مجاهدین خلق، اپوزیسیون تاریخ گذشته

هنگامی که سازمان مجاهدین خلق که در دهه چهل شمسی شکل گرفت، اولین گروه اپوزیسیونی بود که علیه رژیم پهلوی وارد جنگ شد. امروز، پس از گذشت بیش از نیم قرن از تاسیس این تشکیلات، دیگرنمی توان آن را اپوزیسیون تلقی کرد. با این وجود، غالبا غربی ها در عین اینکه این گروه را تشکیلاتی فرقه ای می دانند از آن جایی که مخالف جمهوری اسلامی است آن را ابزاری برای فشار به جمهوری اسلامی می بینند.
به عبارت بهتر چنانچه دکتر محمد سهیمی استاد دانشگاه کالیفرنیای جنوبی می گوید، مجاهدین خلق باید «اوپوزیسیون تقلبی» نامیده شود. محمد سهیمی که سال هاست تحولات سیاسی ایران را تحلیل می کند، کل اپوزیسیون های جمهوری اسلامی را به دو دسته حقیقی و تقلبی تقسیم می کند. او تصریح می کند که اپوزیسیون تقلبی، اپوزیسیونی است که از حمایت مردمی در ایران برخوردار نیست و از هر موضعی که در مخالفت با منافع ملت ایران باشد از جمله تحریم و حمله نظامی و غیره دفاع می کند.
سهیمی معتقد است که دو نوع اوپوزیسیون در داخل و خارج، شکل گرفته است. یک گروه که اپوزیسیون واقعی است و بر این باورند که انتخاب با مردم ایران است که چگونه سیستم سیاسی کشورشان را تغییر دهند. این بخش مخالف دخالت سیاسی خارجی به ویژه دخالت آمریکا و متحدینش است و مخالف تحریم های اقتصادی غیر قانونی که آمریکا بر ایران تحمیل می کند و تهدید های نظامی است که بولتون مشاور امنیت ملی پرزیدنت ترامپ و دیگر مخالفان ایران دائما مطرح می کنند.»
او مجاهدین خلق را در فهرست گروه دوم یعنی اپوزیسون های تقلبی قرار می دهد و می گوید: «بسیاری از ایرانیان گروه دوم را اپوزیسیون تقلبی می نامند. این گروه بیشتر شامل سلطنت طلبان، برخی گروه های قومی و مجاهدین خلق است. مجاهدین خلق گروهی تبعیدی است که مورد تنفر کل مردم ایران است و از 1997 تا 2011 در فهرست سازمان های تروریست خارجی وزارت امورخارجه آمریکا بود. این گروه اپوزیسیون تقلبی نامیده می شود زیرا از تحریم های اقتصادی و حملات نظامی حمایت می کند و نه تنها با دولت ترامپ بلکه با عربستان سعودی، امارات متحده عربی و اسرائیل همدست هستند و بر تبلیغات آن ها علیه ایران صحه می گذارند. این گروه که بیشتر پیروانش در خارج از ایران به سر می برند بیشتر به شکل یک لابی عمل می کنند که تلاش دارد مردم را قانع کند از مثلث ترامپ-بن سلمان-نتانیاهو در مقابله با ایران حمایت کنند.»
ان خدابنده عضو سابق تشکیلات مجاهدین خلق نیز در مقاله اخیر خود می نویسد که مجاهدین خلق هرگز یک اپوزیسیون عادی نیست نه فقط به دلیل مواضع ضد ملیتی اش بلکه به دلیل تهدید باالقوه ای که به عنوان یک موجود تروریستی ایجاد می کند. او با اشاره به چندین مورد قتل و سو قصد که همین اخیرا توسط مجاهدین خلق انجام شده است، ثابت می کند که این گروه فرقه ای است که به خشونت متعهد است وعلی رغم همه تلاش هایش برای نمایاندن چهری دمکراتیک از خود، هرگز پاسخگوی منتقدان و تحلیل گران و روزنامه نگاران از جمله خبرنگار اشپیگل نیست. وی می نویسد: «اشتباه است که مثل یک اپوزیسون معمولی به سراغ مجاهدین بروند.»
با این وجود، گهگاه می بینیم که سیاستمداران آمریکایی چون جان بولتون حمایت پرشورشان از مجاهدین خلق به عنوان حکومت مطلوبشان برای آینده ایران را فریاد می زنند. آیا آن ها واقعا تا این حد ساده لوح هستند که چهره جعلی مجاهدین خلق را نادیده بگیرند؟
ابراهیم خدابنده، عضو سابق تشکیلات و مدیر عامل انجمن نجات معتقد است که رهبر فعلی مجاهدین خلق مریم رجوی نیز به مانند رهبر سابق یعنی مسعود رجوی تاریخ انقضا دارد. او می نویسد: « سازمان مجاهدین خلق تحت رهبری مریم رجوی از پس برآورده کردن نیازها و خواسته های حامیان جدید بر نیامده است. بنابراین اکنون زمان آن فرارسیده که چهره جدیدی، اگر سازمان مجاهدین خلق بخواهد بدرد تقابل با جمهوری اسلامی ایران بخورد، ظاهر گردد. ما منتظر هستیم تا زمان ناپدید شدن مریم رجوی هم بعد از شوهرش فرا برسد.»
مزدا پارسی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.