جمعبندی کوتاه از سال 1397 در فرقه رجوی

سال هزار و سیصد و نود وهفت با تمام فراز و فرودهایش به آخرین روزهای خود نزدیک و نزدیکتر میشود. فرقه رجوی علیرغم تمام تلاش هایی که برای سر پا نگاه داشتن خود و تشکیلات پوسیده اش داشت، ضعیف تر و فرسوده تر از قبل شده است. آنها با تمام توان تلاش کردند که کل جهان را علیه مردم ایران بسیج کنند و فشار تحریم های ظالمانه امریکا علیه مردم ایران را به حداکثر برسانند بطوریکه مردم از این فشارها خسته شده و به قیام عمومی مبادرت ورزند، اما آنها هرگز به اهداف خود نرسیدند و مشخصا در اجلاس ورشو که این فرقه حساب ویژه ای روی آن باز کرده بود، شکست خفت بار دیگری را تجربه کردند!
اتحادیه اروپا و بسیاری از کشورهای دیگر جهان یا در این نشست شرکت نکردند یا پایین ترین فرد سیاسی خود را روانه این اجلاس کردند. از سوی دیگر وضعیت درونی و تشکیلاتی فرقه از هر زمان دیگر ضعیف تر و متلاشی تر شده است. یکی دیگر از سرفصل هایی که سازمان برای افراد خسته و فسیل شده خود معین کرده بود، 22 بهمن 1397 بود. مریم رجوی با توجه به قولی که از جان بولتون گرفته بود به نیروها وعده سرفصل 22 بهمن را داده بود که تا آن تاریخ صبر کنید و بعد از آن هرکس خواست جدا شود و برود! بچه های قدیمی تر قطعا بیاد دارند که از قبل از سی خرداد 1360 مسعود رجوی شش ماه شش ماه تاریخ سرنگونی راعقب میانداخت و این نیروها را بدنبال خود میکشید. اما تفاوت امروز با سالهای گذشته در این است که آن زمان اکثریت قریب باتفاق نیروها در سنین جوانی بودند و خیلی گذشت زمان برایشان مهم نبود. اما اکنون که اکثریت این افراد به مرز شصت سالگی رسیده اند و بعضا اینرا هم رد کرده اند، وقتی به خودشان نگاه میکنند که در این سالیان چه بدست آوردند و چه از دست دادند، جواب دریک کلام اینست که هیچ بدست آوردند وهمه چیز از دست دادند! و این حس بازنده بودن در زندگی از هر خوره ای بیشتر جان و روح هر فردی را میخورد واز بین میبرد! آن کسی که به عشق او عمر و جوانیشان را داده بودند به یکباره غیب شد و هیچ خبری هم از زنده بودن یا نبودنش در دست نیست! عملیات های نظامی و سرنگونی مسلحانه که مسعود روزگاری فریادش را میزد دیگر به یک رویا تبدیل شده است و گرد پیری روی موهای سر و چروک صورت خودش را بیشتر از هر چیز دیگری نمایان میکند. هنوز ننگ مزدوری برای صدام را از سر خارج نکرده بودند که ننگ مزدوری بسیار بزرگتری روی دوش نیروها سنگینی میکند. وابستگی شدید مالی به پول نفت سعودی ها، ننگ مزدوری برای رژیم صهیونیستی و دوست شدن با امریکا و دار دسته ترامپی که کمر به نابودی مردم ایران و کشور ایران را بسته است! اما از همه اینها بدتر و غیر قابل تحمل تر اینست که هیچکس در سازمان در حد و اندازه ای نیست که بتواند جوابی به هزاران سوال بی جواب این نیروها بدهد. بلکه اندکی از درد آنان را بکاهد! مریم رجوی تنها چیزی که از مسعود یاد گرفته است سه “ت” یعنی تیغ و تبر و تپانچه است. روزی مسعود خطاب به مسئولین سازمان میگفت که در برخورد با نیروها از این سه “ت” استفاده کنید و جواب میدهد. اما واقعیت سرسخت اینست که رژیم صدام که بزرگترین حامی تشکیلات رجوی در عراق بود سرنگون شده و مجاهدین دیگر در خاک عراق نیستند تا با حمایت بزرگترین متحد استراتژیک خود دست بهر جنایت وبی رحمی حتی نسبت به نیروهای خود بزنند!
اما از سوی دیگر مردم ایران علیرغم تمام فشارهایی که امریکا بلحاظ اقتصادی وارد میکند، همچنان هستند و رو به جلو در حرکتند! برغم تمامی مسائل اقتصادی، نوروز 1398 را هم به کوری چشم دشمنان مردم ایران جشن میگیرند ولی هرگز حاضر نیستند که روی خوشی به دشمنان مردم ایران و خصوصا دار و دسته رجوی که دستشان تا آرنج به خون همین مردم آغشته است، نشان دهند!
فرقه رجوی در بدترین و تلاشی ترین وضعیت خود بعد از بنیانگذاری حنیف نژاد قرار گرفته است. آویزان شدن به جان بولتون و جولیانی و… هم دردی از هزاران درد بی درمان فرقه درمان نکرد و آنها همچنان در سراشیبی سقوط با سرعت بیشتری در حرکتند!
با هزاران آرزوی خوب برای مردم ایران به پیشواز نوروز و بهار میرویم. امیدواریم که در سال آینده بهترین اتفاقات برای مردم ایران رقم بخورد و سایه سیاه و سنگین ظالمانه تحریم های امریکا از سر این مردم کنار رود!
الف – عباسی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.