تا وقتی که علیرضا را از چنگ رجوی ها آزاد نکنم دست از تلاش نمی کشم

در یکی از روزهای شهریور به همراه آقای محمدرضا گلی به ملاقات خانواده توکلی در قائمشهر رفتیم. خانم توکلی (مادر علیرضا توکلی که در فرقه رجوی گرفتار است) به اتفاق یکی از اقوام شان در خانه خود به گرمی از ما استقبال نمودند.

بعد از احوال پرسی و گپ و گفت های صمیمی، خانم توکلی پرسیدند خبر جدید چه دارید؟ در جواب، آخرین خبرهای مربوط به فرقه و منجمله اخبار فرارهای مستمر اعضا و همچنین جدا شدگان در آلبانی را به ایشان دادیم. خانم توکلی مستمراً آرزو می کرد که هر چه زودتر خبر خوشی از علیرضا به او برسد و ما نیز در این دعای خیر با او همراه شدیم.
در ادامه خانم توکلی گفتند: ” سال هاست چشم انتظار پسرم هستم اما رجوی ملعون حتی به او اجازه نمی دهد با ما تماس بگیرد. پسرم اسیر جنگی بود و صدام لعنتی او را به رجوی تحویل داد. از آن پس دیگر حتی نامه هایی که از اردوگاه اسرای جنگی می فرستاد نیز قطع شد. رجوی چقدر سنگدل است که این چنین مادران و پدران چشم انتظار را شکنجه می کند. اما رجوی ها باید بدانند که من تا زمانی که فرزندم را از چنگال او آزاد نکنم دست از تلاش نخواهم کشید.
به کوری چشم رجوی ما نا امید نیستیم و برای پسرم خانه ای در کنار خانه خودمان آماده کرده ایم که هر وقت بیاید در نزدیک خودمان زندگی کند. خدایا کی می شود که من خبر خوشی از علیرضای خودم بشنوم؟ هر روز منتظر خبری از او هستم.”
چهره ناراحت و از طرفی مصمم خانم توکلی، از یک سو گویای بلاهایی بود که رجوی ها بر او و دیگر پدران و مادران و خانواده های اعضای فرقه آورده بودند و از سوی دیگرگویای عزم جزم او برای رسیدن به آرزوی قلبی اش که رجوی ها او و دیگر اعضای خانواده اش را از آن محروم کرده بود یعنی انجام ملاقات با فرزندش و در نهایت روزی که آزادی فرزندش از چنگال فرقه مخوف رجوی محقق شود.
در پایان این دیدار صمیمی خانم توکلی ضمن قدردانی از جداشدگان که برای رهایی دیگر افراد گرفتار در فرقه رجوی تلاش می کنند، برای مان دعای خیر نمود.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.