عملکرد سازمان مجاهدین خلق

پرواز تاریخساز یا شکست استراتژی رجوی

به سالروز فرار رجوی از فرانسه به عراق یعنی 17 خرداد سال 65 رسیدیم. می خواهیم نگاهی اجمالی به عملکرد رجوی بعد از رفتن به عراق و اینکه چه دستاوری برای او و سازمانش داشته بپردازیم .

چند روز قبل از رفتن رجوی فریبکار در پیامی که به پیام تودیع شهرت یافت به گفتن حرفهایی پرداخت که اگر بخواهیم اکنون به محتوای آن بپردازیم درخواهیم یافت که خیلی بی ربط بوده است . وی در قسمتی عنوان کرد ” اگر بپرسید برای چه میروی در یک کلام می گویم که بر افروزم آتشها بر کوهستانها!!! ” اما در یک بررسی کوتاه در می یابیم که  چند عملیات که آن هم با هماهنگی ارتش صدام در نوار مرزی ایران انجام شد ، برای رجوی فریبکار توهم ایجاد نمود که انگار خبری است اما او چون شناختی از تحولات منطقه نداشت و نوک دماغ خود را می دید فکر می کرد که با چند عملیات می تواند به سرنگونی خیالی خود برسد که در نهایت شاهد بودیم که خبری نشد و او دست از پا درازتر اشرف را با خفت و خواری ترک نمود .
وی درجای دیگری عنوان کرد که ” خون من از خون کسانی که کشته شدند رنگین تر نیست!!!” اما اگر بخواهیم به گفته های وی نقبی بزنیم در خواهیم یافت که وی اصلاٌ اهل جنگ و کشته شدن نبود چه در زندانهای شاه که با همکاری همه جانبه از اعدام گریخت و چه زمانی که دستور جنگ مسلحانه را صادر و خودش به فرانسه گریخت و نیروهایش را بی دفاع در ایران رها نمود و چه در فرانسه که وقتی با فشار دولت و افشاگری نیروهای دمکراتیک مواجه شد از فرانسه گریخت و چه زمانی که کشور عراق دو بار مورد تهاجم نظامی آمریکا قرار گرفت و او یک بار به اردن گریخت و بار دوم به سوراخی خزید و از دیده ها ناپدید شد تا مبادا بخواهد جواب شکستش را بدهد . وقتی کسی که در هر سرفصلی حاضر به پرداخت قیمت از جیب خود نیست! می تواند دم از ریختن خون خود حرف بزند ؟
رجوی عادتی که دارد این است همیشه در سرفصل ها خودش را در محور حوادث قرار می دهد ولی بعد چنان از حوادث فرار می کند که جای تعجب است بطور مثال وی در حرفهای بی سرو ته خود عنوان می دارد ” تا آنجائیکه که من به یاد دارم در نقاط عطف درسر بزنگاههای خطیر وتاریخی همیشه این‌طور بود

سئوال این است شما در کدام سرفصل در کنار نیروهای خود بودید که مدعی آن می شوید از سی خرداد سال 60 گرفته تا فرار به فرانسه و بعد از آن عراق و اکنون هم حاضر نیستید از ترس جان کثیف تان خودتان را نشان بدهید آیا این است معنی پرداخت بها ؟

حرف زدن از استقلال و آزادی خیلی ساده است اما آیا رجوی فریبکار اعتقادی به آزادی و استقلال دارد ؟ شاید در حرف این گونه باشد ولی در محتوا اصلاٌ اعتقادی به استقلال ندارد چون از همان روز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی یک روز به دنبال روسیه بود تا با گرفتن پول به مزدوری و جاسوسی خود ادامه دهد که فرد مورد نظر یعنی سعادتی دستگیر شد و یا به عراق رفت تا در کنار صدام به کشتن سربازان ایرانی بپردازد تا شاید با آویزان شدن به وی به قدرت خیالی خود برسد و بعد از سرنگونی صدام به خدمت ارباب بزرگ یعنی آمریکا در آمد و حاضر شد تن به هر گونه همکاری سیاسی و نظامی و اطلاعاتی بدهد و در زمینه خبری اکنون سنگ تمام گذاشته است و عملاٌ به بلندگوی غرب تبدیل شده و برای خوش رقصی برای پرچم آمریکا دست می زند و طوری ذهن اعضای خود را خراب کرده که آنان نیز برای دیدن جنایت کاران غربی یعنی بولتون و رودی جولیانی و … صف می کشند و خوشحالی می کنند آیا این بود معنی استقلال و آزادی که شما از آن دم می زدید ؟
رجوی در جای دیگری از پیام تودیع خود عنوان می دارد ” ما دراین مدت حافظ حرمت کلمات بودیم‌. کلمات پاکیزه مقاومت و خلق و فدا و انقلاب و شهادت آن‌هم درصعب ترین شرایط تاریخی ایران‌.” به واقع حرفهای رجوی خنده دار و بی محتوا است چون وی اعتقادی به حرفها و کلمات خود ندارد او به تمام کلمات توهین نموده و از اسم مقاومت ، فدا ، انقلاب و شهادت سوء استفاده نموده تا بتواند کارهای ضد بشری خود را ادامه دهد .

