جدایی دسته جمعی گام اول فروپاشی فرقه رجوی

اگرچه قبلاً در مقاله انشعاب در راه است آورده بودم ولی نیاز دانستم دراین سرفصل مهم مجدداً یک محکی بزنم. سازمان مجاهدین بدلیل تشکیلات فرقه ای یک تشکیلات استبدادی و استثماری شده است. این تشکیلات ساخته و پرداخته رهبران آن بوده و نیاز به وارد نمودن ضربه ای از خارج به تشکیلات نبود، برای از هم پاشیدن این تشکیلات فقط زمان و صبر نیاز داشت و آن هم با تلاش خانواده ها فرا رسیده است.
الان زمانی است که در این تشکیلات یک چیز حاکم است و آن اینکه هر کس زورش بیشتر باشد زنده ماندش حتمی است و تصمیم گیری برای جداشدن نیز راحت تر است. وقتی که از یک فرقه استبدادی عصر جدید صحبت می کنیم باید به هر نوع آن فکر کرد، رجوی خیلی تلاش نمود که نفرات موجود در عراق را یکسره کند و به این روز که امروز با آن روبروست نرسد و قبلاً هم در نشست ها می گفت ارزش مرده شما چند برابر بیشتر از زنده شماست چرا که من باید تلاش کنم تا شما را در یک محیط زنده نگه دارم ولی مرگ شما برای من یک سرمایه می باشد که نه هزینه می خواهد و نه وقت. با این دیدگاه می توان ابعاد این تشکیلات را بررسی نمود و دیگر نیاز نیست که بدانیم نفرات در آن تشکیلات با چه ماهیتی هستند.
مهم این است که بدانیم امروز در یک تشکیلات یک مرتبه نافرمانی صدها نفری پیش آمده است و آن تشکیلات، تشکیلاتی است که نه با خارج ارتباط دارد و نه رسانه ای در آن به جز خود تشکیلات، یعنی هر چه سران فرقه القاء می کنند همان است و اخبار و برنامه دیگری در آن نیست. درچنین شرایطی یک مرتبه نافرمانی جمعی از طرف تمام نفرات صورت می گیرد که این خود گامی برای فروپاشی یک تشکیلات است و شاید در روزهای آینده در درون تشکیلات درگیریهای فیزیکی خیلی اساسی پیش آید به طوری که خیلی از نفرات با سران تسویه حساب فردی خواهند کرد و در این وسط سران فرقه هم از این فرصت استفاده نموده وبه یک تسویه حساب بالای تشکیلاتی دست خواهند زد که با مرگ های مشکوک روبرو خواهیم شد و این مرگها عادی نخواهد بود. در این حین ممکن است تعدادی از زنهای موجود در تشکیلات را نیز با مرگهای مشکوک از بین ببرند. قبلاً هم گفته بودم که روزی خواهد رسید که آن کینه های حبس شده در درون سینه ها مثل بمب منفجر خواهد شد.
ماها که آن روز از این تشکیلات جدا شدیم با کینه های حبس شده بیرون آمدیم و نتوانستیم واقعیتها را در همان جا به سران فرقه بگوییم اما امروز نفرات مثل 9 سال پیش نیستند و چیزی هم برای از دست دادن ندارد فقط می خواهد زنده بماند تا واقعیت را به همه بگویند که در فرقه بر سر ما چه آمده اما امروز نفرات به هر شکلی نگه داشته شده اند و قول های دروغین داده شده که امروز نه سال دیگر، این تعهد نه تعهد دیگر * اگر آمریکا ما را از لیست در آورد ما پیروز خواهیم شد و آن هم در آورد، مگر چیزی عوض شد! که اگر می شد این وضع موجود در لیبرتی وجود نداشت اما یک چیز خیلی بارز شده است آن هم بیان واقعیت در درون تشکیلات که ما به آن تناقض و محفل می گفتیم اما امروز همان تناقض ها به واقعیت انجامیده، طوری که خودمان به آن رسیدنش را محال می دانستیم ولی شد، ما می گفتیم ماندن در عراق یک اشتباه است و باید به خارجه برویم و آنها می گفتند بورژوازی شما را برده است. می گفتیم این راه اشتباه است که شما هر روز برای مغزشوئی نشست می گذارید، می گفتند این حرف رژیم و سپاه پاسداران است. می گفتیم نمی شود زیر چتر یک حکومت دیگر برای جامعه خود دموکراسی ایجاد کرد می گفتند این حرف اجد است (اجد همان گروه های مخالف نظام در خارجه هستند) می گفتیم حداقل درب برای خروج باز شود و هرکس می خواهد برود، می گفتند این حرف وزارت اطلاعات است. می گفتیم انقلاب درونی برای القاء فکری نفرات را لوس و بی مسئولیت ببار می آورد، می گفتند نه این همان حرف است که نفوذی های رژیم می گویند می گفتیم اگر بورژوازی بد است چرا در آنجا برای جمع آوری پول اقدام می کنند، می گفتند این سیاست است باید نیروها از بورژوازی نفرت داشته باشند ولی ما باید از بورژوازی برای راهبرد اهدافمان استفاده کنیم.
در سال 76 در نشست سیاسی در 6 تابلو 6 محوری که مسعود رجوی آن را توجیه می کرد رژیم ایران را در سال 80 سرنگون می کرد و در ایران یک حکومت مریم ایزیسم برپا می کرد. ایده مریم ایزیسم در درون تشکیلات از سال 70 شروع شد و آن ایده این بوده است که مسعود در یک مکان مریم و خواسته اورا تلقین و مریم ایزیسم را در تشکیلات به نفرات القا کند و این هم شد و مریم کار خود را کرد و برای مسعود زمینه عیش و نوش را فراهم کرد و امروز خیلی ها تازه به ماهیت آن محفل ها می رسند که ما در جمع بچه ها در مورد آن محفل ها صحبت می کردیم که امروز جمعی از دختران جلوی مسعود رقص دارند و یا اینکه مسعود در مقابل جمعی از خانم ها لوس بازی می کند و برای یک رهبر تشکیلاتی این مضر است ولی امروز واقعیتی را می شنویم که آن روز باید بیان می کردیم در انقلاب مریم ایزیسم قربانی هایی وجود دارد که به نوعی ترس دارند از تشکیلات جدا شوند که تعدادی از آن قربانی ها آنهایی هستند که آن سالها به خاطر نادانی دست به یک عملی زده اند و تشکیلات از آنها آتو دارد قربانی می شوند و یکسری از زنهای قربانی هم وجود دارند که از ترس افشای خود قربانی هستند و یکسری هم با سابقه و سن بالایی که دارند دیگر آینده ای برای خود نمی بینند و اینطور قربانی تشکیلات هستند.
فروپاشی تشکیلات رجوی از سال 70 استارت زد شده ولی چرا تا به امروز طول کشیده است؟ باید گفت که شرایط پیش آمده در کشور میزبان باعث شد این فرقه به صورت کجدار مریضی نیروها را حفظ کند. شاید امروز هم فقط یک سری رها شوند اما رهایی اصلی نفرات که همه در آینده نزدیک شاهد خواهند بود اگر چه آن موقع خیلی ها در کنار آنها نخواهند بود و تسویه حساب درون تشکیلاتی آنها را ازصحنه حذف خواهد کرد. اما دوچیز در آینده نزدیک پیش خواهد آمد ؛
یک: خروج جمعی تعدادی از نفرات با هر تعهد و مشکلی که تا امروز نگه داشته شده اند.
دوم: انشعاب دیگر در رأس این گروه خواهد بود که به چشم خود خواهیم دید که درماه های دیگر در رأس سازمان انشعاب بوجود خواهد آمد و تشکیلات چندین شقه خواهد شد و این شاید امروز برای کسانی که توسط القائات فکری رجوی مسموم شده اند خنده دار باشد ولی آن روز دیر نیست.
سعید

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.