عملکرد سازمان مجاهدین خلق

زمان سرنگونی !

امسال در آبان ماه که سران فرقه ی استبدادی رجوی، آماده سازی های مجازی زیادی برای ایجاد آشوب و ناامنی در کشور کرده بودند، تیرشان به سنگ خورد و طبق معمول سنگ روی یخ شدند!

در همین رابطه خانم مریم رجوی رهبر خودمنتسب و خودشیفته فرقه، مراسمی در اسارتگاه مانز تدارک دید و به سخنرانی پرداخت و در قسمتی از توهمات خود اینچنین گفت:
… به نظر ما زمان سرنگونی دیکتاتوری دینی فرا رسیده است. ..”

این اولین بار نیست که برای سرنگونی زمان مشخص کردند و مسلما آخرین بار هم نخواهد بود!

از فردای اعلام فاز نظامی در 30 خرداد 1360، مسعود رجوی هر سال را سال سرنگونی رژیم، اعلام کرده است! اما هنوز این امر محقق نشده است ! حتی پارسال هم موعد سرنگونی را از نوروز به ژانویه (ابتدای سال میلادی ) ، انتقال دادند بلکه فرجی حاصل شود!

Massoud Rajavi -

سی و نه سال بود که نوروز هر سال شمسی از طرف مسعود رجوی ، سال سرنگونی اعلام می شد! اما گویا رجوی سال قبل به این نتیجه رسید که اگر از همان اول مبنا را روی سال میلادی می گذاشت ، یعنی اگر در ژانویه 2019، اعلام سال سرنگونی می کرد، خیلی وقت پیش ها بر مسند قدرت تکیه می کرد!

الان هم هواداران ناآگاه و مفلوک سازمان، آن جمله را که از زبان مسعود رجوی نقل شده است ، در کوچه پس کوچه های اروپا دهان به دهان می کنند تا بلکه فرجی حاصل شود! این هواداران انگشت شمار با سه انگیزه در کنار این فرقه جمع شدند:

1- پسر ، دختر ، پدر ، مادر ، همسر ، دختر خاله ، پسرخاله و… یا یک قوم و خویش دور در میان اسرای فرقه دارند، منتظرند آنها به حکومت برسند! شاید به اینها هم چیزی برسد!
2- فکر می کنند، اگر خود را به یک گروه مخالف بچسبانند، کیس و پرونده ی پناهندگی آنان اوکی شده و یا بیشتر محکم کاری می شود!
3- بخاطر خوردن یک وعده غذای گرم یا چند دلار کثیف ، تن به خواسته های سران این فرقه ی تروریستی می دهند و بعضا هم از بی هویتی در غربت، قصد دارند موجودیت خود را اعلام کنند!

واقعیت این است که ، سازمان مجاهدین خلق در اروپا و آمریکا حتی یک هوادار معقول و منطقی ندارد. اکثر کسانی که در تجمعات چند نفره ی سازمان دور هم جمع آورده می شوند، افرادی مسئله دار و مشکل دار می باشند.

عده ای دچار مشکلات روحی فراوان شدند و از نبود عاطفه و روابط خانوادگی مدل ایرانی، افسرده شدند و در کنار این فرقه خود را مشغول می کنند تا بلکه تسکین یابند.

اما از این نکته غافل هستند که این فرقه و رهبران آن یک درد هستند و نه درمان ! این تجربه سالیان اسارت ماست که با پوست و گوشت خود لمس کردیم که این سازمان برای مردم ایران و منطقه یک غده ی سرطانی و یک لکه ی ننگ تاریخی است . هر چقدر از این سازمان فاصله ی بیشتری داشته باشیم ، حاشیه ی امنیت بیشتری خواهیم داشت.

با دوستی قدیمی که سرشناس است و سالهاست در هلند زندگی می کند در فیس بوک چت می کردیم.

از موقعیت سازمان در اروپا سئوال کردم ، گفت :(ببخشید مجبورم عین کلمات او را تکرار کنم)، در اروپا کسی این ها را آدم حساب نمی کند! هیچ ایرانی با شرفی دور و بر اینها نمی رود، همانگونه که درایران منفور هستند ، در اروپا هم ایزوله هستند و سکت نامیده می شوند. حتی سیاسیون هم دور اینها خط کشیدند و آنها را تمامیت خواه و دیکتاتورمی دانند.

الان من نمیدانم این سکتاریست ها ، دلشان برای چه خوش است؟

البته بیشتر از هر کسی خود این فرقه ای ها می دانند که چه افرادی هستند . دستگاه دروغ و فریب مجاهدین تبدیل به یک بنگاه اقتصادی شده است . منافع مادی در بین مسئولین مجاهدین حرف اول را می زند. همه ی مبارزه ی مجاهدین یک بازی کثیف با عمر صدها انسان است که در طمع کسب قدرت سیاسی برای منافع اقتصادی جان می کنند، اما نمی دانند که با سوابق وطن فروشی و نوکری برای سران سلطه ، حتی در ظاهر هم که شده به کرسی های سیاسی نخواهند رسید!

سال میلادی قبل هم یک بازی جدید از سوی سران فرقه بود وحالا هم قصد دارند چند صباحی هم اینطور امور ننگین خود را سپری کنند. ما صبرمان زیاد است ، سال میلادی 2019 تمام شد و 2020 هم در حال اتمام است اما از سرنگونی خبری نشد! لابد این بار هم از طرف مسعود خواهند گفت که منظورش سال میلادی بعدی بوده است ! چهل سال با سال شمسی مردم را سرکار گذاشت ، چهل سال دیگر هم با سال میلادی این کار را خواهد کرد!

سالی که نکوست از بهارش پیداست! اگر قرار بود مسعود رجوی کاری بکند، در همان سال 60-59 کرده بود و یا حتی قبل تر با بنیانگذاران صدیق سازمان اعدام شده بود . رهبری که اولین کارش فرار و حفظ جانش باشد ، یک شیاد و فرصت طلب است که از رهبری فقط ادعایش را دارد.

مسعود رجوی از همان ابتدا مرد این میدان نبود. قدرت را دوست دارد و اما حتی جربزه ی خاصی برای رسیدن به خواسته ی خودش هم ندارد.
امروز هم مریم با استراتژی (از این شاخه به آن شاخه، فرجی خواهد شد) با سرفصل های خودساخته اش بازی می کند و در حقیقت با عمر صدها نفر بازی مرگی را ادامه می دهد که می داند هرگز ثمری برایش نخواهد داشت.

مریم رجوی در همین شمارش سرفصل ها، مرگ خود را رقم خواهد زد و همگان به چشم خواهیم دید که همه این تلاشهای مذبوحانه، تنها سنگ بر سندان کوبیدن خواهد بود . . .
فرید

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا