رجوی تروریست کور خوانده است برادرم را آزاد خواهم کرد

بعد از خبردار شدن از بیماری خانم خزایی مادر محمد رضا خزایی اسیر تشکیلات رجوی در آلبانی به دیدار برادرش علیرضا خزایی رفتیم تا هم دیداری با وی داشته و هم از وضعیت مادرش با خبر شویم .

آقای خزایی که از دیدن ما خوشحال شده بود ما را به محل کارش برد و مقداری از خاطراتی که از رفتن به اشرف داشت صحبت نمود و اینکه مسئولین جنایت کار رجوی چگونه مانع دیدار و ملاقات وی با برادرش می شدند . آقای خزایی در ادامه عنوان داشت که تمام اخبار و مسائل انجمن نجات را دنبال می کنم ولی نمی دانم چگونه می شود با برادرم محمد رضا ملاقاتی داشته باشم . چگونه رجوی توانسته مخ برادرم را بزند که حتی به خودش اجازه یک تماس با مادر پیرش را ندهد ؟ وقتی به آقای خزایی توضیح دادیم که فرد در مناسبات فرقه بیشتر ابزار است و قدرت فکر کردن از آنها گرفته شده است . از بس در منجلاب مغز شویی رجوی فرو رفتند که فکر می کنند تمام عالم همان تشکیلات پوسیده رجوی است .
آقای خزایی بسیار پیگیر وضعیت برادرش بود البته در تماس هایی که داشتیم به دنبال خبر بوده و سئوال می نمود که چگونه می شود اقدامی برای دیدار با برادرش انجام دهد . آقای خزایی در ادامه عنوان داشت من به عنوان یک برادر تا هر کجا و هر زمان که باشد برای رهایی برادرم از چنگال رجوی اقدام خواهم نمود و این مسئله را رجوی تروریست بداند که او نمی تواند خللی در اراده ما وارد کند . وی اظهار داشت من با خانواده های زیادی ارتباط نزدیک دارم ولی همه شان اظهار می دارند به هیچ عنوان دست از پایداری و مقاومت برای رهایی عزیزانشان نخواهند کشید.
در این دیدار وقتی آقای خزایی صحبت می کرد برای ما نیز انگیزاننده بود چون روحیه بالای وی برای رهایی برادرش این پیام را به همراه داشت که رجوی جنایت کار با این خانوادها هرگز نمی تواند گامی به جلو بر دارد و در نهایت محکوم به شکست است .
در پایان بعد از گذشت زمان مجبور بودیم از آقای خزایی خداحافظی کنیم ولی این خواست ما نبود و به ما قول داد که به دفتر انجمن نجات آمده و بیشتر حرف بزنیم .

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.