احمد رازانی از قربانیان فرقه رجوی
درشروع نشست های طلاق اجباری، فرمانده محورهفتم زهرا رجبی صدایم کرد و گفت میخواهم یک حلقه ضعیف به تو بسپارم تا زیر تعلیمات تو نتواند برایمان دردسرآفرین باشد و وقتی خواستم از وضعیت آن حلقه ضعیف بیشتر بدانم با اندکی تندی و تلخی ادامه داد که مشخص است دیگر. وی اهل انقلاب نیست و پای طلاق نمی آید و با انقلاب!!خواهرمریم زاویه دارد.همان ایام شروع آشنایی من با مرحوم احمد رازانی بود ودرگذر زمان و بتدریج دیدم که ایشان مطلقا نه تنها اهل طلاق اجباری نیست
احمد رازانی از اعضای فرقه رجوی در داخل پادگان اشرف به قتل رسید
یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق مستقر در پادگان اشرف در عراق بنام احمد رازانی در سحرگاه پنج شنبه 18/11/2010 توسط عناصر فرقه رجوی به قتل رسیده است. جنازه مقتول توسط چند تن از اعضای سازمان به بهداری درب خروجی پادگان منتقل گردیده و اعلام نموده اند که نامبرده خودش را بوسیله طناب در آشپزخانه حلق آویز کرده است. پزشک عراقی بیمارستان پس از معاینه اولیه اعلام داشته است که سبب فوت وی نمی توانسته خودکشی باشد
برای اسیران اشرف؛ پایانی تلخ بهتر است از تلخی بی پایان
پائیز، رها شدن برگها از بردگی شاخسارهاست. چه زیباست آزاد زیستن و تن به بردگی با هر نام و شعاری ندادن. ایکاش مردان و زنان پادگان اشرف در عراق هم می توانستند خود را از بردگی سالیان برهانند و به هویت واقعی خویش دست پیدا نمایند. پائیز امسال هم می رود و بازهم پائیز دیگری می آید. بازهم مادرانی دیگر از شاخسار زندگی جدا می شود و غریبانه و چشم انتظار برخاک می افتند و خاک می شوند. در حالیکه فرزندانشان در غربت و برهوت عراق به دنبال معجزه ای همچنان روزمرگی را برگزیده اند و در اسارت ذهنی خویش، بهشتی خیالی را ترسیم می کنند.
تعریف عواطف انسانی در سازمان مجاهدین و سرگذشت ملاقات خانواده ها
یکی از پایه های اساسی و برجسته سازمان مجاهدین، دور نگه داشتن و سرکوب عواطف انسانی در کسانی بوده که با هدف آزادی موطن به این سازمان پیوسته بودند و در نهایت قربانی اهداف فرقه ای گشتند. علیرغم میل باطنی، تحت اجبار و در شرایط اسارت، مجبور به پذیرش تعهداتی گشتند که طی سالیان گذر عمر در سازمان مجاهدین، پرداخت غرامت سنگینی را برایشان رقم زد.
فراخوان برای نجات جان بیماران اشرف
به قرار اطلاعات رسیده از داخل پادگان اشرف (مقر فرقه رجوی در عراق)، مسئولین فرقه مانع از خروج دهها تن از کسانی که لازم است برای ادامه مداوا به بغداد منتقل شوند شده اند. این اطلاعات حاکی است که فرقه رجوی جهت اعزام بیماران به بغداد کاملا گزینشی عمل کرده و از اعزام کسانی که”مسئله دار” تلقی میشوند و امکان فرار آنها وجود دارد جلوگیری بعمل می آورد.
حمایت از فراخوان بنیاد سحر برای نجات جان بیماران اشرف
واقعیت این است که رهبری فرقه برای سلامتی افراد سازمان هیچ ارزشی قائل نیست و برای سران فرقه حتی عضو شورای رهبری نیز کوچکترین اهمیتی ندارد و به غیر از پیشبرد اهداف سیاسی و ایجاد هیاهو برای فرار از بن بستی که در آن گرفتار هستند مسئله دیگری در ذهن ندارند و افراد را جزو اموال خود می دانند و هر طور که بخواهند مصرف کنند. چون طرح مسئله فرستادن مترجم و پرستار بسیار مضحک و خنده دار است چون هر کس که بیمارستان می رود همه این امکانات وجود دارد.
