تعطیلات در واشنگتن با چاشنی نمایش مجاهدین خلق

چند روز پیش در مورخ 21 ژوئن، شاخه تبلیغاتی مجاهدین خلق نا امید از برگزاری همایش بزرگ سالانه در پاریس، تظاهراتی در واشنگتن در مقابل وزارت امور خارجه آمریکا برگزار کرد. به نظر می رسد که برگزاری این تظاهرات بسیار کم هزینه تر از گردهمایی سالانه در ویلپنت پاریس بوده است چراکه تشکیلات مجبور نبود دلار های هنگفتی برای هزینه سفر و اقامت سیاستمداران سابق و دستمزد سخنرانی های آن ها بپردازد. اما هزینه اجاره جمعیت و آوردن آن ها به واشنگتن احتمالا به قدر جابجایی دانشجوها از کشورهای شرق اروپا و میهمان کردن پناهنده های عرب و آفریقایی به شوق دیداری یک روزه از پاریس، بوده است. این هزینه ها را به هزینه آگهی های تبلیغاتی چند صد دلاری در مطبوعات و فضای مجازی همچون فیس بوک و توئیتر، اضافه کنید.
اما دستاورد این گردهمایی چه بود؟ به ویژه آنکه چند روز پیش از این مراسم ماجرای سواستفاده تشکیلات مجاهدین خلق از فضاهای رسانه ای با اسامی جعلی و شخصیت های تخیلی چون حشمت علوی به نحو گسترده ای افشا شده بود. اصحاب رسانه به ویژه در رسانه های غربی گوش به زنگ شنیدن دوباره نام مجاهدین خلق بودند و شگفت آور نبود که نمایش تبلیغاتی مجاهدین خلق در کمتر از چند ساعت موج واکنش های رسانه ای درباره «فرقه ای که سابقا در فهرست تروریستی وزارت امور خارجه بوده است» را برانگیخت.
تقریبا در همه گزارش ها مقالاتی که در مواجهه با این رویداد نوشته شد، به یک واقعیت مهم پرداخته شد: مجاهدین خلق نماینده ملت ایران نیستند. در زیر به برخی از این جملات که در حساب توئیتری روزنامه نگاران کارشناسان منتشرشد، اشاره می شود.
مکس بلومنتال، نویسنده و روزنامه نگار آمریکایی با حضور در محل مراسم، گزارشی مبسوط از جمعیت اجاره ای و سخنرانان رشوه بگیر مجاهدین خلق داد. وی چند روز بعدگزارشی مستند و تحقیقاتی از این مراسم و سوابق مجاهدین خلق در یوتیوب منتشر کرد. او همچنین با انتشار چندین ویدئو در حساب توییتری خود رفتار فرقه ای اعضای مجاهدین خلق را به سخره گرفت و اظهارات سخنرانان را به بوته نقد کشید.
لینک گزارش مکس بلومنتال
کلی او دانل گزارشگر بخش سیاسی ان بی سی توئیت کرد: «گردهمایی مجاهدین خلق درپاریس: یادآور اینکه این جنبش فرقه گرای فاسد و منحرف حقیقتا هیچ پایگاهی در ایران ندارد. برخلاف ادعاهایش ، نه اپوزیسیونی دمکراتیک و نه مناسب برای جمهوری اسلامی است.»
گلناز اسفندیاری گزارشگر رادیو فردا در توییتر خود نوشت: « تنها یادآور می شوم که مجاهدین خلق در ایران تقریبا هیچ پایگاهی ندارد چراکه بیشتر مردم به دلیل همدستی این گروه با صدام حسین در جنگ ایران و عراق از آن متنفر هستند. من در بسیاری از گردهمایی های آن ها در نیویورک و واشنگتن حضور داشته ام که شمار زیادی تظاهرات کننده غیر ایرانی را با اتوبوس به مراسم آورده بودند که هیچ چیزی درباره ایران نمی دانستند.»
سوزان مالونی کارشناس امور ایران در مرکز خط مشی خاورمیانه در موسسه بروکینگز، در پی تظاهرات مجاهدین خلق توئیت کرد: « مجاهدین خلق توانایی خارق العاده ای در ربودن اهداف قابل تحسین برانگیز دیگران –برای نمونه دمکراسی برای ایران— و استفاده از آن در جهت منافع خود دارند. هر کس اندکی درباره مجاهدین خلق بداند، قطعا از آن ها دوری می کند. درمباحث سیاسی قطبی شده درباره ایران، این موضوع از کمیاب ترین موارد مورد توافق است.»
نیلو تبریزی روزنامه نگار نیویورک تایمز نوشت: « جمعه شبی آرام در واشنگتن، تذکری درباره مجاهدین خلق: تظاهرات مجاهدین خلق که در واشنگتن می بینید گروهی دمکراسی خواه را نشان نمی دهد بلکه فرقه مخالفی است که جیب های پرپولی دارد و جان بولتون دست کم چهل هزار دلار از آن ها دریافت کرده است.»
نگار مرتضوی خبرنگار مستقل ایرانی-آمریکایی نیز در توییتر خود نوشت:« مجاهدین خلق چنان غیرصادق هستند که حتی نمی توانند بپذیرند که رهبر مطلقشان و دیکتاتور بالقوه شان مسعود رجوی مرده است. طنز ماجرا این است که ما این اطلاعات را به یکی از اصلی ترین حامیان مالی آن ها یعنی عربستان سعودی و گافی که در مراسم سالانه آن ها داد، مدیون هستیم. مجاهدین خلق نه تنها فرقه ای مستبد است بلکه فرقه مستبد بدرد نخوری است.»
موارد بالا نمونه هایی از دیدگاه کارشناسان رسانه ای درباره نفوذ مجاهدین خلق در غرب است. مقاله اخیر ثریا سپه پور درباره روابط مجاهدین خلق با واشنگتن که در فایننشال تایمز منتشر شد، شاید تکمیل کننده مناسبی بر اظهارات بالا باشد. او با مروری بر روابط مجاهدین با سیاستمداران سابق آمریکایی درباره ریاکاری آمریکایی ها در قبال تروریست ها و جنگ های روانی آن ها هشدار می دهد. وی می نویسد: « واشنگتن به خوبی می داند که مجاهدین خلق در ایران مورد نفرت مردم هستند و حتی با یک نفر از این گروه در ایران مدارا نمی شود و این گروه آینده ای در ایران ندارد. همچنین تاریخ نشان می دهد که هربار که واشنگتن از یک گروه ناخوشایند حمایت می کند یا ترور و تروریست ها را تشویق می کند، نتیجه عکس گرفته است. تروریسم مثل آلودگی مرزی نمی شناسد.»
او به حامیان مجاهدین خلق توصیه می کند که بفهمند که رفتارهای آن ها مانند بومرنگ عمل می کند و در پایان می نویسد: « واشنگتن در نتیجه سیاست های غلط به لحاظ اخلاقی و اقتصادی ورشکسته شده است. وقت آن است که پیش از آن که غرق شود خود را از باطلاق بیرون بکشد.»
مزدا پارسی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.