سازمان مجاهدین که همواره در اوج بحران هویت بسر میبرد هر از چند گاهی در سرفصلهای مختلف به باز تعریف استراتژی و تاکتیک خود میپردازد. این باز تعریف و اتخاذ خط مشی نه براساس اعتقادات ایدئولوژیک و منافع مردم بلکه براساس منفعت طلبی محض، فرصت طلبی و نان به نرخ روز خوردن در جهت نزدیکی […]
سازمان مجاهدین که همواره در اوج بحران هویت بسر میبرد هر از چند گاهی در سرفصلهای مختلف به باز تعریف استراتژی و تاکتیک خود میپردازد. این باز تعریف و اتخاذ خط مشی نه براساس اعتقادات ایدئولوژیک و منافع مردم بلکه براساس منفعت طلبی محض، فرصت طلبی و نان به نرخ روز خوردن در جهت نزدیکی به اربابانش میباشد .
در ابتدا با تاسیس نیروی نظامی موسوم به ارتش آزادیبخش ملی ایران به پیاده نظام ارتش عراق تبدیل شد و در طول جنگ هشت ساله و بعد از آن همواره با اعلام جنگ مسلحانه و عملیاتهای تروریستی چه در مناطق مرزی و چه گاها در داخل کشور با خمپاره زنی این عملیاتها را نشان از رشد و بالندگی تشکیلاتش میدانست .
سپس بعد از سرنگونی صدام و حضور ارتش امریکا در عراق ، نیروی نظامی امریکا در عراق قدرت گرفت و در گامهای نخست تصمیم گرفت کلیه نیروهای مسلح موجود در عراق را خلع سلاح کند که مجاهدین نیز در این لیست قرار گرفتند و خلع سلاح شدند .
در این برهه آنچه که در ساختار سیاسی استراتژیک سازمان مجاهدین نمایش داده شد، یک “تغییر ماهیت” البته در فرم و شکل ظاهر بود تا مقبول آمریکا باشند و از این پس برای رضای خاطر آنها کار کردند. اما مانع مهم این مسیر قرار داشتن سازمان مجاهدین در لیست تروریستی آمریکا بود که مجاهدین مبایست هزار چاپلوسی میکرد و برای آمریکا دم تکان میداد تا بتوانند از لیست تروریستی خارج شوند .
در تشکیلاتی که حجاب اجباری بود و کمترین آرایش و زیوری برای زنان موجب تنبیه بود، تغییرات شکل و قیافه زنان، آرایش، پوشش، خودنمایی و تغییرات رفتاری با قوای جاذبه در زنان فرمانده برای مذاکره با آمریکاییها صورت گرفت. بوضوح برای همگان پیدا بود که در موارد زیادی هم بسیاری از اعضا دچار تناقض میشدند.
موضع صریح و آشکار مجاهدین اعلام برائت و انصراف از فعالیتهای مسلحانه و خشونت ، انکار و تکذیب فعالیتهای ضدامپریالیستی گذشته خود و حتی انکار ترور عوامل آمریکایی در دوره قبل از انقلاب 57 بود تا نهایتا از لیست تروریستی آمریکا خارج شدند .
اما مجاهدین خلق در حوادث اخیر چه در جنگ دوازده روزه و چه در حوادث دی ماه، مجددا ماهیت تروریستی، آشوب طلب و خشن خود را نمایان کرده و در مواردی روی داعش را سفید کردند .
آنچه که در جامعه ایران، افکار عمومی مردم، رسانه های داخلی و خارجی، تجمعات مخالفین حکومت ایران در خارج از کشور آشکار شد و همه نتیجه گیری کردند، بی وزنی سازمان مجاهدین در این تحولات بود که عملا موجب سرشکستی آنان هم در داخل تشکیلات سازمان و هم نزد ایرانیان خارج کشور شد و همچنین بی اعتباری هرچه بیشتر موجودیت سازمان مجاهدین نزد اربابان آمریکایی صهیونیستی را موجب گردید. کتک و توپوزی خوردن هوادارانشان در تجمعات اندک ایرانیان خارج از کشور نیز موجب ذلت مضاعف آنها شد.
در نهایت خود سازمان مجاهدین و سران خیانت پیشه آنها بعنوان پاک باخته این تحولات متوجه شدند که هیچ جایگاهی در داخل ایران ندارند و علاوه بر اینکه از سوی مردم ایران طرد شدند، مورد تنفر آنها نیز هستند. و حتی رضا پهلوی که ملت ایران بساط سلطنت خاندانش را برچیده بودند و او و خانوادهاش را از ایران بیرون کردند نیز در این اتفاقات اخیر از مجاهدین پیشی گرفته و هوادارانشان مهلت عرض اندام به مجاهدین ندادند .
بنابراین چند هفته ایست که دستگاه تبلیغاتی مجاهدین در جهت بازگشت به حیات دوباره نیاز شدیدی به خبر سازی دارد و این خلاء عدم حضور و بی وزنی تشکیلاتش را میخواهد با انتشار خبرهای کذب و تبلیغات دروغین مبنی بر حضور و عملیات در تهران و …. جبران کند. اعلام لیست عریض و طویل از اسامی و تصاویر جعلی تحت عنوان “مجاهدین شهید” شرکت کننده در تجمعات داخل کشور تا ادعای انجام عملیات در تهران در منطقه پاستور و اخیرا در اطراف بیت رهبری نمونههایی از تلاشهای مذبوحانه مجاهدین خلق است. بسیاری از اسامی و تصاویر افرادی که مجاهدین آنها را با عنوان “مجاهد شهید”، شهدای خود جا زدند، با شناسایی دقیق جعلی از آب در آمدند. بسیاری از خانوادههای کشته شدگان از ارتباط مجاهدین با عزیز از دست رفتهشان اعلام برائت کردند.
علیرغم اینگونه خبرسازی و جنجال رسانهای در جهت پر رنگ کردن حضور در مبارزه و به هوش آوردن جسم بیهوش و مطرود سازمان مجاهدین، این تشکیلات تنها به مضحکه مردم ایران تبدیل شده و افراد مسن و میان سال تنها خاطرات جنگ و کینه و نفرت از این گروه مزدور در اذهانشان تداعی میشود. جوانان نیز اساسا شما را نمیشناسند و کسی شما را قبول ندارد .
پس بیخودی خبر سازی نکنید و به همان مزدوری و پادویی برای اربابانتان ادامه دهید تا شاید چند صباحی دیگر بتوانید به حیات ننگین خود در اروپا ادامه دهید.
علی مرادی

