اشتباهات بزرگ فرقه رجوی

همانطور که مطلع هستید فرقه رجوی در شرایط بسیار اسف باری از لحاظ سیاسی و اجتماعی و نظامی و تشکیلاتی و نیرویی و ایدیولوژیکی و استراتژیکی قرار دارد و در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفته است و مسبب اصلی این وضعیت بحرانی و بسیار وخیم هم شخص رجوی است که بدلیل عدم صلاحیت رهبری و خود کامگی و خود خواهی ها و توهمات ابلهانه و قدرت طلبی مفرطی که دارد ؛ این سازمان را که توسط بنیان گزاران با هدف مبارزه با امپریالیسم تاسیس شده بود ؛ به چنین وضعیت اسف باری کشانده است. بله رجوی با اندیشه فرقه گرایانه اش ؛ سازمان مجاهدین خلق را از صفت یک سازمان سیاسی و انقلابی خارج کرده و تبدیل به سازمان مسعود و مریم نموده است. لذا اکنون این سازمان به همت رهبری ایشان به یک باند مافیایی خطرناک و تروریستی با افکار قرون وسطایی و عملکرد فرقه گرایانه تبدیل شده است که بجای اینکه تکیه بر مردم ایران داشته باشد ؛ آویزان قدرتهای خارجی گشته است و بجای مبارزه هم مشغول مزدوری برای اسرائیل و عربستان سعودی و سرویس های اطلاعاتی و امنیتی کشورهای غربی می باشد.
حالا با این مقدمه ای که حضور خوانندگان محترم عرض کردم می پردازم به موضوع اصلی که چه اشتباهات بزرگی سازمان تحت رهبری رجوی مرتکب شده است که وضعیت سازمان را به این نقطه رسانده است؟
از نظر من اشتباهات بزرگی که رجوی مرتکب شده است و وضعیت سازمان را در آستانه فروپاشی کامل قرار داده است بقرار زیر میباشد:
۱) شروع فاز نظامی و آغاز مبارزه مسلحانه در سی خرداد سال شصت:
بعد از اینکه رجوی به همت مردم ایران که علیه رژیم پهلوی به پا خواسته بودند ؛ از زندان آزاد شد ؛ با سوء استفاده از شرایط باز سیاسی بعد از سرنگونی حکومت شاه شروع به رشد بادکنکی کرد ؛ رجوی که به دلیل توهمات و قدرت طلبی مفرطی که داشت و در حالیکه از عهده رهبری سازمانش بر نمی آمد ؛ فکر می کرد که توان رهبری انقلاب نو پای مردم ایران را دارد. لذا به بهانه حمایت از بنی صدر اولین رییس جمهور ایران ؛ با راه اندازی تظاهرات در سی خرداد سال شصت ؛ فاز نظامی و مبارزه مسلحانه را شروع کرد و باعث کشته و زندانی شدن تعداد زیادی از نیروهای هوادار بی دفاع سازمان شد و خودش هم که احساس خطر جانی کرده بود فرار را بر قرار ترجیح داده و به پاریس گریخت.
۲) رفتن به عراق و سوار شدن روی جنگ ایران و عراق:
رجوی بعد از اینکه وعده های سرنگونی شش ماهه رژیم ایران پوچ از آب در آمده و دیگر در فرانسه اوضاع بر وفق مرادش نبود ؛ و همچنین در حالیکه صدام حسین دیکتاتور سابق عراق با ایران در حال جنگ بود و این جنگ ضد میهنی را همه گروههای سیاسی و حتی سلطنت طلبان محکوم کرده بودند ؛ ایشان با امضای قرار داد صلح با عراق برای مزدوری صدام حسین و سوار کردن استراتژی شکست خورده اش را روی جنگ ایران و عراق به عراق رفت.
۳) عملیات فروغ جاویدان تحت عنوان عملیات سرنگونی:
رجوی بعد از آمدن به عراق برای اثبات نوکری و مزدوری تمام عیار ش برای صدام حسین ؛ ارتش به اصطلاح آزادی بخش که در حقیقت ارتش کوچکی برای خدمت به صدام حسین بود را تاسیس کرد و با شرکت در جنگ ایران و عراق؛ به سرباز کشی در مناطق مرزی و سرکوب شیعیان جنوب عراق و کرد کشی در کردستان عراق مشغول شد و این اوج خیانتش به مردم ایران و مردم عراق بود و رجوی می گفت رژیم ایران تن به صلح نمی دهد و صلح طناب دار رژیم ایران می باشد. ولی بعد از اینکه قرار شد آتش بس بر قرار شود و رجوی دید که تحلیل های آبکی اش مثل همیشه اشتباه در آمد ؛ بدون اینکه نیروهای سازمان از کمترین آمادگی نظامی برای حتی یک عملیات ساده نظامی بر خورد دار نبودند ؛ تحت عنوان عملیات سرنگونی و عملیات فروغ جاویدان به تنور جنگ ریخت و بیش از هزار پانصد تن از کادرها و نیروهای سازمان را به کشتن داد.
۴) دشمنی هیستریک و افسارگسیخته رجوی علیه کانون گرم خانواده:
رجوی بعد از شکست بزرگ نظامی در عملیات فروغ جاویدان ؛ محبوبیت خود را در بین نیروهای سازمان به مقدار قابل توجهی از دست داد و کلی از نیروهای سازمان مسئله دار شده و تشکیلات استالینی اش دچار ریزش نیرویی گردید. لذا رجوی برای برون رفت از این بن بست و توجیه شکست خود در عملیات نظامی فروغ جاویدان ؛ سعی کرد اشکال شکست خود را به گردن نیروهای سازمان بیندازد و گفت که چون نیروهای سازمان به خانواده وابستگی داشتند و بجای اینکه به من و مریم عشق بورزند ؛ به خانواده عشق می ورزیدند. در نتیجه در عملیات سرنگونی شکست خورده ایم. لذا رجوی تحت عنوان انقلاب کذایی مریم دشمنی خود با کانون گرم خانواده را استارت زد و با راه اندازی طلاقهای اجباری و تفتیش عقاید و مغز شویی و سرکوب و خفقان شدید در تشکیلات سازمان سعی کرد نیروهای سازمان را متقاعد کند که به جای عشق و علاقه نسبت به خانواده باید به من و مریم عشق بورزید و این دشمنی رجوی با کانون گرم خانواده وقتی به اوج رسید که صدام حسین سرنگون شد و خانواده های نیروهای گرفتار در کمپ اشرف برای ملاقات با فرزندان خود جلوی درب کمپ اشرف آمدند و رجوی احساس خطر کرد و پی برد که اگر خانواده ها با فرزندان خودشان ملاقات کنند طلسم فرقه گری اش شکسته می شود و دیگر نیروهای سازمان از او فرمانبرداری نخواهند کرد و ریزش نیرویی بطور قابل توجهی بالا می رود. لذا در اینجا بود که دشمنی اش نسبت به خانواده ها به اوج رسید و علیه خانواده ها کتاب نوشته و با فرهنگ چاله میدانی خاص خود خانواده ها را الدنگ نامید و مریم رجوی هم کانون گرم خانواده را کانون فساد می نامد و یا مهدی ابریشم چی یکی از سرکردگان فرقه رجوی و معادن رجوی در طراحی های عملیات تروریستی می گوید خانواده را باید منفجر کرد. بله این دشمنی رجوی با کانون گرم خانواده یکی از بزرگترین اشتباهاتش بوده و هست. چون که این دشمنی و مخالفت ش با ملاقات خانواده ها با فرزندان خودشان باعث تخلیه کامل کمپ اشرف شد و الان هم حضور خانواده ها در پشت در کمپ لیبرتی و مخالفت رجوی با تنها خواسته قانونی شان یعنی ملاقات با فرزندان خود باعث خروج کامل سازمان از عراق خواهد گردید.
۵) اصرار بر استراتژی ترور و خشونت و اصرار بر ماندن در عراق:
رجوی علی رغم اینکه بهتر از هر کسی می داند که این کشتی استراتژی شکست خورده اش به گل نشسته است ولی همچنان بر ادامه این استراتژی به بن بست رسیده اصرار می ورزد و در همین رابطه تا کنون با اصرار ورزیدن روی این استراتژی ترور و خشونت و ماندن در عراق کلی از نیروهای سازمان را در کمپ اشرف و کمپ لیبرتی به کشتن داده است و اکنون هم علی رغم اینکه شرایط فعلی عراق بسیار نا امن می باشد از خروج نیروهای گرفتار سازمان در کمپ لیبرتی عراق جلوگیری می کند و تنها بر اثر فشار های بین المللی و ارگانهای حقوق بشری و کمیساریای عالی پناهندگان حاضر شده است با فاصله زمانی زیاد تعداد کمی را در گروههای پانزده نفره به کشور آلبانی منتقل کنند و این گونه دارد وقت تلف می کند.
۶) سرمایه گذاری روی مناقشه هسته‌ای:
رجوی بعد از اینکه صدام حسین را از دست داد سعی کرد در این مدت سیزده سالی که مناقشه هسته‌ای ایران با قدرت های بزرگ غربی در جریان بود سوار این تضاد شده و هم سو با سیاست های اسرائیل و جناحهای جنگ طلب در حزب جمهوری خواه آمریکا خواستار تحریم های اقتصادی شدید تر و جنگ و ویرانی علیه مردم ایران گردید و در این رابطه برای نشان دادن مخالفت خود با پیشرفت مذاکرات هسته‌ای ایران با کشورهای پنج بعلاوه یک و کار شکنی در این رابطه ؛ پشت سر هم انواع و اقسام سایت های اتمی در ایران کشف می کرد و خلاصه اینکه کاملا در مقابل منافع ملی مردم ایران قرار گرفت ؛ همان خلق قهرمانی که به دروغ سنگ حمایت از آنرا به سینه می زند و به دروغ مدعی می باشد که می خواهد برای آنها آزادی را به ارمغان بیاورد.

مهدی سجودی
 

منبع

یک دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا