هرزه درایی به سبک مش قاسم

هرزه درایی به سبک مش قاسم
جمشید طهماسبی
ظاهرا در یک قرارداد همکاری نانوشته ای که ریشه در باورهای ایدئولوژیکی عمیق می تواند داشته باشد ، مجاهدین از آنجا که هیچگاه بدون وابستگی حرکت نکردند با قیاس به نفس کردن، هر حرکت ویا اظهار نظر و موضع گیری را در ارتباط با یکی از قطبهای تخیلی دو سر طیفی که برای خود رسم کرده می بینند.
در چنین دیدگاهی که اصالت فقط با این دو سرطیف می باشد دیگر حتی حق حیات سیاسی اجتماعی هم برا ی طرح نظر و عقیده هیچ کس جز وابستگان به دو سر این طیف هم قا بل تصورنیست و به رسمیت شناخته نمی شود.
و وقتی موضوع ربط پیدا بکند به مخالفین و یا منتقدین این دیدگاه وضع به مراتب بدتر می شود تا جایی که دیگر حکم حذف فیزیکی هم می توان صادر کرد و اگر هم به دلیل شرایط سیاسی و جغرافیایی توان اجرای این احکامی که حتما هیچ منافاتی با قانون شرع آنان هم نخواهد داشت، را نداشته باشند صراحتا اعلام می کنند که اجرای احکام صادر شده را موکل به بعد از کسب قدرت و یا احساس ایجاد شرایط مرگ سیاسی و جمع شدن بساط خیمه شب بازی کرده اند.
و به گواه اغلب قریب به اتفاق کسانی که با مجاهدین آشنایی دارند و یا مسائل آنها را از نزدیک دنبال می کنند خواه از اپوزیسیون ایرانی و یا از سیاستمداران و ژورنالیست های اروپایی و آمریکا تقریبا همگی در اینکه گردانندگان این گروه، که عمیقا به ولایت مطلقه فقیه تحت عنوان مدرن رهبری عقیدتی اعتقاد دارند.
و در این راستا بهای سنگینی نیز از جیب مردم ایران و به طور خاص کسانی که به امید یاری رساندن به مبارزه آزادی خواهانه مردم ایران امید و اعتماد بی شائبه ای نثار این تشکیلات کردند تا به حال پرداخت کرده اند.
چنین طرز تفکری در شرایطی که در گرداب عراق که محصول عملکرد معتقد به معصومیت آن است دارد دست و پا می زند، از آنجا که پاشنه آشیل اصلی خود را در پاره شدن حاله قداستی که فکر می کند دور خود تنیده می بینند.
هم چنان تمام هم و غم خود را صرف لجن پراکنی و مارک زدن بر علیه هر آن کس که کوچکترین انتقاد و نقدی از عملکرد او می کند گذاشته تا جایی که متاسفانه در پرتو این مخدوش کردن شرایط و فضا ی سیاسی امکان جداسازی و تفکیک افراد و جریانات فرصت طلب نه تنها مشکل شده بلکه امکان سو استفاده برای آنها نیز فراهم گشته.
براستی مسئول این سو استفاده ها و ایجاد فضای رشد و نمو چنین عناصری کیست نگاهی آخرین نمونه از این قبیل دسته گل هایی که به اصطلاح سازمان مجاهدین به آب داده اند:

« یکی از انجمن های پوششی وزارت بدنام اطلاعات آخوندی در آلمان بنام ,, آوا,, که به مسئولیت مزدوری بنام ,, علی اکبر راستگو ,, در شهر کلن برپا گردیده , اطلاعیه ئی عیله ,, آقای جواد دبیران ,, صادر کرد و در آن ناخواسته به گوشه ئی از فعالیت های جاسوسی و شبکه های ترور و تعقیب اطلاعات آخوند اژه ئی در اروپا اقرار نمود. در این اطلاعیه , انجمن پوششی اطلاعات پاسدار احمدی نژاد با آب و تاب از سفر ,, دبیران به لوکزامبورگ ,, خبر میدهد. از آنجائیکه نه آقای دبیران ,, و نه مقاومت ایران , برای حفظ جان اعضائ مقاومت , چنین سفرهائی را از قبل ,, اطلاعیه مطبوعاتی و بیرونی ,, نمی کنند, یقیننا انعکاس خبر سفر غیررسمی آقای دبیران در این اطلاعیه گوشه ئی دیگر از ردگیرها ی اطلاعاتی و ایجاد شبکه های تعقیب و ترور علیه اعضائ مقاومت ایران و فعالین ایرانی می باشد و خود بهترین گواه بر آن است که انجمن های پوششی اطلاعات آخوندی از جمله ,, آوا ,, در شهر کلن تماما به کار و وظیفه ی کسب اطلاعات و جاسوسی , در پوش فعالیت های حقوق بشری, مشغول می اشند…»

ربط……..به شقیقه چیست اطلاعیه ای که ظاهرا در رابطه با موضوع بیماری آقای د ببران داده شده که البته از نظر بنده ورود به حیطه مسائل شخصی افراد در هر زمینه ای موضوعی است ناپسند و حتی از نظر اخلاقی نیز قابل محکوم کردن اما اینکه علیرغم تاکید من وحتی خود فرد مورد نظر در این که بنده هیچ گونه رابطه ای سیاسی و شخصی با ایشان ندارم باز هم لجن نامه نویس مجاهدین با بافتن زمین و آسمان باز هم سری به صحرای کربلا زده است
» نمونه ی دیگر این فعالیت ها در ماه گذشته در شهر برلین و د رمقابل منزل تعدادی از ایرانیان و فعالین ضد رژیم بوقوع پیوست که در پی آن دو تن از جاسوسان رژیم بنام های فرهاد جواهری یار و جمشید طهماسبی شناسائی گردیدند.,,»

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن