گردید.پس ازعملیات موسوم به فروغ جاویدان شمار زیادی از اعضا در عراق تلاش کردند از این فرقه جدا شوند ولی با خشونت درون سازمان مواجه شدند و با روش های مختلف از جمله فرستاده شدن به زندانهای مخوف حزب بعث مانند ابوغریب مورد آزار و شکنجه قرار گرفتند. پس ازشکست درعملیات فروغ جاویدان سازمان کاملا به صورت یک فرقه بسته و مخوف درآمد و کمترین روزنه ای به زندگی آزاد و به روی اعضای آن کاملا بسته شد.
بلاهت و شیادی مریم قجر در اورسوراواز
رجویها هم که در فرهنگ فریب و ریای خود، در وارونه نمایی ولوث کردن کلمات استادند، پادگان اشرف سمبل خیانت و وطن فروشی را سمبل صلابت و اقتدار، عقب نشینی مفتضحانه از پادگان اشرف را تکثیرآن وعناد ولجاجت وکارشکنی خود را به نام ایستادگی، فرارخودشان از صحنه های خطر را، حفظ رهبری وخط و نشان کشیدن برای نیروهای اسیردرلیبرتی را انتخاب آگاهانه اعضا!!، وقربانی شدن این 52 نفر را شهادت، می نامند
رجوی را مقصر اصلی کشته شدن برادرم می دانم
چرا این تعداد را این همه مدت دراشرف نگه داشت؟چرا به هشدارهای دولت عراق برای اینکه هرچه زودتر افراد باقی مانده را از اشرف خارج کند توجه نکرد؟ حالا خود رجوی کجاست که پاسخ دهد برای چی بچه های ما را قربانی اشتباهات و لجبازی های خودش کرده.من مقصر اصلی کشته شدن کسانی که دراشرف بودند ازجمله برادرم را شخص رجوی و دار و دسته اش می دانم ولاغیر
گردهمایی اعضای بازگشتی خوزستان با موضوع”پیدایی تا فرجام” – قسمت دوم
علی اکرامی با بیان این مطلب که دیدار چهره به چهره باشما متاسفانه بر خلاف میل و اراده باطنی، خاطرات تلخ و دوران اسارت را برایم تداعی می کند. روزگاری در پس زمستان سرد و تاریک رجویها در زیر فشار سنگین و طاقت فرسای اختناق حاکم بر تشکیلات در اسارتگاه اشرف و در محاصره دیوار و سیاج و برجهای سر به فلک کشیده، نه شوری، نه امیدی، ونه روزنه ای.
دموکراسی و آزادی از دید رجویها
درحالیکه بالعکس، دموکراسی که فرقه رجوی آنرا نمایندگی می کند، تعبیر و تفسیر دیگری از آزادی بیان و دموکراسی است.استبداد محض است. مثلا لقب رئیس جمهور منتخب مقاومت مریم رجوی!! ایشان در کدام انتخابات فرقه به ریاست جمهوری خود خوانده منتصب شدند؟ توسط کدام نیروهای مقاومت؟
لجاجت رجوی بازهم قربانی گرفت
با دلایل مستدل شکی نیست که رجوی مسئول اصلی حادثه 10 شهریور و کشته شدن اعضایش درکمپ اشرف است آنچه که مسلم است رجوی ها به واسطه جنایات سالیان درحق مردم عراق درامان نیستند و مردم این کشوراز هر فرصتی برای انتقام گرفتن از این فرقه استفاده خواهند کرد ولی رجوی با اشراف به این مسئله همچنان اصرار دارد که اعضایش را درعراق نگه دارد تا شاید بتواند جلوی فروپاشی فرقه اش را بگیرد.
ولع سیری ناپذیر رجوی در خونخواری
شورای به اصطلاح مقاومت فرقه رجوی در واکنش به این تراژدی غمباراسیران پادگان اشرف، وتکرار اراجیف رجوی، به نحو مضحکی آنرا خلق یک حماسه و عاشورا گونه نامید!! واقعا انسان از اینهمه شیادی و دجالی رجوی درعجب می ماند. بله، در پادگان اشرف یک کشتار راه افتاد، اما مقصر و بانی آن کیست؟ آیا غیرازشخص رجوی که به بهانه های مختلف مانع ازخروج نیروهای گرفتار به کشورثالث می شود؟
خباثت رجوی ها در آلبانی
هرچند فرقه رجوی براثر فشارها بالاخره موافقت کرد تا عده ای از اعضا به آلبانی منتقل شوند اما تلاش نمود این انتقال بصورت قطره چکانی و با فاصله زمانی نسبتا زیاد باشد تا شاید بتواند با تهدید وجعل اخبار از وضعیت آنهایی که تاکنون منتقل شدند مابقی اعضا را از رفتن به کشور ثالث منصرف کند. به همین دلیل هم است که از210 نفری که قرار شد به آلبانی منتقل شوند تاکنون حدود 109 نفر منتقل شدند وانتقال بقیه را به بهانه های واهی متوقف کرده است
فرقه رجوی دشمن تخصص و متخصص
، تخصص ومتخصص در دستگاه رجوی هیچگونه ارزشی ندارد و در حقیقت رجویها دشمن تخصص و فرد متخصص هستند. ملاک و معیار انتخاب و گزینش اعضا نه به تخصص و تحصیلات عالیه، بلکه سرسپاری مطلق و به اصطلاح ذوب در رهبری است وهر کس سر سوزنی موضع انتقادی داشته باشد و یا صاحب نظر باشد از گردونه خارج می شود.
گردهمایی اعضای بازگشتی خوزستان با موضوع”پیدایی تا فرجام یک سازمان”
چنانکه می دانید سرکردگان این فرقه ازیک سال قبل اقدامات طراحی شده ای را حول مسئله انتخابات ریاست جمهوری دردستورکار خود قرار داده بودند.آنها با تشکیل یگانهای ارتش در داخل و دعوت به شعارنویسی وهدایت تجمعات و تحصنات دو هدف را دنبال میکردند. هدف اول آنها این بود که با بوجود آوردن زمینه های آشوب و نا امنیهای خیابانی نظم و ثبات جامعه را بهم زده