ابر فرقه – قسمت چهاردهم
دوران سیاهی ها و اطاعت های کورکورانه شروع شد از جمله عللی که مرا درگیر این فرقه ساخت این بود که: احساس می کردم، می توانم در برابر هر چالش لفظی، که بر سر راهم قرار می گیرد موفق بیرون آیم و چون کمی تحصیل کرده بودم، فکر نمی کردم ممکن است، راهی باشد که وارد آن شوم و گیر بیفتم. و در حقیقت آگاهی نسبت به بحث فرقه ها نداشتم و چنین چیزی نشنیده بودم.
مخارج ویلپنت از کجا تامین می شود؟
سران سازمان مجاهدین برای آنکه بتوانند با افکار عمومی بازی نموده و آنها را با مظلوم نمایی هایی که انجام می دهند فریب دهند، با پولشویی و هزار نیرنگ دیگر به برگزاری تجمعاتی که بیشتر از نصف آنها را غیر ایرانیها و کارتن خوابهای کشورهای فقیری همچون برخی کشورهای آفریقایی و افغانی که برای کار راهی اروپا شده اند تشکیل می دهند اقدام می نمایند که صد البته برای آنکه بتوانند این دجالگریهای خود را پر زرق و برق نشان دهند
تبریک به دوست سابق مان آقای شعبانی که زنجیر اسارت ذهنی را شکست
ما اعضای جدا شده از فرقه ی رجوی واعضای فعلی انجمن نجات استان آذربایجان شرقی، صمیمانه آرزومندیم که دیگر دوستان هم که هنوز در اسارت ذهنی فرقه رجوی می باشند، آزاد شده وسرنوشت بهتر و سعادتمندتری را که برای منصور شعبانی آرزو میکنیم، تجربه کنند.
پیام خانواده های چشم انتظار گیلک به اسرای لیبرتی
شماری ازخانواده های چشم انتظار گیلک که برای اعزام به لیبرتی وملاقات با عزیزان دربندشان لحظه شماری میکنند با شنیدن خبربازگشت آقای منصورشعبانی مقیم آلبانی به خاک وطن وآغوش خانواده طی تماس تلفنی وهمچنین ملاقات حضوری با مسول انجمن نجات گیلان ضمن تبریک وشادباش به منصورشعبانی عضو رهاشده ازچنگال رجوی وخانواده خوش شانسش به عزیزان خود که درلیبرتی گرفتارتشکیلات سیاه رجوی هستند هشداردادند که هشیار باشند ودیگربارفریب رجوی را نخورند وبه آلبانی نروند
رجوی ها بخاطر جلوگیری از آگاهی اعضا، از ملاقات با خانواده وحشت دارند
آقای قدمی با تایید صحبت های جدا شدگان، در مورد مناسبات فرقه گفتند:”اعضا در فرقه رجوی اسیر و از دنیا قطع هستند و از هیچ چیز خبر ندارند. فرماندهان فرقه نمی گذارند آنها از اخبار مطلع شوند، چرا که در این صورت دیگر واقعیات برای شان روشن می شود. رجوی ها به این خاطر است که از ملاقات خانواده وحشت دارند”
یک خاطره از مناسبات فرقه ای رجوی
فهیمه گفت: پس بذارید که دوستم هم بیاورم و رفت از سمت راست درب راباز کرد و یک گربه خیلی کپل و بزرگ را بغل کردو باخودش آورد. وکلی ذوق این گربه را میکرد. این در شرایطی بودکه این گونه کارها و داشتن این گونه حیوانات چیزی در حد و اندازه های یک خیال فقط برای نفرات عادی بود! بعد از این داستان بود که همان شخص و خیلی از نفرات دیگر از این کار فهیمه اروانی مسئله دار شده بودند و میگفتندکه چطور به ما که میرسد برای پر کردن حفره های ذهنی و ایدئولوژیکی است ولی برای فهیمه اروانی اشکال ندارد؟!
تفاهم نامه ای که بدون حضور ذینفع امضاء شده باشد، باطل است
من احمد هاجری به همراه خانواده ام که برادرمان بنام علی سالهاست دراسارت فرقه رجوی است که قطعا دیگر خانواده های چشم انتظارهم با من هم نظر هستند این هشداررا به رجوی وعوامل جنایتکارش می دهیم که هرگزنخواهیم گذاشت آنها جان وزندگی عزیزان اسیرمان را بازیچه اهداف پلیدشان بکنند واین را مطمئن باشند که درصورت محیا شدن مقدمات حضورآگاهی بخش ما دراطراف لیبرتی دوباره بسان سیل بنیان کن برای نجات جان عزیزان اسیرمان برای همیشه بساط آنها را ازلیبرتی وکشورعراق جمع خواهیم کرد.
