مجاهدین بازیچه ای برای غرب

سازش با تروریزم، استراتژی یا تاکتیک امریکا

فرقه تروریستی مجاهدین را همه  می شناسند و کارشناسان حقوق بشر بر سابقه و پروسه ی  تروریستی این فرقه اشراف دارند. ملت ایران هم که خوی خشونت و تروریسم این فرقه را با پوست و گوشت و استخوان خود لمس کرده است.

یک بار رژیم بعث صدام، با این فرقه و سابقه بیست ساله تروریستی اش رسما ازدواج کرد و تا بیش از دو دهه به این زندگی مشترک ادامه دادند و رزیم صدام پیوسته در عرصه های مختلف از جاسوسی گرفته تا اعمال تروریستی و.. از این ها بهره برد.

و اکنون هم امریکا با این فرقه و سوابق چهل ساله تروریستی آن عقد کرده و تحت عنوان "منافع مشترک"،  این فرقه و تجربه تروریستی اش را در بست زیر بال و پر خود کشیده است.

اما راز و رمز و تفاوت های نزدیکی امریکا و صدام با این مجموعه ی تروریستی در کجا و چگونه است.

صدام در حالی با این فرقه قرارداد بست که مثل نفس کشیدن احتیاج به جاسوسی و عملیات های روزمره تروریستی رجوی ها داشت و طی هشت سال جنگ با ایران و خصوصا 5 سال آخر جنگ به نحو احسن از مجاهدین سواری گرفت.

صدام به خوبی می دانست هر اندازه تانک و توپ و تجهیزات نظامی به فرقه رجوی بدهد بدون شک  رجوی حتی یک دانه از آن ها را نمی تواند از مرز خارج کند و مال خود صدام است. شعار سرنگونی و حرکت ارتش آزادیبخش (ارتش خصوصی صدام) چیزی نیست که رجوی آن را ساخته باشد  بلکه استراتژی بود که صدام به رجوی دیکته کرده بود  و برای مشروعیت وجود فرقه در عراق و ادامه جاسوسی در جنگ درست شده بود.

این گونه بود که  صدام با دست باز به رجوی امکانات اهدا کرد تا این فرقه ضد ایرانی با روحیه هر چه بیشتر جاسوسی کرده و هم وطنان خود را برای صدام قتل عام نمایند.

اما سمت و سوی این انتخاب نامبارک  از سوی امپریالیزم یعنی بردن فرقه تروریستی رجوی به زیر چتر حمایت  خود در چیست؟  و انگیزه هیستریک رجوی برای  این پا بوسی و استراتژ ی ننگین در چیست؟

امریکا در طرح و استراتژی منطقه ای خود  یک رقیب بیشتر ندارد و آن هم ایران است  و تمام هم و  غم  امریکا  از مدت ها پشت این سناریو رفته که ابتدا  دور  و بر ایران را  از کشور ها و احزاب سیاسی  حامی اش خالی کند  چون از روبرو شدن با ایران  و خصوصا گسترش و حقانیت  ایدئولوژی اش وحشت دارد.

 به همین دلیل است که امریکا حاضر به پرداخت هر بهایی حتی سازش و هم زیستی با تروریست ها به خصوص مجموعه ی منفوری چون فرقه تروریستی رجوی شده است.

در واقع به نوعی می توان قبول این سازش و ریسک را از سوی امریکا اجبار از بیرون و تحمیلی دانست چون اگر این کار را نمی کرد می بایست عقب نشینی میکرد.

فرقه تروریستی رجوی ها از زمانی که از مردم و خلق قهرمان! برید و دستش به خون مردم ایران آلوده شد تنها گزینه اش وصل به هر قدرتی می داند  که سمت و سوی جنگ و خشونت و اشغال را داشته باشد. دیگر شعاری و استراتژی به نام استقلال _ ضد امپریالیزم بودن و… برای این فرقه معنا ندارد فرمول این روابط تروریزم و امپریالیزم در این است که اجبار برای دو طرف استراتژی و تاکتیک ساخته و اجتناب ناپذیر برای هردو طرف شده است.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا