مجاهدین خلق

مافیای جعل و نوشته های نسوخته!…

مافیای جعل و نوشته های نسوخته!…
روایتی از جعل اعتراف نامه ها توسط سازمان مجاهدین!
مجاهدین خلق بارها در نشریات و رسانه های خود بدون هیچ احساس قباحت و بدون این که از مجامع بین المللی و نهادها ی پی گیر حقوق بشر ابایی داشته باشند، اعضای جدا شده ی خود ( و خاصه اعضایی که پس از جدایی اقدام به افشاگری و روشنگری درباره ی جنایات فرقه ی رجوی کرده اند) را تهدید به مجازات و اعدام نموده اند. علاوه بر این تهدیدها ( که مصداق ها و نمونه های زیادی جهت آن در نشریات مجاهدین می توان سراغ گرفت) ، شاهد بوده ایم که در تشکیلات مجاهدین دست نوشته ها و اعتراف نامه های اعضای جدا شده یی است که قبلاً خود این افراد نوشته و در آن نوشته ها اعتراف به داشتن مسایل اخلاقی و جنسی نموده وبنا براین مجاهدین هم اقدام به اخراج آن ها از تشکیلات نموده اند. اما واقعیت چیست؟!
یکی از تجربیات و آموخته های مجاهدین درسال های اخیر ،جعل اسناد و مدارک مختلف بوده است. مجاهدین در جعل پاسپورت و ویزای کشورهای مختلف تا جعل نامه ها و نوشته های منسوب به افراد و گروه ها یا ادارات دولتی، چنان ماهر شده اند که جعل یک نامه یا اعتراف نامه، برای جاعلانشان جزء امور خیلی بدیهی و ساده است. در کنار هر قسمت و یا هر لایه ی تشکیلاتی مجاهدین، افرادی بوده و هستند که کارشان جعل اسناد و مدارک مورد لزوم است. اگر چه به صورت عینی قسمت خاصی را با عنوان قسمت جعل اسناد در تشکیلات مجاهدین نمی توان دید ولی در عمل جزیی از فعالیت های تشکیلات مجاهدین چه در عراق و چه در کشورهای اروپایی یا امریکا و غیره، همین اقدامات جاعلانه می باشد. ( بهترین نمونه ی جعلیات مجاهدین در بخش مالی و اجتماعی – در کشورهای مختلف – است که با جعل نوشته ها و مدارک مختلف اقدام به اخاذی از شهروندان اروپایی می نمایند. ( برای آگاهی بیشتر مخاطبین علاقه مند می توانند کتاب مجاهدین خلق در آیینه ی تاریخ نوشته ی مهندس علی اکبر راستگو را مطالعه نمایند.)
به هر حال برای چنین تشکیلاتی که در جعل ید بیضایی دارند ،جعل یک اقرار نامه با امضا و خط فلان عضو جدا شده اش هیچ زحمت و مشقتی ندارد. اما آن چه در مورد تأکید ما ست این که ؛ برخی از این اعتراف نامه ها حکایت و سرگذشت خاصی دارند. قسمت هایی از این اعترافات با خط خود اعضای جدا شده ( در زمان فعالیت آن ها در سازمان مجاهدین) نگاشته و تحویل مجاهدین شده بود. اصل ماجرا هم از این قرار بوده است:
غسل هفتگی هر هفته یک بار و عملیات جاری به طور روزانه ( یا هر شب) انجام شده و می شود. از آن جا که بررسی کیفی و عمیق این نشست ها فرصت زیادی می طلبد و نقد آن از حوصله ی این نوشته خارج است فقط به همین نکته بسنده می کنیم که؛ در نشست های غسل هفتگی افراد تشکیلات ( هر فردی در لایه و ردیف تشکیلاتی خودش با هم ردیفان خویش) تمام گناهان و خطاهایی که در طول هفته انجام داده است و یا حتی آن چه در عالم خیال خود به آن اندیشیده است اما فرصت انجام آن را نیافته و یا خود نخواسته غیر از فکر کردن به آن در عمل هم آن فعل حرام را مرتکب شود، همه و همه را نوشته و در نشست غسل هفتگی در حضور جمع و مسئول تشکیلاتی اش آن نوشته را قرائت و سپس تحویل مسئولش می دهد.
مجاهدین خود به این پروسه این طور می نگرند ( و می گویند) که ؛ فرد ( سوژه ی نشست) تمام لحظه های جنسی و لحظه هایی که آلوده به تفکرات و خیالات و اقدامات جنسیتی بوده است را ( که در طول هفته با آن مواجه بوده) باید نوشته و در جمع با صدای خودش قرائت و بیان نماید تا به ا ین وسیله بر آن لحظه های آلوده به مسایل جنسی تهاجم و غلبه نماید.
بررسی و نقد این موضوع از حوصله ی این بحث خارج است ولی منظور از ذکر این کلیات این بود که سازمان مجاهدین برخلاف این که همیشه ادعا می کردند و می گفتند این نوشته ها ( اعترافات مزبور) را از بین می بریم، تمام آن ها را برای روز مبادا نگهداری کرده و بعدها ( مانند آن چه در مورد جداشدگان دیده ایم) ازاین نوشته هار بهره برداری های کثیف کرده اند. مسعود رجوی یک روز در یکی از نشست های غسل هفتگی پس از این که افراد ( سوژه های آن نشست) نوشته هایشان ( فاکت های مربوط به لحظه های آلوده به جنسیت ) را در حضور او قرائت نمودند، در حالی که دستگاه کاغذ خرد کن جلویش را به جمع نشان می داد، خطاب به افراد گفت: ببینید! الان پیش چشم خودتان این نوشته ها را از بین می برم تا خیالتان راحت باشد! سپس یکی دو برگ کاغذ را ( چیزی که جمع از دور مشاهده می کردند!) توی دستگاه انداخت و به اصطلاح از بین شان برد. اما این حرکت فقط یک حرکت فرمالیته و نمادین بود و هرگز کسی ندید مسئولی پیش چشم جمع نوشته ها را بسوزاند یا از بین ببرد. مسئولین تشکیلاتی به افراد می گفتند برای این که بیشتر و بهتر روی لحظه های آلوده ی شما بررسی و کار شود، آن ها را می بریم تا بعد از مطالعه ی دقیق تر آن ها را بسوزانیم. اما روشن بود که این حرف ها دروغی بیش نیست.
اینک با توجه به آن چه توضیح داده شد، ما اعضای جدا شده از فرقه ی رجوی تأکید می کنیم چنین نامه ها و مدارکی نه به لحاظ حقوقی دارای ارزش بوده و نه از منظر حقیقی جایگاهی دارند، مجاهدین یکی از حرفه ای ترین مافیای جعل و تحریف واقعیات هستند و قریب به اتفاق این اسناد و اعتراف نامه ها جعلی ویا با چسباندن تکه هایی از همان دست نوشته های مربوط به نشست های درون تشکیلاتی نظیر غسل هفتگی، عملیات جاری و یا مقطع انقلاب معاصی ( انقلاب گناهان) چنین نامه هایی را ساخته و منتشر می نمایند اما فجایع رخ داده در تشکیلات مجاهدین آن قدر گسترده است که با چنین جعلیاتی نمی توان آن فجایع را انکار یا پنهان نمود. ما اعضای سابق مجاهدین بدون این که وحشتی از این جعلیات و دروغ پردازی های مجاهدین به خود راه دهیم، در حرکتی که آغاز کرده ایم هم چنان با صلابت به پیش خواهیم رفت و برای نشر حقایق هر مارک و تهمت ناروایی را نیز به جان خریدار می شویم.
به امید نجات تمام اسیران گرفتار در چنگال رجوی…
 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا