آقای هادی شبانی در کتاب خود تحت عنوان “سازمان مجاهدین خلق، از شعار آزادی تا مزدوری و جاسوسی” چنین می گوید: سازمان از تمام شیوه ها برای آوردن نیرو استفاده می کرد. یکی از شیوه ها، جذب نیرو از ترکیه یا کشورهای عربی حاشیه ی خلیج فارس بود. سازمان نفراتی را در کشور ترکیه اجیر […]
آقای هادی شبانی در کتاب خود تحت عنوان “سازمان مجاهدین خلق، از شعار آزادی تا مزدوری و جاسوسی” چنین می گوید:
سازمان از تمام شیوه ها برای آوردن نیرو استفاده می کرد. یکی از شیوه ها، جذب نیرو از ترکیه یا کشورهای عربی حاشیه ی خلیج فارس بود. سازمان نفراتی را در کشور ترکیه اجیر کرده و پول خوبی به آنان می داد تا برای جذب نیرو در آنجا کار کنند. آنان وظیفه شان فریب دادن ایرانی هایی بود که به دنبال کار به ترکیه آمده بودند و فکر می کردند شاید از ترکیه به اروپا بروند و پولی برای خانواده ی خود در داخل کشور جور کنند.
نفراتی که در ترکیه برای سازمان کار می کردند با فریبکاری و دروغ به ایرانی ها می گفتند کسانی در عراق هستند که اگر چند ماه برای آنان کار کنند مسأله پناهندگی شان را در کشورهای اروپایی حل خواهند کرد. فرد که فکر می کرد می تواند از این طریق به سادگی به اروپا برسد این راه را قبول می کرد. در مدتی که فرد باید فکر می کرد، زنان سازمان از اروپا با دلربایی و فریبکاری زنانه سعی می کردند افراد را فریب دهند که انگار در عراق خبری هست.
هنگامی که فرد از کشور ترکیه به خاک عراق وارد می شد ابتدا پاسپورت وی را می گرفتند تا راه بازگشتی برای او متصور نشود. وقتی فرد به قرارگاه اشرف وارد می شد با او به مهربانی برخورد می کردند و بعد از چند روز دیگر خبری از مهمانی و مهربانی نبود و افراد باید صبح زود بیدار می شدند، لباس نظامی به تن می کردند و به کارهای نظامی می پرداختند. انگار که وارد پادگان نظامی شده اند و از کار برای شرکت ایرانی خبری نبود. به همین دلیل خیلی از نفرات متوجه فریبکاری رجوی شدند ولی دیگر کار از کار گذشته بود و راه بازگشتی برایشان متصور نبود.
… نفرات ناراضی دست به اعتراض می زدند و خواهان بازگشت بودند و حتی تعداد زیادی از آنان اقدام به فرار می کردند ولی چون شناختی از فضای امنیتی بیرون قرارگاه اشرف نداشتند دستگیر شده و دوباره به اشرف بازمی گشتند. وقتی خیلی از همین نفرات اعتراض می کردند مسئولین فرقه سعی می نمودند و به دروغ می گفتند: “این گونه که شما می گویید نیست و حالا اگر به اینجا آمدید ما چند مدت دیگر به سمت ایران خواهیم رفت و وضع شما خوب خواهد شد.” ولی چه سود، این دروغ های رجوی سالیان سال بود که تکرار می شد، از وعده ی سرنگونی کوتاه مدت به سرنگونی طولانی مدت تبدیل شد و با این شیوه افراد را در مناسبات نگه داشتند. به دروغ به افراد جدید می گفتند که دیگر کار از کار گذشته و حکومت ایران متوجه حضور شما در عراق شده و اگر بخواهید به ایران برگردید شما را زندانی یا اعدام خواهند کرد.
بعد از سرنگونی صدام، نفراتی که با دروغ و فریبکاری وارد سازمان شده بودند از مناسبات جدا شدند و زندگی جدیدی به دور از حقه بازی رجوی آغاز نمودند.


































