عملکرد سازمان مجاهدین خلق

جدا شدگان استان مازندران انتقال نفرات به اشرف 3 را محکوم می کنند – قسمت پایانی

آقای اصغر باباپور در تائید حرفهای دوستش آقای مجید قرائتی گفت که شرایط فرقه رجوی در درون و خارج آن تغییر کرده است اگر فضای درون تشکیلات ذره ای شکاف بر دارد همه چیز از بین می رود و به همین خاطر بود که رجوی تروریست همیشه روی این مسئله انگشت می گذاشت که نباید در تشکیلات شکافی وجود داشته باشد و باید همیشه بطور آهنین و منجسم باقی بماند. انجام این گونه نشست ها می‌تواند کمکی به آگاهی دادن به افراد درون فرقه باشد و آنان خواهند دریافت که نفرات جدا شده زندگی جدیدی را آغاز نمودند و همه اراجیفی که رجوی در مورد جداشدگان می گوید فریبی بیش نیست همانگونه که در اشرف شاهد بودیم که هر روز فرقه رجوی بر علیه جدا شدگان دروغ سر هم می کرد ولی ما شاهد بودیم که همین افراد به همراه خانواده ها به اشرف آمده و سعی داشتند ما را از ماهیت فرقه ای تشکیلات رجوی آگاهی بدهند و با دیدن دوستان گذشته مان بود که ما هم تصمیم گرفتیم از فرقه رجوی جدا بشویم. اگرچه طی سالهای گذشته شاهد بودیم که چگونه حتی من را مزدور و.. خطاب نمودند ولی چیزی که به آن می بالم این است که توانستم از آن تشکیلات جهنمی رها شده و تازه معنی زندگی کردن را پیدا کنم حال هر چقدر می خواهد رجوی به فحش و ناسزا علیه جدا شدگان ادامه دهد.

آقای عین الله شعبانی در ادامه گفت در اشرف هم رجوی اجازه نمی داد که حرفهای مان به گوش همدیگر برسد و با هم دیگر حرف بزنیم و از این کار وحشت داشت و حتی وقتی نفرات جدا شده به اشرف آمدند رجوی با فریبکاری و شیادی سعی می کرد با راه اندازی بلندگوهای مختلف صدای جدا شدگان به گوش نرسد ولی این کار دردی از رجوی دوا نکرد چون نمی توانست مانع دیدن جدا شدگان بشود. وقتی با نفرات دیگر حرف می زدیم به این مسئله اشاره می کردیم که رجوی دروغ می گوید چون دوستان جدا شده خودمان را در بیرون سیاج اشرف می دیدیم و این مسئله ای بود که کم کم به ماهیت رجوی جنایت کار پی بردیم و در نهایت خودم نیز تصمیم گرفتم از تشکیلات رجوی جدا شده و در کنار خانواده ها قرار بگیرم.

آقای قربانعلی برادران گفت اکنون شرایط فرقه تروریستی رجوی در کشور آلبانی مانند بمبی است که هر لحظه باید انتظار انفجار آن را داشت چون وقتی نفرات را به محلی به نام اشرف سه بردند جایی که به گفته دوستان از اشرف در عراق بسیار بدتر است دیگر چه انگیزه ای برای افراد باقی می ماند که هنوز به شعارهای توخالی رجوی گوش کنند.

بر اساس خبرهایی که وجود دارد خیلی از نفرات فکر می کردند که وقتی پایشان به اروپا برسد دیگر شرایط تشکیلات و مناسباتش فرق خواهد کرد و طی این مدت هم شاهد بودیم که چگونه تعداد زیادی از آنان جدا شدند و به همین خاطر مریم قجر تصمیم گرفت آنان را به محلی که دیگر دسترسی به چیزی نداشته باشند ببرد تا بتواند از این اهرم در بازی های مسخره سیاسی خود استفاده کند چیزی که اکنون خودم در می یابم این است که در آینده نزدیکی همه افرادی که به آن محل رفتند متناقض شده و بیشتر به ماهیت رجوی پی می برند و این یعنی شروع یک ریزش دیگر.

آقای مجید قرائتی عنوان داشت که مریم قجر سعی دارد با بردن نفرات به مقر جدید همه را از ارتباط داشتن با بیرون قطع نماید همانگونه که در اشرف انجام داد. او فکر می کند که با قطع کردن ارتباط افراد با دنیای بیرون می تواند افرادش را در مناسبات جهنمی اش نگهدارد ولی وی که تجربه این داستان را در اشرف داشته و شاهد بود که چگونه با توجه به همه جوانب باز هم اعضای فرقه بودند که از تشکیلات پوسیده‌اش جدا می شدند و اکنون که در کشور آلبانی حضور دارند به طبع شرایط فرق خواهد کرد. در یک کلام مریم قجر به هیچ دردی نمی خورد و فرقه تروریستی رجوی فقط برای مزدوری ساخته شده است و شیوخ عربستانی و جناح جنگ طلب آمریکایی که با ایران مشکل دارند از آنان استفاده می کنند و شاهد خواهیم بود که روزی آنان را مانند دستمال مصرف شده دور بیندازند.

آقای عبدالله افغان در تایید حرفهای دوستان جدا شده عنوان داشت با توجه به شناختی که از دوستانم در فرقه رجوی دارم تعداد زیادی با مناسبات رجوی مشکل دارند و حتی در صحبت های دوستانه بین خودمان این مسئله را بیان می کردند و آنان فکر می کردند که اگر به اروپا بروند حتماً تشکیلات آنان را رها خواهد کرد و یا مناسبات رجوی وضعیت بهتری نسبت به اشرف داشته باشد ولی اکنون شاهد هستیم که مریم قجر با تمام توان خود سعی دارد نفراتش را هم چنان در ناآگاهی نگهدارد و به آنها بقبولاند که سرنگونی خیالی وی در دسترس است ولی چه سود که آنان هنوز در سیستم مغزشویی فرقه رجوی گیر کردند و دوست دارند که همه چیز را به راحتی بدست بیاورند. برای رهایی از فرقه تروریستی رجوی باید بها پرداخت کرد چون طرف مقابل با تمام توان سعی دارد افرادش را در تشکیلات جهنمی خود نگهدارد ولی متاسفانه تعدادی به علت بالا بودن سن و نداشتن پول و قطع ارتباط با دنیای بیرون هنوز به شعارهای توخالی مریم قجر دل خوش کردند.

با توجه به بگیر و ببندهای رجوی در آلبانی و به بند کشیدن دوباره افراد و بردن به محلی که هیچ گونه دسترسی به آن نیست مریم قجر و تشکیلات پوسیده اش به انتهای خط فریبکاری و شیادی شان رسیدند.

من از بابت دوستانی که می شناسم و از اینکه هنوز فریب شعارهای توخالی مریم قجر مبنی بر سرنگونی را میخورند بسیار ناراحت هستم ولی چه سود که ما با فریبکار و شیطانی به نام رجوی مواجه هستیم که تمام سعی و کوشش وی در مسیر نابودی افرادش در مناسبات می باشد.

در پایان مسئول انجمن نجات در رابطه با حرفهای دوستان جدا شده عنوان داشت که با همدلی و آگاهی بخشی می توان به مردم کشور آلبانی قبولاند مریم قجر یک تروریست است و نفراتی که در تشکیلات رجوی بسر می برند نفراتی هستند که گول شعارهای توخالی رجوی را خوردند حضور شما در دفتر انجمن استان و نشست در مورد وضعیت فرقه تروریستی رجوی و افشای ماهیت وی و محکوم نمودن این کار کثیف مریم قجر می تواند نشان از همدردی تان با نفرات ناآگاه فرقه رجوی است که دست به افشاگری زده و این عمل فرقه در کشور آلبانی را محکوم نمودید جای تشکر و قدردانی دارد که هنوز بعد از چندین سال جدا شدن از فرقه منحوس رجوی هم چنان دلتان برای دوستان گذشته تان می زند و خواهان رهایی همه آنان هستید.

پایان

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا