مطالب

دموكراسي خيانت شده

دموكراسي خيانت شده

انجمن نجات – دفتر استان مازندران
عبدالله افغان


ايا دموكراسي در نظامها ومكانهاي مختلف معني و معناي متغيري دارند.
ايا دموكراسي و آزادي در زمانهاي مختلف برداشتها و تغيرات خاصي پيدا ميكنند ؟
ويا اينكه دموكراسي به معني آزادي و برپايي و اجراي يك قانون مشخص شده دريك جامعه ميباشد كه معمولا مشمول مرور زمان ياهرگونه تغيير مكان نميگردد.
چرا در فرقه رجوي معني دموكراسي در مناسبات خارج كشور واروپائي آن ، با آزادي و دموكراسي برقرار شده در اشرف فرق دارد.
رجوي براي فريب و ريا كاري و وانمود كردن رعايت دموكراسي و داشتن عِرق ملي، در سال 68 وقتي كه تعدادي از اسراي پيوسته از اردوگاه صدام بريدند حاضر به تحويل مجدد آنان به اردوگاه صدام نشد.
ولي بايد پرسيد درسالهاي بعد چه اتفاقي افتاده كه مدعيان دروغين دموكراسي در اشرف به اين كشف بزرگ رسيده اند كه اگر كسي ببُرد بايستي به ايران برگردد و يا سر از زندان ابو غريب صدام د رآورد كه پس از سالها ماندن در زندان صدام به ايران برگردد.
شما كه در سالهاي برپائي حكومت صدام عودت اسراي صدام را در تضاد با عِرق ملي مي دانستيد چه شده است كه اصول و دموكراسي تان را زير پا گذاشته و آن را فداي اميال خود نموديد و افراد جدا شده را تحويل رژيم جمهوری اسلامي مي دهيد ؟
مگر شما در آموزش اوليه تشكيلاتي خود نمي گفتيد درب خروج آن هميشه باز است .
راستي شما تا به حال پايبند چه اصول ثابتي بوده ايد ؟ و چه حرمتهائي را نگه داشته ايد ؟
روزي اكراد طرفدار طالباني در عراق كه دشمن خوني رجوي محسوب مي شدند و ريختن خون پيشمرگه هاي آنان براي همه نفرات فرقه واجب بود ، چه شده است كه بعد از سرنگوني صدام و به حاكميت رسيدن آقاي طالباني آنان را برادران كرد خطاب و افتخار ملاقات با مسئولين آنان را داشتيد.
چرا بعد از سقوط صدام عناصر آيت الله حكيم را به قرارگاه اشرف دعوت نموده و پشت سرآنان نماز به جا مي آوريد ، ولي امروز او كه خواهان خروج شما از عراق و برپائي آرامش در كشورش است را از گماشتگان و دست پرود گان رژيم ايران در عراق مي ناميد و……؟
چه اتفاقي افتاده كه در طول چند سال اخير لفظ «شهداي» فلسطيني شما به «كشته هاي» فلسطيني مبدل شده است ؟
راستي چه تحليل و نظري نسبت به مقاومت مردم فلسطين و كشتار اسرائيليها در كرانه باختر و… داريد آيا هنوز پايبند تحليها و نظر گدشته خود هستيد و..
و بالاخره اينكه راستي چرا رجوي در سالهاي اخير تمامي اصول سازماني سالهاي گذشته را زير پا گذاشته است ؟
واقعيت در اين است رجوي كه با در پيش گرفتن خط و استراتژي غلط چندين ساله و همكاري با دشمنان خلق همه پايگاهاي سياسي و اجتماعي خود را از دست داده و سازمان را به ورطه سقوط كشانده است ، سعي دارد با فرافكني فرقه ايش و چنگ زدن به هر خس و خاشاك همچنان مانع از متلاشی شدن محتوم سازمان در عراق شود.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا