دیدار با خانم جهانبانی همسر علی ابراهیمی از اعضای گرفتار مجاهدین
روز یکشنبه 17 خرداد 1405 اعضای انجمن نجات خوزستان؛ آقایان علی اکرامی و حمید دهدار سرزده به مغازه خانم مهوش جهانبانی همسر علی ابراهیمی از اعضای گرفتار در گروه مجاهدین خلق رفتند. خانم جهانبانی طبق معمول با برخوردی مهربابانه به اعضای انجمن نجات خوش آمد گویی گفته و احوالپرسی کردند. و در ادامه گفت: از […]
دیدار با برادر عباس تیربخش عضو گرفتار در گروه رجوی
روز دوشنبه 18 خرداد 1405 اعضای انجمن نجات خوزستان با آقای رضا تیربخش در محل مغازه نان فانتزی اش دیداری صمیمی داشتند. در این دیدار ابتدا آقای رضا تیربخش ضمن خیر مقدم به اعضای انجمن نجات گفت: بعد از آخرین دیداری که داشتیم و شما به اینجا آمدید و صحبتی کوتاه با هم در خصوص […]
خاطره ای تلخ از دوران نکبت بار اسارت در تشکیلات رجوی
هنگامی که در قسمت پذیرش قرارگاه اشرف مشغول گذراندن آموزش های نظامی و ایدئولوژیکی بودم، با جوانی بنام مجید که ترک زبان و اهل آذربایجان بود در قسمت پذیرش مواجه شدم. او خیلی افسرده و در خود بود و با دیگر نفرات نمی جوشید و حرف نمیزد و حتی در اوایل حضور در پذیرش غذا […]
ادعای عجیب مریم رجوی سرکرده گروه تروریستی مجاهدین
مریم رجوی در یکی ار سخنرانی هایش در جمع به اصطلاح هوادارانش گفت: برای من رعایت مسائل حقوق بشری و آرمانی مهمتر از کسب قدرت است ! عجب از این همه وقاحت و شیادی این زن متوهم که حد و مرزی ندارد! حال به این خانم متوهم و دروغگو می گویم، پس این همه یقه […]
وصل به تشکیلات مجاهدین خلق با توهم آینده ای روشن – قسمت سوم
یکبار دیگر با خودم تکرار کردم چگونه اینها از من می خواهند به مسعود دروغ بگویم؟ دستم به نوشتن نمی رفت. تا ظهر که مارش نهار را در پایگاه الهی زدند نتوانستم حتی یک سطر بنویسم! عصر فریدون سلیمی برای تحویل گرفتن گزارش مراجعه کرد که به محض دیدن صفحه سفید کاغذ گزارش با تعجب […]
خواب دیدن در تشکیلات مجاهدین ممنوع بود
مقدمتا عرض کنم که سال 64 همزمان با ازدواج مسعود رجوی با مریم قجرعضدانلو موضوع انقلاب ایدئولوژیک در تشکیلات مجاهدین استارت خورد که بعنوان مرحله اول انقلاب نام گرفت، که در اصل شروع کار رجوی برای نابودی کانون خانواده در تشکیلاتش بود. چون او می دانست این کانون اصلی ترین دشمن بقای تشکیلاتش است. رجوی […]
وصل به تشکیلات مجاهدین خلق با توهم آینده ای روشن – قسمت دوم
بالاخره بعد از دو روز پیاده روی و شترسواری به داخل خاک پاکستان وارد شدیم. تعدادی از قاچاقچیان پاکستانی در حالیکه مقداری میوه برایمان آورده بودند، ما را تحویل گرفتند. بهنگام پیاده شدن از شترها به دلیل اینکه ساعاتی طولانی سوار بر شتر بودم پاهایم بشدت متورم شده بود و توان ایستادن نداشتم. بعد از […]
وصل به تشکیلات مجاهدین خلق با توهم آینده ای روشن – قسمت اول
روز 5 آذرماه برای آخرین بار شهرم را با هزاران خاطرات تلخ و شیرین و به امید کمک برای ساختن آینده روشن و بهتر برای مردم کشورم، به مقصد شهر کرمان ترک کردم. غم و اندوهی سنگین وجودم را فرا گرفته بود. به سوی سرنوشتی نامعلوم در حرکت بودم، در آخرین ساعت حرکت خبر بستری […]
حضور فتح الله پیرزادی در دفتر انجمن نجات خوزستان
روز یکشنبه 11 خرداد 1405 فتح الله پیرزادی برادر حیدر پیرزادی از اعضا گرفتار در مقر اشرف سه تشکیلات مجاهدین خلق در آلبانی در دفتر انجمن نجات خوزستان حضور و با اعضای این دفتر دیدار کرد. در ابتدا اعضای انجمن نجات خوزستان ضمن تشکر از حضور آقای پیرزادی وی را در جریان وضعیت اعضا در […]
رجوی به بهانه آزادی خلق، آزادی را از اعضایش سلب کرد – قسمت پایانی
بعد از ورود به کمپ اشرف در تیپ 200 به فرماندهی حسین ابریشمچی سازماندهی شدم. چیزی نگذشت که آموزش های رزمی جدید و مانورهایی که بوی انجام عملیات جدیدی می داد، شروع شد. نوروز سال 67 فرا رسید و روز اول عید همه ما را در زمین صبحگاه مرکزی جمع کردند. لحظاتی بعد مسعود و […]
رجوی به بهانه آزادی خلق، آزادی را از اعضایش سلب کرد – قسمت اول
سال 65 رجوی به عراق رفت و با تاسیس ارتش آزادی بخش عملا همکاری خود با صدام متجاوز به خاک کشورمان را اعلام و از هوادارانش در ایران و دیگر کشورها خواست تا به هر طریق برای پیوستن به ارتش او، خود را به عراق برسانند. البته تشکیلات سازمان نفراتی هم را بعنوان پیک نیرویی […]
چرا و چگونه به انجمن نجات پیوستم؟- قسمت پایانی
طبق توصیه های مژگان پارسایی در جریان ملاقات خانواده ها با وابستگان خود می بایست چهارنفر از اعضای وفادار به رجوی در پوش نفرات پذیرایی، روند ملاقات را کنترل می کردند و کلیه صحبت ها را شنود می کردند. به اعضا تاکید شده بود نباید با اعضای خانواده ها برخوردهای عاطفی و احساسی داشته باشند. […]