مجاهدین خلق

کدام پدر شهید؟

کدام پدر شهید؟
غلام مهدی قلی، سوم دسامبر
در یکی از سایتهای سازمان مطلبی را خواندم که برایم خنده آور و مضحک بود، گرچه طبق معمول برای اینکه سازمان به اذهان عمومی طوری وانمود کند که جداشده ها مشکل سازمان نیستند و هر بار با عناوینی نا مجهول اندیشه های عقب مانده اش را به خورد هوادارانش میدهد، اینبار هم به اسم یک پدر شهید که نمی دانم این پدر؛ مرجان (همسرم) را از کجا می شناسد مطلبی نوشته اید، از این موضوع بگذریم نکاتی در این مطلب به ذهنم رسید که باید جهت آگاهی هم میهنان عرض کنم.
اولاً: نویسنده مقاله برای رد گم کردن و اینکه نشان دهد این مقاله را یک پدر پیر شهید نوشته عمداً اسم مسعود خدا بنده را (رسول خدابنده) نوشته است که نشان دهد این پدر اسامی جداشدها را درست نمی شناسد و فقط بخاطر خیانتهایشان(بخوانید افشاگریهایشان) اسامی بعضی از آنها را می شناسد.
دوماً: اگر پدر شهید از کشته شدن فرزندش در مبارزه با دولت ایران که لابد افتخار هم می کند پس چه باکی دارد که اسم خود و فرزند به اصطلاح را قید نکرده(این هم یک دم خروس دیگر).
سوماً : مگرمرجان چه هیزم تری به سازمان فروخته که اینقدراز آمدن او به هلند عجز و ناله می کند و خودش را به در و دیوار می کوبد و از زبان هر کسی حرفهای کثیفی را که فقط برازنده( خواهر مریمتان) است به همسرم می گوئید، آیا در کدام قانون نانوشته دنیا وجود دارد که مادری برای گرفتن فرزندانش بایستی محروم شود که فقط جرمش جدا شدن از سازمانی است که همه چیزش را به نابودی کشاند و الآن هم که به فرزندانش رسیده باز سازمان از او دست بردار نسیت، اما این را بدانید اگر سال قبل مرجان نتوانست فرزندانمان را بگیرد فقط بخاطر این بود که یک زن تنها بود و هیچ حامی نداشت، اما مطمئن باشید اینبار من بعنوان همسر مرجان تا هر کجا که لازم باشد پشتیبان او هستم تا نگذارم اینبار او را از رسیدن به فرزندانمان محروم کنید و کور خواندید که اگر فکر کنید بتوانید ما را با این حرفها از میدان بدر کنید.
چهارماً: از نصایح پدر گونه این پدر شهید ممنونم که از همسرم خواسته در موزه مقاومت نروژ و در قسمت خائنین ازالآن محلی را برای خودش رزرو کند، اما من هم به شما توصیه می کنم که برای اینکه خون فرزند شما پایمال نشود عکس بزرگی را از(رجوی) تهیه کرده و در بلندترین نقطه(برج ایفل) بچسبانید تا شیر خفته شما در هر سوراخ موشی که باشد بتواند آنرا ببیند شاید، شاید که نه حتماً وی بخاطر اینکه خودش زنده بماند تا بتواند سکان هدایت این کشتی در گل فرو رفته را تا سرنگونی , در دست بگیرد، لابد بنده خدا اینقدر این سوراخ موش اون موش رفته که خودش را بلحاظ جغرافیایی واقعاً گم کرده است، حال بااین ابتکار که به کار می برید منظور(چسباندن عکس وی بالای برج ایفل) او شما را پیدا میکند و شیر خفته تان از بیشه بیرون خواهد آمد(باشه طلبتان)
پنجمعاً: این از رحمت بیکران رهبرتان نیست که از آنجا ما جان سالم بدر برده و پایمان برای افشای جنایات بیشمار همین رهبر پاکبازتان به اروپا رسید، این پدیده که شما لقب رحمت بیکران،عنصر پاکباز،شیر خفته و… به وی را می چسبانید کسی هست که وقتی تیم عملیاتی را به داخل می فرستاد تا جان ناچیزشان را نثاربه قدرت رسیدن و جاه طلبی خودش بکند برگشتی برایشان متصور نبود چون این نگون بختها اگرموفق به اجرای عملیات می شدند طرح برگشت طوری طراحی شده بود که حتماً به تور امنیت دولت ایران و یا نیروهای نظامی بیافتند آنوقت با کشته شدنشان تا حدودی باعث جلب توجه مردم و افکارعمومی گردند(زهی خیال باطل) البته این حرفم حدس و گمان نیست و با استناد به حرفهای همسرم میباشد که میگوید: بعداً متوجه شدیم که قاچاقچی که سازمان برایمان گرفته بود تا بعد از اجرای عملیات ما را به عراق برگرداند دو طرفه کار میکرد و سازمان هم ازاین موضوع اطلاع داشت ولی هیچوقت این موضوع را حتی برای حواس جمعی هم به ما نگفت، و نمونه های دیگر که من خودم شخصاً اززبان دوستانم در قرارگاه شنید م که بعداً آنها را نیز افشاء خواهم کرد، این هم نمونه بارز رحمت بیکران رهبر پاکباخته تان.
البته این از زرنگی و استفاده از تجارب خودمان بود که پایمان به اروپا رسید و گرنه ما هم عین خیلی های دیگر اگر حواسمان را جمع نمیکردیم سر به نیستمان می کردید و باز میتوانستید به جنایت دان با اعضاء خودتان ادامه بدهد بدون اینکه کسی در افکار عمومی جهان شما را افشاء کند.
در آخر می خواهم به نکته ای اشاره کنم، شما عین کبکی که سرش را در برف کرده که کسی را نبیند تا به زعم خودش دیگران هم او را نبینند می مانید و عاید اینکار را هم همیشه بنفع خود می پندارید غافل از اینکه همیشه چوبش را می خورید به عنوان مثال: شما مدعی هستید که هیچ انسان منصفی این حرفها و تهمتهای ما جدا شدگان را باور نمی کند و از طرفی نیز به جیب می ریزید که افشاء ما(حیثیت و مظلومیت) مجاهدین را در افکار عمومی بیش از پیش اثبات میکند،پس چه ترسی از افشاء خودتان دارید که این همه در برنامه ها و سایتهایتان جداشدها را تهدید میکنید و حتی در اجلاس شوراء نیز از مهمترین نکات جمعبندی موضوع جدا شدها می باشد، فقط من باب یادآوری باید بگویم که همین جداشدها بودند که با افشای مناسبات درونی سازمان در نزد دیده بان حقوق بشر نگذاشتند که سازمان از لیست تروریستی خارج شود،همین یکی را داشته باشید بقیه پیش کش.

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا