عملکرد سازمان

محمد رجوی پل ارتباطی با سلطنت طلبان؟

چند روز قبل فیلمی از مصاحبه محمد رجوی فرزند مسعود رجوی با کانال یک سلطنت طلبان در آمریکا پخش شد که بسیار جالب بود و اکنون قصد داریم به محتوای مصاحبه فرزند رجوی بپردازیم .
مجری برنامه خانم زینا تهرانی در برنامه ” با مردم ” با خوشحالی عنوان داشت با فردی مصاحبه می کند که برای همه سورپرایز است .
محمد رجوی بچه رجوی مدتها عضو سازمان بوده بعد از اخراج از عراق و انتقال به آلبانی وی نیز از تشکیلات سازمان جدا شد و به یکی از کشورهای اسکاندیناوی فرستاده شد .
وی ابتدا سعی نمود دست به افشاگری علیه سازمان بزند ولی با دخالت مسئولین بالای سازمان از جمله محدثین مفت خور و تطمیع مالی دهان او را بستند و دیگر خبری از بچه رجوی نبود تا اینکه به یک باره سر از برنامه سلطنت طلبان در آمریکا در آورد و در این مصاحبه می خواست پیام دوستی رجوی را به سلطنت طلبان یعنی بچه شاه برساند و سعی می کرد که از کلمه همسویی و همگرایی و اینکه خواهان حکومت کثرت گرا و دموکراتیک می باشد استفاده کند .

اما چیزی که در این گفتار وجود دارد این است که وی اگر حکومتی دمکراتیک می خواهد منظور نوع حکومت پدرش است و اگر حکومت کثرت گرا می خواهد که این نوع حکومت از نظریه دانشمندان غربی مانند سنت مارکس وبر ، جیمز میسون و رابرت دال است که معتقدند جامعه مرکب از بسیاری طبقات و گروه های اجتماعی است و این نظام سیاسی باید به گونه ای باشد که در آن امکان رقابت گروه ها و اقلیت های متعدد وجود دارد . یعنی اینکه بچه رجوی به این اعتقاد دارد که حتی پسر شاه سابق هم می تواند در این رقابت گروه ها شرکت داشته باشد .

وی در جای دیگری از اصل بر وحدت حرف می زند که این حرف را البته پدرش قبول ندارد چون رجوی در نشست های درونی عنوان می کرد که حتی بعد از به قدرت رسیدن نباید به اعضای شورا قدرت داد چون جان و خون آن را ما دادیم و به این آسانی نباید از دست بدهیم و اکنون فرزند رجوی مدعی می شود که اصل بر وحدت است در حالی که پدرش این را از اساس قبول ندارد .

اما در میان سئوالات خانم زینا تهرانی مجری برنامه وی به سئوال مهمی اشاره می کند مبنی بر اینکه آیا شما اکنون با سازمان ارتباط دارید یا خیر ؟

محمد رجوی از جواب دادن به این سئوال طفره می رود و باز روی وحدت و اینکه می خواهیم برای یک هدف مشخص که همان آزادی ایران است کوشش کنیم حرف می زند . او در ادامه عنوان می دارد که نباید پدر کشی راه انداخت و حتی به سئوال مجری برنامه مبنی بر اینکه حرف شاهزاده درست است یا خبر جواب درستی نمی دهد و عنوان می دارد که باید همه نیروهای اپوزیسیون تلاش کنند به این هدف واحد برسند و اختلافات خود را کنار بگذارند .
اما چیزی که در این میان قابل توجه است حرفهای دوپهلوی وی در جواب دادن به سئوالات مجری برنامه است . او سعی دارد که روی همسویی تاکید کند و اینکه باید روی دیگر گروهها از جمله پسر شاه سابق حساب نمود .
این مجموعه حرفهایی است که پسر رجوی عنوان می دارد . سئوال اصلی این است که وی بدون اجازه سازمان و رجوی این مصاحبه را انجام داده یا خیر ؟ آیا وی می تواند خودسرانه با یک شبکه تلویزیونی سلطنت طلب مصاحبه انجام دهد یا خیر ؟ آیا این کار به دستور رجوی بوده تا این گونه توسط فرزندش پیام دوستی و همکاری همه جانبه به بچه شاه بدهد ؟ آیا رجوی در مورد استراتژی خود به غلط کردم گویی افتاده است ؟ آیا رجوی برای عقب نشینی و کرنش در مقابل سلطنت طلبان از بچه خود کمک گرفته است ؟ آیا رجوی متوجه شکست خود شده که نمی تواند به تنهایی حکومت ایران را سرنگون نماید و به همین خاطر برای دریافت حمایت غرب به بچه شاه آویزان شده است ؟ اگر این گونه باشد و رجوی فراری دست به عقب نشینی از استراتژی ترور و خیانت زده باشد نشان از فروپاشی فرقه است که اکنون بعد از چند دهه ترور و کشتار می خواهد زیر دست بچه شاه قرار بگیرد تا شاید فرجی برای رسیدن به قدرت فراهم شود.
اما از جنبه دیگر وقتی فردی انتقادی و یا مطلبی از رجوی و یا تشکیلاتش می نویسد سریعاٌ تمام فرقه و از طرف دیگر عوامل جیره خوارش دست به قلم شده و به لجن پراکنی علیه فرد می پردازند و شاهد هستیم که طی این سالیان چقدر به افراد جدا شده توهین و ناسزا گفتند در حالی که حرفهایشان درست بوده است . اما چرا دستگاه تبلیغاتی و لجن پراکنی فرقه رجوی علیه بچه رجوی دست به کار نشده و خفه خون گرفتند ؟ چرا در این باره حرفی نمی زنند ؟ آیا این اقدام محمد رجوی نشانه همسویی و نزدیک شدن رجوی به بچه شاه نیست ؟
در هر صورت اگر به دستور رجوی فراری باشد یا نباشد نشان از مشکلات فراوان در درون تشکیلات است که اکنون از بچه رجوی بیرون زده است و باید گفت که این مصاحبه نشان از اوج پیسی رجوی ها می باشد که اینگونه رجوی برای همسویی و پیشبرد خط نزدیک شدن به بچه شاه از فرزند خود استفاده نموده است .
باید به مریم رجوی تبریک گفت که بالاخره تمام حرفهای ضد امپریالیستی و ضد بچه شاه و اینکه ما شاه نمی خواهیم رنگ عوض کرده و اکنون آویزان بچه شاه شدند و این کار یعنی لگد زدن به تمام حرفها و آرمانهای بنیانگذاران سازمان .
ولی چیزی که مشهود است فرقه رجوی به پایان کار خود رسیده و رجوی حتی با کمک گرفتن از فرزندش برای نزدیکی به بچه شاه کارآیی نداشته و از نظر غرب این کار نمی تواند ماهیت واقعی شان را عوض کند . حال بگذار هر چند رجوی شغل خیانت و وطن فروشی و پفیوزی سیاسی را که از سالیان گذشته در پیش گرفته بود ادامه داده و اکنون برای رسیدن به قدرت به بچه شاه آویزان شود .
هادی شبانی

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا