کدام عدالت؟ کدام پیروزی؟

در هفته ی  گذشته دادگاه فرانسوی مسئول پرونده ی اعضای بازداشت شده ی سازمان مجاهدین خلق در سال 2003، پرونده را مختومه اعلام کرد. مختومه اعلام شدن پرونده ی مجاهدین خلق در دادگاه فرانسه برای تشکیلات فرقه پیروزی تلقی می شود و "تحقق عدالت" نامیده می شود. یازده سال تلاش مستمر لابی های سازمان و هزینه کردن مخارج هنگفت برای استخدام وکلا و مشاورین حقوقی، بدیهی ست که مسیر عدالت را تغییر می دهد.
در سال 2003، رئیس بخش ضد جاسوسی وزارت کشور دولت فرانسه، پیردوبوسکه اتهامات تروریستی و پول شویی علیه سازمان مجاهدین خلق اعلام کرد. با توجه به اسناد و مقادیر نجومی پول – حدود 9 میلیون دلار – کشف شده در مقر سازمان در اوورسوردواز اتهامات وارده قابل انکار نبود ولی طولانی شدن عجیب و غریب روند بررسی هر پرونده ای برای یازده سال، ممکن است مسیر عدالت را به بی راهه بکشاند و پارامترهای بسیار دیگری را در کل روند دادرسی دخیل  کند. به هر روی، دادگاهی که با تغییر قاضی، روند دادرسی اش تغییر میکند و با اتهامات عظیم تروریستی و پول شویی و جاسوسی آغاز می شود و با تبرئه شدن متهمین مختومه اعلام می شود، چندان قابل اعتبار نیست.
به علاوه، در برهه های زمانی فعلی تبرعه شدن یا نشدن سران فرقه رجوی در دادگاه های غربی از اهمیت زیادی برخوردار نیست. چرا که بر همگان روشن است که در مناسبات غرب تروریست خوب و تروریست بد کارکردهای خود را دارند. برای نمونه، تروریست های مخالف سوریه که قطعاً از آغاز شامل داعش هم می شدند نخست تحت حمایت شدید مالی و نظامی و سیاسی غرب بودند و اکنون که غرب مواضع خود را در خطر تهدید افراط گرایان دولت اسلامی می بیند ائتلاف علیه آن تشکیل داده است.  به همین ترتیب در طول سه دهه ی گذشته فرقه ی مجاهدین خلق کارکردهای گوناگونی در سیاست های غرب در قبال ایران داشته است اما همه ی این تناقضات ذات این گروه فرقه ای را تغییری نمی دهد.
عدالت واقعی را اعضای در بند تشکیلات مخرب فرقه ی رجوی و شهروندان بی گناهی که قربانی خشونت های این فرقه شدند، تعریف خواهند کرد. عدالت را زنانی که در درون مناسبات کثیف سازمان مورد سوءاستفاده قرار گرفتند تعریف میکنند. حق و حقوق نقض شده را در فیلم مستند " در آغوش یاران " باید جستجو کرد که نشان می دهد چگونه زن توسط ساختار کیش شخصیتی رجوی، از خود خالی می شود و روح و جان خود را به رهبر فرقه می سپارد. حقانیت را باید در پدران و مادرانی جستجو کرد که در آرزوی یک لحظه دیدار فرزند اسیر خود پشت دربهای پادگان اشرف ماندند و برخی پیش از محقق شدن رؤیایشان دیده از جهان فروبستند.
مریم رجوی در جشن پیروزی کذایی خود اتهام تروریسم را مسخره می خواند در حالی که اسناد خشونت طلبی سازمان چنان در رسانه های خود سازمان غیر قابل انکار هستند که سازمان هرگز نخواهد توانست تیرگی ها و پلیدی های رفتارهای خشونت آمیزش را از تاریخ خود پاک کند. آن جا که سازمان از ترورها و خمپاره اندازی ها ی خود مباهات میکند و دم از نابود کردن سرانگشتان رژیم می زند.
 آخرین نمونه از حمایت فرقه ی رجوی از تروریسم در سندی روشن در وب سایت تبلیغاتی گروه به چشم می خورد. زمانی که موصل، شهر استراتژیک عراق به تصرف نیروهای داعش درآمد، حکومت عراق و جامعه ی جهانی نگران آینده ی عراق بودند. در حالی که رفتارهای وحشیانه ی افراط گرایان داعش علیه اماکن تاریخی و مقدس مسلمانان و مسیحیان و مردم بی گناه همه را در بهت فرو برده بود در حالی که مجاهدین خلق – سرگشته گان  همیشه تاریخ – تصرف موصل را پیروزی قیام عشایر و انقلابیون عراق می خواندند و برای نیروهای داعش درود و تبریک می فرستادند.
حقانیت یک جنبش با موضع گیری ها و عملکرد آن و میزان حمایت مردمی تعیین می شود. در حالی که فرقه ی مجاهدین خلق که در طول سه دهه ی گذشته همواره موضع گیری های خصمانه علیه ملت ایران و عراق داشته اند – صرف نظر از حکومت های این دو کشور. درباره ی سوابق حملات پرشمار تروریستی مجاهدین، چه علیه ایرانیان و درون مرزهای ایران و چه علیه مردم عراق و به عنوان ارتش خصوصی صدام، تاریخ گواه محکمی است.
 برای تعیین میزان حمایت مردم ایران از فرقه ی رجوی، ساده ترین راه، بررسی گزارش های خود دولت غربی به ویژه امریکاست،برای نمونه گزارش وزارت امور خارجه امریکا  و یا گزارش مؤسسه رند به سفارش وزارت دفاع ایالات متحده.
پیروزی یعنی به دست آوردن حمایت ملت و به ثمر رساندن عدالت در حق ملت. مجاهدین خلق که از کمترین پشتیبانی ملت ایران برخوردار نیستند و تا کنون کوچکترین گوشه ای از عدالت را در حق اعضای خود محقق نکرده اند، چگونه حرف از عدالت و حقانیت می زنند؟
مزدا پارسی  
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.