میزگرد بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت بیست و نهم
اگر از مسئولین سازمان در باره ی بچه هایی که از پدر و مادرشان جدا کردند و به خارج فرستادند توضیح بخواهیم استدلال خیلی جالبی را طرح می کنند و ادعا می کنند سال هفتاد جنگ آمریکا با عراق شروع شد شرایط جنگی و بمباران بود به خاطر اینکه بچه ها را از خطر نجات بدهیم آنها را به خارج از عراق فرستادیم. حال با این ادعا و استدلال به نظر شما منطقی است که بچه ها زیر بمباران نباشند و به خارج از عراق منتقل گردند؟
پدر پیر انجمن نجات به دیار ابدی شتافت
آقای علی اصغر امیدی نقش بسیار سازنده و فعالی در شکل گیری تشکل خانواده هایی که عزیزانشان اسیر رجوی فریبکار در عراق بودند داشت و علی رقم کهولت سن قبل از تشکیل انجمن نجات از طریق عناصر جداشده از سازمان فعالیت های بین المللی زیادی را در جهت افشای چهره رجوی پلید و رهایی اسرای اشرف انجام دادند.و در تمامی مصاحبه با خبر نگاران خارجی، همایش ها و تجمعات اعتراضی شرکت نموده و نقش پیش رو و سخنگوی خانواده ها را بعهده میگرفت.
حقوق بشر به سبک رجوی
از زمان سقوط صدام حسین و خلع سلاح مجاهدین توسط نیروهای امریکایی و پس از آن ناپدید شدن مسعود رجوی ـ به عنوان رهبر گروه تروریستی که نزد صدام حسین پناه گرفته بود ـ اعضای مجاهدین در فضایی از وحشت و رعب دائمی نگه داشته شده اند. اعضا از همه دنیا هراس دارند ذهن آن ها چنان در حصار ترس و واهمه گرفتار است که حتی از خانواده های خود بیم دارند.
نمایش مسخره پناهندگی رجوی دجال!
رجوی در اوج بیشرمی خودش و نفراتش را پناهنده به امام حسین معرفی میکرد. او به خانواده های مراجعت کننده در زمان صدام برای ملاقات می گفت چنین کسی در اینجا نیست و حالا همان مردان و زنان پیر و درمانده را عوامل دولت ایران خطاب کرده و ملاقات با آنان را گناهی نابخشودنی دانسته و از آن اقدام ممانعت بعمل می آورد.
تاملی بر نقطه نظرات خانواده ها پس از سفر به اشرف ـ قسمت سوم
ما قصدمان فقط دیدار عزیزانمان در اشرف بود ولی متاسفانه رهبران سازمان از فهم و شعور و خردمندی نصیبی نبرده اند آنها عاطفه ها را در بچه ها کشته اند علیرغم این مسائل اگر برادر من می توانست دو دقیقه با من صحبت کند صد در صد یقین داشتم که برادرم ایوب هرگز در بیابان اشرف نخواهد ماند. من همینجا اعلام می کنم اگر برادرم ایوب فقط چند دقیقه با من اجازه ملاقات داشته باشد و با هم صحبت کنیم در اشرف نخواهد ماند.
قتل زنده یاد احمد رازانی و کابوس فروپاشی فرقه رجوی
واقعیت این است که باید به آنها حق داد. چرا که فروپاشی قلعه اشرف که البته دیر زمانی است بوی الرحمانش بلند شده است، تبعات سنگین برای دار و دسته رجوی دارد که هیچ کس حتی شخص رجوی با تمام دجالگریهای خاص خودش البته اگر زنده باشد، نمی تواند آن را جبران کند. اگر به پروسه گذشته سازمان از ابتدای آمدنش به عراق نگاهی بیندازیم، تصمیمات خودخواهانه و قدرت طلبانه رجوی قدم به قدم خود را نشان می دهد. تصمیماتی که البته همیشه بهای سنگین آن را اسیران فرقه پرداخته اند.