تاملی بر نقطه نظرات خانواده ها پس از سفر به اشرف ـ قسمت دوم
ما در طی مدت دو هفته شب و روز یعنی از صبح تا شب درب ورودی اشرف بودیم بعضی از این افراد مجاهدین که به درمانگاه اشرف تردد داشتند ما سعی می کردیم از کنار سیم خاردارهایی که کشیده بودند از فرصت استفاده کرده و اسامی بستگان و برادران و خواهرهای خود را صدا بزنیم تا به آنها خبر بدهند که ما در درب اشرف منتظر ملاقات با آنها هستیم.
پیام آقای مسعود جابانی به دوستانش در قرارگاه اشرف
می خواهیم با هم در خیالمان سفری به سرزمینی نه چندان دور داشته باشیم. آنجا که پدران و مادران و وابستگانمان غریبانه در کنج خانه ها در حسرت دیدار شمایان در ماتم و اندوه بسر می برند. برای یک لحظه اگر آب در دست دارید به زمین بگذارید. برای یک لحظه هم که شده چشمانتان را ببندید و در عالم خیال بر روی شهر و دیارتان پرواز کنید و در عالم خیال لحظه شیرین در آغوش کشیدن عزیزانتان را مجسم کنید.
خانواده، کابوس رجوی
یکی از خانواده ها پشت میکروفن قرارمیگیرد وبا صدای بلند فریاد میزند:”آیا درخواست ملاقات حضوری با عزیزانمان مزدوری است؟ تا کی میخواهید فریب دروغهای رجوی را خورده و طوطی وار حرفهای او را تکرار کنید؟ ما خانواده اعضا هستیم. رجوی برای فریب شما به ما این مارک را میزند. آیا پدران و مادران پیر مزدورهستند؟ مگر نه اینکه بقول خودش ما مزدور هستیم پس چرا اینقدر روی صدای ما پارازیت پخش میکنند؟
تکلیف طلاقهای اجباری در فرقه رجوی، تحت حمایت صدام، چه می شود؟
یکی از بزرگ ترین مشکلاتی که رهبری مجاهدین خلق به کمک صدام حسین برای نیروهای خود و بخشی از خانواده های ایرانی خلق کرد، همان طلاق جمعی اعضاء در حوالی سال 1990 بود. این طلاق که در ابتدا قرار بود آزمایشی و ایدئولوژیک باشد، بعد از چند سال وارد فاز جدید و سرانجام به حرمسرای خصوصی امامشاه مجاهدین بدل شد. یعنی زنان به خاطر گرفتن رده عضویت، همسران خود را ترک کردند. در همان زمان که صدام حسین زنده بود و برهمه اعمال و رفتار مجاهدین خلق اشراف کامل داشت و تا هم اکنون که آقای المالکی در عراق حکومت می کند، قانون خانواده در عراق تغییر نکرده است
مسئولیت جان گروگانهای مریض در کمپ اشرف بر عهده رجوی است
برخورد سران فرقه جنایتکار رجوی با اعضاء مریض ؛ همانطور که گفتم رجوی در یک نشست عمومی گفت مجاهد مریض نداریم و نمیتوانیم داشته باشیم و برای همین یک استدلال سخیفی اورد و گفت مریض شدن یک مجاهد بهانه است و طرف مشکل جنسی دارد و به بهانه مریضی در اسایشگاه میخواهد که در خلوت خود به مسائل جنسی فکر کند! سران فرقه اینبار در اوج شیادی به سوء استفاده از این مریضان نگون بخت پرداخته که باید مقصر اینکه این اعضاء به چنین وضعیتی دچار شده اند کیست؟
دیدار و گفتگوی خانم بتول سلطانی و دکتر فیروزه بنی صدر در پاریس
خانم دکتر فیروزه بنی صدر گفت من و همینطور پدرم ساعتها گفتگو و بحث با رجوی داشتیم و وی را از عواقب رفتن به عراق و همکاری با متجاوز بر حذر کردیم و حتی می دانست که این عامل اصلی طلاق ما خواهد بود، ولی هیچ فایده ای نداشت و او بصورتی دگم و هیستریک دنبال مطرح شدن و قدرت در ایران بود. او بر تصمیم گرفته شده خودش اصرار ورزید و همین عاملی اصلی طلاق و جدائی ما نیز بود.

