آدم ربایی در کارنامه سیاه مجاهدین

سالیان سال است که عدۀ زیادی از جوانان ایرانی چه در داخل و چه در کشورهای دیگر به صورت ناگهانی و بدون اطلاع به خانواده شان ناپدید میشوند و خانواده ها بعد از چندی، نگران و مضطرب به بیمارستان ها، مراجع پزشک قانونی و مراجع قضایی و پلیس آگاهی و حتی به خارج از کشور مراجعه مینمایند و وقتی بعد از سالهای طولانی نتیجه ای نمی بینند  قطع امید کرده و احتمال میزنند که عزیزشان بر اثر سانحۀ تصادف و یا در درگیری فردی، اختلافات شخصی و مالی کشته شده است و مواردی نیز بوده که هنوز امیدوار بوده و از طریق خانواده های انجمن که وضعیت مشابه آنها داشتند و به نتیجه رسیده اند و با دسترسی داشتن به فضای مجازی به دفاتر انجمن نجات مراجعه می نمایند برای مثال خانوادۀ فرهاد بابایی، مصطفی نوری شاد و حسن مرادی از جمله مراجعین به دفتر انجمن کرج می باشند که سالیان سال است هیج جوابی دریافت نمیکردند و انجمن نیز هیچ ردی از نامبرده ها نداشته تا اینکه در اوایل سال نو یکی از اعضای اسیر فرقه که اهل کرج بوده جدا شده و به کشور اروپایی عزیمت نموده و خانواده در ملاقات با وی در خارج از کشور، عکس های مفقودین را به وی نشان داده و وی نیز با بیان مشخصات ظاهری دقیق،افراد را شناسایی نموده و خانواده نیز بعد از بازگشت به ایران به دفتر انجمن اطلاع داده اند و انجمن نیز به عنوان یک پایگاه اطلاع رسانی خانواده های مفقودین را مطلع نموده و با حضور در انجمن و ارتباط با شخص جدا شده اطمینان حاصل نمودند که عزیزشان زنده و ربوده شده است برای مثال: حسن مرادی فرزند مظفر یکی از این افراد می باشد که در تابستان سال 1378 دریکی ازروستاهای آذربایجان تحصیل میکرده و جهت کار به تهران – دربند، نزد برادرش مهاجرت میکند و روزها مشغول کار میشده و شبها نزد برادرش میرفته و با اتمام تعطیلات مدارس با قصد بازگشت به روستا از برادر خداحافظی میکند اما هرگز برنمیگردد و رویت نمیشود و در این 16 سال پیگیری، به نتیجه ای نرسیده بودند تا اینکه داماد خانواده دو ماه قبل به صورت اتفاقی با یکی از خانواده های مرتبط با انجمن همکار میشود و بعد از تعریف جریانات و پروسۀ ناپدید شدن برادرهمسرش به انجمن هدایت میشود، انجمن نیز بعد از شنیدن شرح وقایع عکس نامبرده را دریافت و به خانواده جدا شدۀ اعزامی به اروپا تحویل سپس از حضور وی در لیبرتی (مقر فرقۀ رجوی) مطلع شده، برادران وی روح ا… و علی که ایستاده در عکس مشاهده می نمایید بعد از سالها بی خبری وانتظار خواهان ملاقات با برادرشان در لیبرتی و شاد کردن پدر و مادر خود هستند.

 

مورد دیگر، مصطفی نوری شاد است که در سال 1380 در دانشگاه علمی کاربردی تهران – پونک دانشجو بوده که ناگهانی ناپدید میشود و خانوادۀ وی بعد از سالها جستجو، سال 1391 با انجمن آشنا می گردد اما انجمن با توجه به پیگیری های متعدد نیز نمی تواند کمکی به خانواده نماید تا اینکه ماه قبل مجدد انجمن پیگیر و عکس نامبرده را به شخص جدا شده در خارج توسط خانواده اش ارسال میکند و دقیق شناسایی می شود و انجمن نیز بعد از اطمینان خاطر مراتب را به خانواده اطلاع داده. پدر و برادر وی را در عکس مشاهده مینمایید که درخواست دیدار فوری با عزیزشان را دارند.
حال خانواده ها درصدد تنظیم شکایات بین المللی علیه سازمان میباشند.

آری سازمان مجاهدین خطرناک ترین و پیچیده ترین فرقۀ مخرب و مخوف قرن می باشد که با عناوین مختلفی همچون کاریابی، مهاجرت کوتاه مدت و غیره جوانان را فریب و می دزدد سپس با پاک کردن تمامی ردها و نشانه های افراد، به کنترل ذهنی نیرو در تشکیلات خود می پردازد و با خراب کردن پل های ارتباطی فرد با جامعه و خانواده آنها را ناامید و محکوم به ماندن در تشکیلات می نماید و طبق شواهد و اظهارات تمامی جداشدگان چه در ایران و چه در خارج از کشور، در نهایت سازمان با تهدید و شکنجه،افراد را مجبور به ماندن در مناسبات فرقه ای خود مینماید.
بیژن

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا