مطالب

تو… اما رقصنده با گرگها و شیطان

تو… اما رقصنده با گرگها و شیطان

مدتی است که به درک مبتدی از ماهیت تو رسیده ام. گر چه متحیرم اما خدا را شکر می کنم ، که این خیمه شب بازی ،‌دیگر شبهه ای برایم باقی نگذاشت… بازیچه های خشکه فخرت پشت تریبون استعمار زده ماهواره آمدند و در باره من هر چه خواستند گفتند:‌
باصطلاح پرونده جاسوسی مزدوری و… مرا افشا نمودند اصلا دردم نیامد چون بافته هایتان بی نهایت ناچسب است. یک کلام اعلام نکردن این عامل کار کشته وزارت اطلاعات با 5 کودک زیر یک سال برای نفوذ آمده بود؟!‌
چرا نگفتی چه بلایی به سر ما آوردی بی هیچ جرمی و فقط یک گناه داشتم می خواستم رهرو صدیق و وفادار به میثاق مقدسم باشم. گر چه آواره بودم و همه پله های پشت سرم خراب شده بود اما برای خلاصی و نجات , دین فروشی , وطن فروشی , و مرام فروشی نکردم.
گر چه هرگز نمی توانستم باور کنم که سازمان مجاهدین خلق با همدستی کمیساریای عالی پناهندگان یک زن و کودکانش را آواره مرزهای ترکیه و کردستان و عراق سازد. تا سرباز عراقی دست دخترک 11ساله اش را از بازو بشکند.
چه کسی باور می کند که تو برای لگد کوبی عواطف و شخصیت یک زن هوادار حتی او را به زندان فاحشه های عراقی محبوس کنی ؟‌ آخر چرا ؟!‌ پرده دری و دشمنی و کینه توزی تا کجا؟ آیا با ماهها شکنجه دادن روحی و فشار گرسنگی میخواستی به چه نتیجه ای برسی؟! آیا با عامل اطلاعاتی اینگونه برخورد می کنند?!‌ درحالیکه هر عنصر سیاسی می داند در این گونه موارد وقت طلاست! پس در واقع فقط می خواستی شکنجه کنی تا هوادار فراموش کند هوادار چه بوده!‌بمیرد و موجودی دیگر شود که تو بخواهی مثل همانها که در پروسه بازسازی فکری و مغز شویی ات از هر چه اعتقاد و اکرام است تخلیه شده و جز به حرکت بندهایشان واکنشی ندارند، مثل عروسکهای خیمه شب بازی!‌
غافل از اینکه این زن با آنهمه انگیزه که موجب شد تا فرزندانش را به نیش بکشد و به مسیر بزند که می پنداشت تکلیف است ایستادگی می کند تا خدا پرده ها را کنار زند!‌
مگر خدا وعده نداد که هر کس در راه ما مجاهدت کند ما هدایتش می کنیم.
بعد از ماهها زجر و شکنجه این عنایت شامل من نیز شد و به ماهیت حقیقی تو پی بردم!‌
با پای خودم و با اختیار خودم به وطن بازگشتم حاضر بودم شکنجه و زندانی شوم اما برای یک لحظه هم ننگ پناهندگی صدام خونخوار و دون صفت را به گردن نگیرم. به کارمند ژنوی که برای تعیین تکلیف زندانیان خارجی به عراق آمده بود،‌ گفتم من اگر التماس می کنم که بگذارید حداقل از یک مرز دیگر خارج شوم برای نجات جانم نیست. اما سه کودک من گم شده اند من اگر به ایران بازگردم در کمترین صورت لا اقل 10 سال محبوس خواهم شد!‌
باز هم پاسخ داد:‌ در غیر اینصورت باید ابتدا به عنوان پناهنده صدام از زندان خلاص شوی بعد تصمیم بگیر(که یکی از سه راه را انتخاب کنی ،‌اعزام به اروپا ، اقامت نزد مجاهدین یا پناهندگی عراق )‌
به او گفتم :‌من وقتی به عراق می آمدم فکر می کردم صدام مرد بزرگ و پاکی است که مجاهدین با او همراه شده اند ،‌اما امروز ماهیت او را شناخته ام اگر حتی برای نجات جانم یک لحظه هم پناهندگی صدام را قبول کنم معلومست آن همه سالی که برای اعتقاداتم رنج کشیده ام ، به هیچ نمی ارزید!‌ بنابر آموزشهای خودتان ،‌آنروزها که در فاز سیاسی به جذب هوادار می پرداختید.
آن کارمند ژنوی که بیشتر به کارکنان CIA شبیه بود دوباره حرفهای خود را تکرار کرد همه می دانستند که من از بازگشت به ایران واهمه دارم،‌اما نمی فهمیدند چرا!؟ مسئله من نجات جان نبود مسئله من فرصتی برای جستجوی فرزندانم بود.
آیا رقصندگان با گرگها و شیطان می توانند درک کنند،‌اعتقاد چه معنایی دارد؟ و آنجامن انتخاب کردم ،‌با چشمی گریان رو به خاک عراق کردم و پیشوایان معصومم را گواه گرفتم. گفتم :‌ راهی برایم نمانده است ننگ پناهندگی صدام و همجواری با رجوی وطن فروش را نمی پذیرم. سه دختر بیگناهم را در این خاک گم کرده ام من می روم و آنها را به شما می سپارم.