پیوستن و گسستن از سازمان مجاهدین خلق
سازمان روی پاشنه آشیل آدمها و روی نقاط ضعف آنها انگشت میگذارد و میداند که آدمها نیاز به محبت دارند و از این درب وارد میشود. البته با نفرات بسته به احوال و اوضاع آنها برخورد میکند ولی در برخورد اولیه با همه با این سلاح وارد میشود.در این پروسه چند ماهه در آلمان تشکیلات مسعود رجوی آنچنان بر روح و پیکر من مسلط شده بود که کم کم جای خانواده را در قلب من میگرفت به نحوی که پدرم که خدا او را رحمت کند و امیدوارم مرا ببخشد برای آمدن به آلمان بلیط گرفته بود و میخواست با من دیداری داشته باشد که من به او گفتم من عازم عراق هستم و بلیط خود را پس بدهد.
سران مجاهدین سهمیه داروی ضروری اعضای ناراضی اشرف را قطع کردند
بعد از نشست های اخیر در پادگان اشرف و همزمان با از هم پاشیده شدن شیرازه تشکیلاتی و نافرمانی اعضا، به دستور مریم رجوی هرگونه رسیدگی صنفی، بهداشتی و پزشکی به بعد از نشستهای مفصل برای اعضای ناراضی موکول شده و در این میان ناراضیانی که باید بطور مدام تحت کنترل پزشکی بوده و یا قرص مصرف میکنند هم شامل این تحریمهای سازمان شده و از تحویل قرص و الزامات پزشکی به آنان ممانعت بعمل آورده و یا با دردسرهای زیاد و با تاخیر تحویل آنان میشود.
شکست و ذلت مریم و پایان سیاسی گری او
رجوی در جلسه شورای ملی که دیگر نفرات غریبه نداشت بجز آقای هزارخانی وخانم متین دفتری و خانم هشترودی , اینها در شورا غریبه بودند با بحث های طولانی رئیس جمهور تشکیلات فرقه رجوی را در شورا معرفی کرد و رای گیری شد , در همین ماهها بود که در درون فرقه با شعر رشد ایدئولوژی در درون فرقه و بیرونی کردن انقلاب درونی در یک نشست، ریاست جمهوری مریم را به نفرات موجود در فرقه اعلام کرد
خاطرات روزگار غریب اسارت در اشرف – قسمت پنجم
خواننده این مطالب اگر با مناسبات مجاهدین آشنایی نداشته باشد شاید برایش خیلی عجیب باشد و باورنکردنی که چرا این همه فشار به افراد آورده می شود و اصلا چرا این افراد اینقدر فشار پذیر می شوند؟ ولی شما بایستی تصور کنید که هیچ راهی برای گریز از این مسئله ندارید تنها راه، دو سال زندان در زندانهای خود مجاهدین و سپس تحویل به زندان ابوغریب بود و معلوم نبود که کی بعنوان اسیر جنگی عراق آنها را با اسرای باقیمانده خود در ایران مبادله می کرد.
شکنجه گری از فرقه رجوی که خودش را مظلوم نشان می دهد
در شوی مسخره ارتباط مستقیم سیمای فرقه فردی شرکت کرد که سعی داشت چرندیات رجوی جنایتکار را در مورد خانواده ها دوباره نشخوار کرده و اینگونه سران ابله فرقه را مظلوم نشان دهد. وی ابوالقاسم رضایی با نام مستعار محسن می باشد.شنیدن کلماتی از جمله حقوق بشر، جنایت علیه بشریت و جنگ روانی علیه ساکنان اشرف از وی بسیار خنده دار است، شکنجه گری که تعدادی از اعضای خواهان جدایی از فرقه را شکنجه کرده و یا کشته است اکنون مدعی حقوق بشر و جنایت علیه بشریت می شود.
چه کسی به فریاد خانواده های رنج دیده و عزیزان به گروگان گرفته شده آنان خواهد رسید؟
فرزندان ما فقط چند صد متر با ما فاصله دارند. آیا نمیشود فقط به نزدیکی این حصارها بیایند تا بتوانیم روی آنها را بعد از سالیان ببینیم؟ سیم های خاردار و حصارها به ترتیبی طراحی شده است که کسی نتواند از داخل اشرف به بیرون فرار کند و نه اینکه کسی نتواند از بیرون به داخل آن برود. این نشان میدهد که اشرف یک زندان بدون ملاقات است.