رابطه ی مریم رجوی و دموکراسی، رابطه ی تناقض هاست!
برابر خبر منتشر شده توسط باند رجوی، قراراست که یک گردهم آیی ازطرف مقاومت؟! ایران که همان مجموعه ی گماشتگان رجوی، بیکارانی از کشورهای اروپای شرقی، پناهندگان افغانی، باضافه ی پارلمانتاریست هایی که درحکم لابی باند رجوی پاداش گرفته و حرف های دلخوش کننده برای مریم میزنند، باشد، درپاریس برگزار گردد! دراین بین تحمل و انعطاف پذیری مریم رجوی که عاشق سینه چاک یک جوجه دیکتاتوری بنام مسعود رجوی بوده وبرای اثبات این عشق سوزانش چه جنایت ها که نکرده، قابل ستایش است!!!
بی آبرویی، محصولی که مریم قجر از حضور در کنگره کسب کرد
حضور فرمایشی مریم قجر در این برنامه موجب شد تا خیلی از مقامات و شخصیت های آمریکایی، بر علیه رجوی ها موضع گیری کنند. دانیل بنجامین مسئول پیشین دایره ضد تروریسم در وزارت امور خارجه آمریکا که قبلا مدعی بود به خاطر مسائل انساندوستانه و نگرانی نسبت به سرنوشت اعضای باقیمانده فرقه در عراق در خارج کردن نام فرقه از لیست سیاه وزارت امورخارجه آمریکا نقشی مهم ایفا کرده است، در ایمیلی به سایت خبری ال مانیتور نوشت”هیچ کس نمیتواند به طور جدی این موضوع را نادیده بگیرد که دست مجاهدین به خون آمریکاییان زیادی آلوده است.
من به رهایی فرزندم از فرقه رجوی اعتقاد دارم
خانم توکلی که چندین بار برای ملاقات به اشرف رفته بود عنوان نمود مانع اصلی خود رجوی پلید می باشد که نمی گذارد با فرزندم ملاقاتی داشته باشم. من که یک مادر پیر هستم رجوی چه ترسی از من دارد؟ برای چه از ملاقات یک مادر با فرزندش هراس دارد؟ چیزهایی که در بیرون اشرف دیدم و توهین هایی که به دستور رهبران فرقه به ما شده برایم روشن شد که آنان جز مرگ عزیزانمان چیز دیگری نمی خواهند. به همین خاطر باید گفت که رجوی فردی پلید می باشد که با ریختن خون عزیزانمان به حیات خود ادامه می دهد.
رستم آلبوغبیش – خاطرات تلخ دوران اسارت درفرقه رجوی – قسمت نهم
راههای فراررا می بستند، درکارمصاحبه با کمیساریا اخلال ایجاد کردند ونشست های سرکوب برای ماندن اعضا درعراق را بیشترکردند!! بنابراین وقتی شرایط را اینگونه دیدم احساس کردم که باید طلسم ترس ازجداشدن ازفرقه را درخودم بشکنم وبا خودم گفتم اگر قراراست درمناسبات فرقه روزی صدباربمیرم پس همان بهتر که دربیرون توسط عراقی ها ویا درایران یکباربمیرم.بنابراین تصمیم خودم را گرفتم اما متاسفانه تا مدتی بدلیل اینکه پایم مجروح وبا عصا راه می رفتم نتوانستم تصمیم خودم را عملی کنم وعملی کردن تصمیم خودم را برای روزی گذاشتم که کمی بهترشده وبتوانم حداقل بدون عصا راه بروم.
سپاسگزاری ابریشمچی از لطف صدام
مهدی ابریشمچی از ما خواست به مجاهدین بپیوندیم به تعبیر رجوی ما شدیم برادران زندانی خارج کشور مجاهدین!! مهدی گفت سازمان چند ماه دیگر ایران را فتح خواهد کرد و حتی زودتر از تبادل اسراء به ایران خواهیم رفت!! او ما را بر سر میز انتخاب قرار داد برخی از ما وسوسه شدیم تا از جهنمی که نظامیان بعثی برایمان درست کرده اند نجات پیدا کنیم باید اعتراف کنم در آن لحظات در اوج ناآگاهی کامل من و تعدادی از اسرا تصمیم گرفتیم به سازمان وصل شویم. مهدی ابریشمچی در حین سخنرانی به شکلی زیرکانه چنان فضای ذهنی برای ما ساخت گوئی انسانهای آزادی هستیم