و بازگشتم با اختیار و با نهایت آزادگی و سر فرازی در مقابل اعتقاداتم
و اکنون در انجمن نجات ایستاده ام تا امثال ترا افشا کنم.
چه باک از تهمت و افترا،‌ زیرا که او ناظر است و اما تو…
می خواهم به دو سه بند از مطالب نشریه مجاهد که در فاز سیاسی انتشار می یافت اشاره کنم ،
هیچ رابطه مسالمت آمیزی بین خلقها و آمریکا نیست چه کسی 28 مرداد،‌17شهریورها و 15 خردادها را آفرید چه کسی خلق ویتنام و الجزایر را قتل عام نمود؟ چه کسی کوره های آدمسوزی و هیروشیما و ناکازاکی را به راه انداخت ؟!
چه خوبست برای بهتر شناساندن این شیطان بزرگ ، ‌به خلقها , مرکز سالها توطئه و جنایت به موزه ای (در جریان اشغال لانه جاسوسی)‌،‌تبدیل گردد که بیانگر ماهیت ضد خلقی امپریالیسم باشد.
امپریالیسم محدود به مکان خاصی نیست بلکه قدرتی عظیم و سرکوبگر است که ریشه های خود را در اطراف و اکناف جهان فرو برده و زالو وار خون خلقها و رنجبران را می مکد.
بدون شک امپریالیسم هیچ رابطه جوانمردانه ای با خلقها نمی تواند داشته باشد. (این مطالب را در رابطه با حمایت مزدورانه آمریکا از جنبشهای آزادیخواهانه و ژستهای دمکرات مآبانه اش می گفتی ) چرا که حیات او و حل تضادهای درونی اش بسته به غارت خلقها می باشد ،‌گرگی است که هرگاه گرسنه می ماند و تلاشهایش به جایی نمی رسد در لباسهایش ظاهر شده و تغییر شکل و رنگ می دهد و در فکر بلعیدن خلقها می باشد.
تاریخچه تجاوز گرانه امپریالیسم مملو از نمونه های متعدد از توطئه های پیچیده او علیه خلقهاست. (این مطالب در خصوص حمله به طبس در نشریه مجاهد چاپ شده بود)
و سپس در رابطه با اعمال جنایتهای آمریکا از طریق لانه های جاسوسی اش (تحت پوشش دیپلماسی)‌ در کشورهای کوبا، شیلی ،‌کنگو(قتل لومومبا)‌ ،‌آرژانتین و… سخن فرسایی بسیار فرمودید!
فقط می پرسم چه شده که تا دیروز در پناه صدام جنایتکار بعنوان وطن فروش که با دیکتاتوری وحشیانه اش بلایی به سر مردم عراق آورد که آنها وادار به پذیرش امریکاییان شدند(دعوای زرگری آمریکایی، صدامی نتیجه اش اشغال مستقیم عراق شد و رویای دیرینه امپریالیسم را تحقق بخشید)
و امروز چه کسی نمی داند که اگر حتی یک لحظه حمایت آمریکا از قرارگاهتان بر چیده شود مردم عراق به خونخواهی و تلافی همدستی با صدام در سرکوبی ها ،‌از صفحه روزگار محوتان می کنند. ظاهرا چند سالی است صدام حامی پیشینتان رفته است.
تعدادی از بچه های بازگشته کارت شناسایی اشان را با خود آورده اند مرگ بر شما که ننگ این قبیل تشبثات را به گردن انداخته اید و بی شرمانه کارت شناسایی آمریکایی با آرم پنتاگون در جیب می گذارید!‌
بر حسب کدام رابطه ای ،‌امپریالیسم آمریکا با آن ماهیت ضد خلقی اش به شما کمکهای میلون دلاری می نماید؟!‌ و شما بر چه معیاری همصدایی و هم ردیفی با آمریکا را بر ضد منافع ملی مان مثل انرژی اتمی را اولین بار شما منتشر کرده اید ؟!!! خیلی جالب است وقتی مطالب مربوط به طبس را مطالعه می کردم دیدم آن روزها هم شما با اطلاعات بسیار دقیقی از ماجرای تجاوز نظامی آمریکا در طبس ،‌مطالبی در مجاهد منتشر نمودید و نوشتید برای اولین بار منتشر می شود به راستی اینهمه اطلاعات دقیق از کجا می آید شما که هواداران و نیروهایتان را در محبس اطلاعاتی قرار داده و تمام برنامه ها را ضبط شده و گزینش شده در اختیارشان قرار می دهید شما که اجازه نمی دهید نیروهایتان در رویاهایشان نیز به دنیای خارج رفت و آمد کنند چه کسی این اطلاعات را برای شما جمع آوری می کند؟!
بیگمان خیانت شما در این حجم بیکباره حادث نگردیده و پروسه ای را طی نموده است باید به زمانی بازگشت که همه مرکزیت سازمان بدست جلادان شاهنشاهی اعدام شدند… اما تو….
20 مهر 1385
رفعت یزدان پرست

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا