مصاحبه با آقای اسماعیل شمس الدین
آقای اسماعیل شمس الدین از اعضای جدا شده از فرقه رجوی می باشند. که در مورد رابطه خود با سازمان مجاهدین موضوعاتی را مطرح می کنند.
تردید و نگرانی در بدنه و رهبری مجاهدین
تمام تبلیغاتی که تاکنون از طرف این سازمان اعلان شده و یا در آن دمیده شده است هیچکدام پایه و اساس جدی ندارد و سرنوشت این کمپ یا قرارگاه یا شهر و یا هرچه که هست کاملا مشخص و رو به تعطیلی دائم و نابودی است و تردیدی در آن نیست خصوصا که توسط بالاترین نقطه رهبری این سازمان یعنی مسعود رجوی اعلام شده است.
ناگفته هایی از زبان آقای شمس الدین – قسمت پنجم
آقای اسماعیل شمس الدین از اعضای جدا شده از فرقه رجوی می باشند. که در مورد رابطه خود با سازمان مجاهدین موضوعاتی را مطرح می کنند.
خوشحالی بی سرانجام مجاهدین
با توجه به ضرب العجلی که دولت عراق از قول مشاور امنیت ملی خود موفق الربیعی اعلام کرده است یعنی دو تا سه ماه آینده بایستی وضعیت این قرارگاه تعیین تکلیف شود و چون مصاحبه با اعضاء این گروه توسط صلیب سرخ جهانی صورت گرفته دیگر کار چندانی نمانده مگر اعلام پذیرش کشورهای اروپایی برای پذیرفتن افراد این گروه.
خنده در برون، گریه در درون
دولتهای غربی اشغالگر که بعد از تصرف عراق به بهانه ایجاد دموکراسی خود تعریف و از پیش امتحان داده خود در ظاهر این فرقه را بعد از درگیری صوری خلع سلاح کرده بودند درعمل بصورت پنهان و آشکار و به صور مختلف از آن حمایت میکردند تا بلکه بتوانند از آن برگی بر علیه ایران در تعاملات پیش روی داشته باشند اما نمی فهمیدند که این فرقه اساسا محلی در ایران ندارد
خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت پنجم
بعد که آن نفر روی حرف خودش مجدداً تکیه کرد که نفر من همین الان دو پا در یک کفش کرده که می خواهم بروم من چطور او را تا سه سال دیگر نگه دارم. رهبری یک دفعه چهره اش عوض شد. به قسمت جلوی سن آمد. [ رجوی ] آستینش را بالا برد وگفت: قرارگاه اشرف کاملاً مستقل است همان طور که نوشابه سازی، نانوایی و بیمارستان دارید. سردخانه و قبرستان هم داریم. حذف فیزیکی می کنیم
گریه غزه خنده اورسورواز
مجاهدین این ابراز علاقه خود از نزدیکی به شر مجسمی مثل دولت غاصب اسرائیل هرگز پنهان نکرده اند و همیشه این همکاری وجود داشته و دارد تأیید هلوکاست و دسته گل گذاشتن بر سر قبور درست اندکی قبل از این تهاجمات و همزمان نفی کردن هلوکاست واقعی که در جریان است و دنیا را به خروش آورده واضح و مؤکد همین مبحث است.
آخرین معیار مجاهدین برای جنگ مسلحانه
امروز، مجاهدین ازکمبود حمایت مردمی، اسلحه وهمچنین مرز رنج می برند وتنها وآخرین دستاویز آن ها قرارگاهشان، کمپ اشرف، است که قراراست تحویل حکومت عراق شود ومتعاقباً تعطیل شود.بدین ترتیب، سران سازمان مجاهدین خلق راهی ندارند مگرتداوم بخشیدن به حضورشان درکمپ اشرف عراق زیرا اکنون نیاز ضروری آن ها داشتن مکانی است برای بقای آن ها به عنوان ارتشی، منسجم.
قصه شهر رباط ها
رباط های انسان نمای درون پادگان اشرف وحتی پادگان مریم درقلب دمکراسی اروپا هرروزشان شبیه روزگذشته است. درساعت مشخصی که صبح بسیار زود است، ازخواب بیدار می شوند، درمکان و ساعت مشخصی غذا می خورند، کارهای تکراری ومشخصی انجام می دهند که می توانند درآب دادن به یک باغچه، یاتمیزکردن یک تانک نفربر باشد درساعت مشخصی خاموشی اعلام می شود و همه مجبور هستند به خواب روند…
بین جنگ و دموکراسی رابطه ای هست؟
. این تناقض را چگونه پاسخ میدهید یعنی از یکطرف خواهان دموکراسی و تغییر دموکراتیک هستید و از طرف دیگر صدها و هزاران بار بلندتر و رساتر فریاد”جنگ” چنانکه در این شعار محوری آورده شده سر میدهید رابطه جنگ و دموکراسی قابل هضم نیست. توجه دارید که مبارزه برای کسب یک هدف مشروع همواره در تمام دیدگاهها پذیرفته شده است اما مبارزه با جنگ تفاوت دارد. و اصولا چرا شما و دستگاههای زیردستان این همه روی شعار”جنگ” و”اهل جنگیم” و”به جنگ تا به جنگیم” مانور میدهد.
ابراز وحشت مجاهدین از زبان عفو بین الملل
دولت عراق از نقض حاکمیت خودش توسط گروههای تروریستی و ایجاد بلوا و آشوب و تفرقه اندازی نه تنها استقبال نمیکند بلکه چه به لحاظ نظامی و چه در صحنه سیاسی و چه در محاکم قضایی نیز بدنبال حذف این جریانات که عمدتا بصورت ابزار دست قدرتها برای اعمال حاکمیت خود هستند برخورد خواهد کرد و لذا این فرقه تروریستی نیز که پرونده همکاری اش با صدام حسین دیکتاتور پیشین عراق هنوز مفتوح است خصوصا در مورد کشتار اکراد عراقی…
محکومیت تروریسم در هند توسط مجاهدین تروریست
رئیس جمهور خود خوانده فرقه تروریستی رجوی که در طی سه دهه انواع و اقسام عملیات تروریستی را تجربه و به منصه ظهور رسانده است و همواره نیز از آن دفاع نموده است تا جایی که در لیست تاریخی تروریسم برای همیشه جای گرفته و مطرود جهانیان و بطور خاص جامعه ایرانیان چه در داخل و چه در خارج از مرزهای جغرافیایی قرار گرفته است، با ذکر و بیان این واقعه تروریستی انگشت اتهام را بدون دلیل و صرفا و از روی اغراض سیاسی و از قضا برای دور کردن نیروهای سیاسی و دولتها از منشاء اصلی آن، این عمل وحشتناک تروریستی را طبق معمول به ایران نسبت داده است.