مورد کلمه مقاومت:

شما در کدام از مرحله مبارزه مقاومت نمودید ؟ از زندان شاه گرفته که با ماموران ساواک همکاری نموده تا مرداد 60 که فرار نموده و هر موقع که باید مقاومت می کردید این نیروهای فرقه بودند که باید خون می دادند و بعد از آن شما طلبکار اعضای خود که چرا کم کشته شدید و برای کشته نشدن باید حساب پس می دادیم . البته تنها چیزی که رجوی متخصص فدا کرده به عقد در آوردن زنان سازمان بوده است .

شما در کدام مرحله حرمت کلمه را نگهداشتید؟! در درون مناسبات هیچ وقت حرمت اعضای خود را نداشتید توی هر نشستی با شدیدترین الفاظ رکیک به آنها توهین می کردید و کاکل بی حرمتی به کلمات را می توان در مراجعه خانواده ها به اشرف که چقدر توهین و ناسزا به مادران و پدران پیر که برای دیدار با فرزندان خود به اشرف آمده نمودید مشاهده کرد آیا این کار نشانه از بین بردن حرمت کلمات نیست ؟

البته برای ما روشن است رجوی و دار و دسته کثیف او اعتقادی به خانواده نداشته و معلوم نیست که چگونه زاده شدند به همین خاطر است که باید گفت تنها سازمانی که اعتقادی به حرمت کلمات و احترام گذاشتن به دیگران ندارد فقط فرقه تروریستی رجوی است و اندیشه و اعتقاد وی بر این است که هر کسی از رجوی تعریف نکند باید مورد توهین و ناسزا قرار بگیرد . به همین خاطر است که جنایت کاران غربی به دوستان خوب رجوی تبدیل می شوند و مادران و پدران پیر باید مورد توهین قرار بگیرند . در یک کلام خرابکاری رجوی در مورد کلمات و حرمت آنان از قوم مغول هم بدتر بود. وی هیچ گونه مرزی برای ارزشهای انسانی باقی نگذاشته است و هر چیزی که در وجود این فرقه دیده می شود کشتار و سرکوب و توهین و ناسزا می باشد . خوشحالی و شادابی در مناسبات فرقه ای ضد ارزش است حال با انسانهایی مواجه هستیم که فقط با ناراحتی و سرکوب و از بین رفتن ملت ایران سرحال و خوشحال می شوند .
به مانند روزی که رجوی از زندان آزاد شد باید گفت که مگر می شود با سرکوب و کشتار و ترور به آزادی دست یافت ؟ مگر می شود با همکاری جنایت کاران آمریکایی به قدرت رسید ؟ مگر می شود با توهین و ناسزا گفتن به دیگران خود را انقلابی معرفی کرد ؟ مگر می شود با ردیف کردن یک مشت کلمات انقلابی خود را انقلابی معرفی کرد ؟ آیا می شود جنایتی که فرقه رجوی انجام داده را مخفی کرد ؟ آیا می شود شارلاتان بازی و فریبکاری رجوی تروریست را نادیده گرفت ؟ مگر می شود همکاری همه جانبه وی با غرب را سرپوش گذاشت ؟ مگر می شود صاحب تمام زنان عالم بود ؟ جواب همه خیر است اگر کسی این ادعا را داشته باشد باید گفت که او سادیسم و مریض روانی است .
اگر بخواهیم در یک کلام جمع بندی از حرفهای رجوی در پیام تودیع او داشته باشیم باید گفت که فقط یک مشت کلمات را کنار هم گذاشته تا بتواند کارهای جنایت کارانه خود را پیش ببرد . رجوی به تنها چیزی که اعتقاد دارد فریبکاری و کشتار و جاسوسی می باشد و می توان نتیجه گرفت که پرواز وی از فرانسه به عراق باعث شکست تمامیت فرقه بوده هم در استراتژی و هم در تاکتیک . چون با پزی که رجوی قبل از رفتن به عراق می داد اکنون به فرقه ای تبدیل شدند که باید تا آخر عمر در آلبانی باقی بمانند و به حرفهای مسخره و بی محتوای وی گوش بدهند . این عاقبت گروه و کسانی است که سعی می کنند با فریبکاری و شارتالان بازی به قدرت برسند.
هادی شبانی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا