نامه آقای حمید رضا دولتشاهی به برادرش

نامه آقای حمید رضا دولتشاهی به برادرش

نامه زیر را آقای حمیدرضا دولتشاهی برای برادرش وحید رضا (شاپور) دولتشاهی نوشته است. وحید هنوز در اسارت فرقه رجوی است. انجمن نجات آرزومند آزادی همه اسرای دربند فرقه است.

وحید جان سلام؛

امیدوارم خوب، سلامت و سرحال باشی. در آستانه محرم قرار داریم، محرم سال قبل برای من کاملاً متفاوت بود، سعادت زیارت در نجف و کربلا و البته دیدار استثنایی با تو بعد از سالها، تجربه ای متفاوت و دور از انتظار ، شاید زیارت امامان مدفون در عراق برایم خیلی دور از دسترس نمی نمود ولی دیدار دوباره تو مسئله ای بود که دیگر حتی به آن فکر هم نمی کردم اما خواست خداوند مهربان چیز دیگری بود و در آن شرایط سخت و دشوار موفق به دیدار هم شدیم، اما گاهی آرزو می کنم ایکاش ندیده بودمت چون نبودنت، ندیدنت و… داشت به عادت تبدیل می شد اما بعد از ان دیدار ذهنم بسیار بسیار زیاد مشغول توست حتی بیش از زمان بودنت اما نمی دانم چه شد که ارتباطها قطع شد، ایمیل تو غیر فعال شده من از طریق سایت سازمان و سایت شهر اشرف سعی به برقراری ارتباط داشتم که جوابی نیامد البته سایت سازمان اعلام کرد نامه مرا به مسئولین خواهد رساند اما ماهها گذشته و خبری نیست، به صندوق پستی شهر اشرف هم نامه نوشتم که خبری نشد به ناچار سعی می کنم از این طریق با تو ارتباط برقرار کنم.

شاپور جان بسیار دوستت داریم و طبیعی است که بسیار نگرانت و مشتاق دیدارت، برای همه سوال شده که چرا بعد از دیدارمان ارتباط قطع شد، من خطائی کرده ام ؟ واقعاً نمی دانم، البته حدسهایی میزنم، همانروز هم که دیدمت به تو گفتم که آماده شنیدن حرفهایت هستم ولی نمی خواهم در رد یا قبول آنها حرفی بزنم و فقط بعد از 19 سال آمده ام که بعنوان برادر ببینمت، در آغوشت بگیرم و بگویم دوستت دارم، من فقط تو را میخواهم صرف نظر از هر ایده و مرامی که داری، آن روز دوستان تو هم می گفتند:«مجاهدین هم به روابط عاطفی با خانواده ها نیاز دارند.» ولی فکر می کنم این جمله ای خلق الساعه بود و اعتقادی پشت این حرف نبود.

شاپور جان دلتگ هستیم، فعل جمع به کار می برم چون واقعاً همه خانواده دلتنگ و نگرانت هستند حتی آیدا هم سراغ نامه هایت را میگیرد و من واقعاً نمیدانم چه توضیحی برای این قطع ارتباط بدهم، امیدوارم نامه ام به هر شکل و از هر طریق ممکن به دستت برسد و تو هم به هر شکل ممکن از سلامتت ما را به خبر کنی و این سرآغازی برای ارتباط مججد و دائمی ما باشد، اگر شرایط عراق اجازه دهد حتماً دوباره به دیدنت خواهم آمد، عکسی از خودم و بچه ها برایت میفرستم، همه سلام می رسانند و جویای احوالت. به امید دیدارت، سالم و سلامت و در پناه حق باشی.

دوستدارت – حمید

20 – دیماه – 1385

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا