اضمحلال فرقه رجوی

دجالیت برای نیروها، مزدوری برای صدام در عراق

بعد از عملیات مرواید 2 در سال 1370 بود که آقای رجوی اعلام کرد که شما درعراق رسالت خودتان را اثبات کردید منظور از این بیان همان مزدوری بود که با کرد کشی به دست آورده بود وازاین بعد هیچ مذاکره کننده ای نمی تواند درباره شما بارژیم ایران صحبت کند. شما یا درعراق ماندنی هستید تا سرنگونی رژیم ایران و یا درعراق از بین خواهید رفت و این رسالت (مزدوری) برای شما مجاهدان است که با انقلاب مریم یک جواب نه به رژیم و بوژوازی بدهید؛ آن موقع این مقدمه صحبت رهبر فرقه سازمان مجاهدین بود.
می توانیم از دیدگاه آقای رجوی درآن زمان این نتیجه را دریابیم که همان موقع در درون حکومت صدام هم کسانی بودند که مخالف وجود این گروه در کشورشان بودند اما رجوی درمزدوری کاری کرد که پایه دو تناقض را حل کرد. حل تناقض موجود درذهن نفرات تشکیلات که بعداز آتش بس درعراق ماندن را یک اشتباه می دانستند ودیگری این بود که وجه مصالحه قرار بگیرند به همین خاطر آقای رجوی بعد از جنگ اول خلیج فارس با دولت عراق همکاری دوشادوش را برای سرکوب کردها انجام داد وتوجه صدام را به خود جلب کرد به همین خاطر برای حل مشکل نیروها که تناقض ذهنی آنها بود این را بعنوان یک استراتژی آینده برای سازمان اعلام می کرد تا آن کسانی که چنین تناقض دارند بدانند که عراق برای این گروه آخرین محل است و برای تثبت این استراتژی سران سازمان بدون تناقض اقدام نمایند.
آقای رجوی بعد از هر اتفاق در پیام خود این را می آورد که دیدید ما درعراق خود مان را برای همیشه تثبیت کردیم و بعداز این کسی نمی تواند سرشما مذاکره کند امروز شما دراین کشور (عراق) برای همیشه ماندگار شدید و این قرارگاه (اشرف)برای همیشه به نام شما درعراق خواهد درخشید.
درسال 72 آقای رجوی در پیامی برای سالگرد تشکیل ارتش این گروه گفت: شما ارتش مریم با عملیات مررواید 1 و2 خودتان را درعراق بیمه کردید تا رسالت (مزدوری)خودتان را در این سرزمین به پایان برسانید.
بلی آقای رجوی فکر نمی کرد که یک روز حکومت صدام در عراق به پایان خواهد رسید فلذا بعد از سقوط صدام و بعد از خروج آمریکایی ها از این کشور و استقرار حکومت مردمی در عراق، و به جهت اینکه هیچ توفیقی در کسب جایگاه در داخل ایران و یا سرنگونی حکومت ایران نداشتند پس بنابراین نوبت به تحلیل دوم رجوی می رسد که باید مجاهدین درعراق ازبین بروند و برای نیل به این هدف خود سعی در تحریک دولت عراق ونیروهای حفاظت کننده اشرف در راستای دستیابی به اثبات تحلیل خود که همانا کشتار تمام نفرات اشرف می باشد داشتند و این با هشیاری دست اندرکاران نیت رجوی را براو ناکام گذاشتن.
و تحلیل ما از این رودکرد رجوی در انجام اقدامات تحریک آمیز در عراق همین مطلب می باشد ولی رهبر فرقه نتوانسته تا امروز به نیت شوم خود نایل گردد. به عنوان مثال: آخرین اقدام تحریک آمیز این رهبر فراری درجابجایی نفرات گروه چهارم از اشرف به کمپ ترانزیت بود کاملاً آشکار می باشد. یعنی علیرغم اینکه براساس مذاکرات صورت گرفته باید تمام نفرات بازرسی شده و به جز لوازم ضروری افراد هیچ وسیله ای دیگر نباید از اشرف به کمپ ترانزیت منتقل بشود. این در حالی است که رجوی برای ایجاد فضای مشوش و… با نیروهای پلیس عراق که در حال انجام وظیفه قانونی خود هستند درگیر می شود. سوال اینجاست که واقعاً آقای رجوی می خواهی با کشتار نفرات موجود دراسارت خود رسالت خود را به پایان برسانی؟
اما آقای رجوی این پایان برای شما چنانکه می دانید خوشایند نیست چون در این موضوع سه عنصر اصلی را هم از دست دادید.
1- نیروهای تشکیلات فرقه ای که سال ها در انحصار شما و در محیطی ایزوله مغز شویی شده اند و به افرادی بی هویت و کاملاً وابسته به تشکیلات تبدیل شده بودند…و شما از آنها یک رباط ساخته بودید که هرچه شما فرمان می دادید انجام می دادندامروز به آنها به چشم یک دشمن شماره یک به آنها نگاه می کنید ودر همین راستا است که می خواهد کمپ موقت لبیرتی را به یک کمپ پناهندگی تبدیل نمائید واین هم شدنی نیست چنانکه خودتان گفته بودید اگر کوه ها بجنبد اشرف نمی جنبد ولی الان از اشرف برای شما یک ذلت باقی مانده است وآن را هم درعید قربان به عراقی ها تحویل خواهید داد که صاحب اصلی آن زمین ها است.
2- ساختار مخوف و پیچیده ای که در قرارگاه اشرف برای خود ایجاد کرده بودید. و در این ساختار بر جان و مال و ناموس نفرات در بند فرقه حکمرانی می کردید که امروز دیگر آن تشکیلات آهنی وجود ندارد وچنانکه خود بهتر از من می دانید نفرات درانتظار تعیین تکلیف هستند و فقط برای بیرون آمدن از دژآهنی می باشند و این زمان طولانی نخواهد بود اگر طولانی شود فرار نفرات در پیش خواهد بود.
3- رهبری فرقه در قرارگاه و آرمان شهر خیالی خودتان زندگی می کردید وآن سنبل دیگر وجود ندارد و فقط برای شما یک حسرت بدلی خواهد ماند واین هم به خاطر حسرت بدلی نفرات درزندان شما بود که خداوند برای شما نصیب کرد تا بداند که حسرت بدلی یعنی چه.
اگر چه امروز به نفرات وعده شرکت درجنگ سوریه را می دهید وآنها هم براین باورند که راه بیرون رفت همان است چون آن نفرات هنوز از القای فکری سالها درکمپ اشرف پاک نشده اند که خود برای خود تصمیم بگیرد وشما از این سواستفاده می کنید ودر آینده این وعده هم بسر خواهد آمد و نفرات از دست شما خلاص خواهند شد.
سعید

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا