دست به دامن شیوخ عرب

اخیرا خبرگزاری یونایتد پرس خبری درج کرده بود مبنی بر اینکه خانم مریم رجوی برای نجات از وضعیت محتومی که فرقه ایشان در عراق با آن مواجه است و همچنین برای نجات و باقیماندن در عراق برای ادامه بحران سازی و ادامه و حفظ فرقه و حفظ کمپ اصلی و قرارگاه اصلی فرقه در عراق یعنی کمپ اشرف دست به دامان شیوخ و امرای کشورهای عربی منطقه شده و نامه ای برای ایشان ارسال نموده است تا شاید با فشار این دولت ها بر دولت عراق بتواند کمپ اشرف را در عراق حفظ کند و یکباره مشکل اساسی که فعلا گریبان این کمپ را گرفته است برای همیشه حل کند. چون بخوبی میداند دست قانون در عراق و اساسا سایر کشورهای دیگر برخی عناصر این گروه را رها نخواهد کرد و پرونده های زیادی بر علیه اقدامات غیر قانونی و نقض حقوق بشر در این فرقه و بر علیه اعضای خود و همچنین شهروندان عراقی و شهروندان کرد عراقی و از همه مهمتر پرونده های ترور این گروه در ایران در فاصله سالهای بعد از انقلاب تا کنون روی میز محاکم و دادگاههای مختلف در عراق و ایران و دیگر کشورها هر روز بیشتر و بیشتر میشود و هر روز پرونده ای جدید در خصوص جنایات این گروه در این دادگاهها گشوده میشود و الحمدالله میرود تا یکبار و برای همیشه وضعیت این گروه را تعیین تکلیف کند و به هرکجای تاریخ که میخواهد بسپارد و بایگانی کند.

سئوال اینجاست که همزمانی این نامه و طرح ادعاهای غیر قانونی وغیر مستدل وغیر مستند برخی از این کشورهای حاشیه خلیج فارس در مورد جزایر صددرصد ایرانی آیا نمیتواند بیانگر غیر ایرانی و ضد ایرانی بودن این فرقه و همواره در کنار دشمن قرار گرفتن آنها باشد؟

روزگاری در کنار صدام حسین دیکتاتور پیشین عراق و در همپیمانی کامل با او از شمال تا جنوب مرزهای ایران و در شهرهای ایران به انواع و اقسام ترورها و جاسوسی ها مبادرت کردید و بعد از اشغال عراق به خدمت آمریکا در آمدید و آماده هر نوع همکاری و خوش خدمتی بودید و در بحث "خلیج همیشه فارس" نیز پیوسته و برای یارگیری از میان اعراب واژه "فارس" را در اغلب متون و یا سخنرانی ها حذف کردید و حالا هم با نامه نگاری احتمالا حق حاکمیت این سه جزیره واقع در آبهای نیلگون خلیج فارس را لابد دستاویز کسب حمایت از این کشورها قرار داده اید تا بلکه کمپ اشرف را در عراق نگاه دارید و یا دولت عراق را از تصمیم قانونی که اتخاذ نموده مبنی بر اخراج مجاهدین از عراق و تخلیه کمپ اشرف و یا تحت پیگرد قرار دادن عناصر تعیین کننده در ایجاد وحشت و ترور و دخالت در امور عراق، منصرف نموده و حتی امتیازاتی نیز بدست آورید آیا این نامه نگاری ها بیانگر این نیست که به پایان راه رسیده اید؟

البته خیلی وقت است که رسیده اید اما این شکل بیرونی و اظهار بیرونی آن است. وگرنه چه معنای دیگری میتواند داشته باشد. کدام یک از این کشورها که در دوران جنگ عراق با ایران که باخیال خام کشورگشایی و بی ثبات کردن انقلاب نو ظهور و از بین بردن آن و البته با دستور اجنبی های آسیب دیده از انقلاب اسلامی بوجود آمده بود جانب ایران را گرفتند بلکه تماما در سمت عراق بودند و پشت جبهه آنرا تامین میکردند و با نفت و دلار و بعضا سرباز و نیرو به آن کمک میکردند. و به آتش آن نفت میپاشیدند تا بیشتر و بیشتر شعله ور شود. این در حالی بود که گروه شما بی شائبه به همان دیکتاتور حاکم در عراق کمک میرساند و البته از کمک های نقدی و غیر نقدی و نظامی و تسلیحات و تجهیزات و ساختمان مرتب کمک میگرفت البته بعنوان کارمزد و البته سفر حج هم که بود و مشکلی از بابت سفر به مکه وجود نداشت و البته که بسیار از این سفرها و حاجی شدن هم بهره بردید.

بنابراین این نامه نگاری ها ادامه همان دسیسه هاست و مطمئن باشید کوچکترین تأثیری در سرنوشت محتومی که در انتظار کمپ اشرف هست ندارد. این کمپ و طومار فرقه منحرف و ضد خلق در هم خواهد پیچید به امید آن روز که چندان دیر نخواهد بود.

اسماعیل شمس الدین

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا