نگاهی به سایت ها و مطبوعات فرقه رجوی

در این ایام که بازار مکاره سیاسی تبلیغاتی سران فرقه رجوی درهماهنگی و همسویی با سناتورها و دیپلمات بازنشسته و فرتوت آمریکایی حسابی از رونق افتاده و جز ننگ و نفرت در محضر مردم ایران هیچ ارمغانی نداشته است، با به صحنه آوردن رهبران و مصاحبه های نمایشی با پیرمرد های از کار افتاده و تاریخ مصرف گذشته از قبیل مهدی ابریشم چی و مهدی برایی و عارف اقبال و محمد علی توحیدی سعی دارد تا جان و تحرکی به جسم بی جان و از کار افتاده تشکیلات این فرقه ببخشد اما.!!!
مهدی ابریشمچی که معامله و معاوضه همسر خود مریم قجر عضدانلو با خانم مینا خیابانی خواهر موسی خیابانی را در کارنامه خود دارد و از نظر اعضاء و کادر های مجاهدین نیزبعلت این بدعت و عمل ناپسند و نامعقول و مغایر با فرهنگ اسلام و ایرانی، منفور و مطرود است انگار بر خود وی نیز امر مشتبه شده که سیمای به اصطلاح آزادی برای وی لیاقت قائل بوده و وی را به مصاحبه دعوت نموده و در این مصاحبه به شکافتن قبرهای کهنه و چند بار زیر و رو شده پرداخته و بدنبال دادخواهی آنچه که بقول خودش 30هزار شهید و حوادث 67 پرداخته است.
حال سوال از مهدی ابریشم چی این است که اولا شما را به ده راه نمیدهند سراغ خانه کدخدا را میگیرید؟ بی زحمت اول بفکر محل سکونت و منزل و ماءوایی برای امرار معاش خود در آلبانی باشید و بعدا حرف های بزرگتر از دهانتان بزنید.
دوما اگر خود را بنوعی مدافع و مسئول عملکرد مجاهدین میدانید ابتدا و قبل از هرادعای دیگر بیایید و در پیشگاه ملت بزرگ ایران پاسخگوی ترور بیش از هفده هزار نفر از اقشار مختلف مردم از کسبه و بازاری گرفته تا سرباز و درجه دار تا پیرمرد مسجدی و کارگران باشید که در کوچه و خیابان های شهر های مختلف توسط تیم های ترور این تشکیلات و این سازمان به شهادت رسیدند.
پاسخگوی تمام خیانت ها و جنایات خود و شخص رجوی و سایر سران این فرقه در همدستی با صدام دیکتاتور عراق در کشتن سربازان و نیروهای مدافع آب و خاک ایران و تخریب و بمباران شهرها و تاسیسات زیربنایی کشور باشید.
پاسخگوی جاسوسی و همدستی و هماهنگی با آمریکا و اسرائیل در ارائه اطلاعات سایت های هسته ای کشور و ترور دانشمندان هسته ای ایران باشید.
شما متهم های ردیف اول در دادگاههای ایران بعنوان جنایت و خیانت به مردم ایران قرار دارید با چه رو و چه مجوز مدعی دادخواهی حقوق مردم ایران هستید؟
همچنین مهدی برائی از سران و فرماندهان تشکیلات فرقه رجوی و از فرماندهان به اصطلاح ارتش آزادیبخش و از اصلی ترین رابطین با وزارت دفاع دولت صدام و هماهنگ کننده برای عملیات تروریستی در داخل کشور و عملیات خمپاره زنی شهر های ایران و ربودن سربازان مرزی جهت تخلیه اطلاعاتی میباشد که اخیرا در نمایش تبلیغاتی تلویزیون فرقه به بازی گرفته شده است و چه جالب موضوع مصاحبه “جنبش دادخواهی طناب دار سرنگونی را به گردن رژیم انداخته است” انتخاب شده است و جادارد در همین جا اشاره کنم به لحظه دستگیری مریم قجر در پاریس توسط پلیس فرانسه، در آن ایام که بنده هم در داخل این تشکیلات بودم با عمومی شدن خبر دستگیری مریم که درست بعد از خلع سلاح ارتش به اصطلاح آزادیبخش و جمع آوری و محصور و تحت الحفظ قرار گرفتن نیرو های فرقه در پادگان اشرف اتفاق افتاد دقیقا تمام نیرو ها از بالاترین مسئولین گرفته تا پایین ترین سطوح نیرو ها در شک عجیب فرو رفته و درست مانند سکته قلبی هیچکدام توان و انگیزه حرکت نداشتند و همه چیز را تمام شده تلقی میکردند. روزی از آن ایام در یک جمع کوچک چند نفره در گوشه ای با همین مهدی برائی در مورد حوادث ناگوار آن ایام گفتگو شد و همین شخص جواب داد ” ما یعنی مجاهدین با اعتماد صد در صد به صدام و بعد از ان به آمریکا طناب دار را در گردن خود قرار دادیم ”
حال چه شده که مدعی رهبری جنبش داد خواهی شده و آن را طناب دار بر گردن نظام ایران میداند؟
مشخص است که این طناب دار در دستان مهدی برائی را از گردن خود باز کرده حالا میخواهد بر گردن دیگران بیاویزد.
و موضوع مهم دیگر اینکه با این مصاحبه تحت نام جنبش دادخواهی مشخص شد که دم خروس این بار با اعتراف خودشان از زیر لحاف فرقه رسوای رجوی بیرون زد و مشخص شد که سرمنشا و عامل این همه تلاش و فعالیت در فضای مجازی توسط کاربران ناشناس تحت نامها و عناوین جعلی برای قریب جوانان و آدم ربایی و جذب نیرو بشیوه های همیشگی سران فریب کار فرقه رجوی بوده است و درست مثل سالهای قبل که در فضای حقیقی جوانان جویای کار را با وعده های دروغین کار از ترکیه و پاکستان و…می ربودند و به عراق و پادگان اشرف اعزام میکردند و حال که در حقیقت هیچ کس به آنها اعتماد نمیکند این بار بنابرعادت و شیوه همیشگی از راه فضای مجازی وارد شده و حرکتی با نام جنبش دادخواهی راه اندازی نموده اند تا با استفاده از نامها و عناوین مجعول جوانان ایران را فریب داده و در خدمت اهداف شوم خود بکار بگیرند.
این هم یک سند رسوای دیگر و برملاشدن عوامل و پشت صحنه عنوان ” جنبش دادخواهی ” بنا به اعتراف مهدی برائی.
یا در عرصه های دیگر که اخیرا عارف اقبال معلوم الحال که خود از بریدگان تحت الحفظ فرقه رجوی میباشد و یا محمد علی توحیدی که همواره بعلت وابستگی به زن و خانواده از مغضوبان علیه و مورد خشم و غضب مهوش سپهری (نسرین) و خود مریم رجوی بود هردو در این ایام به صحنه آورده شدند تا با قی کردن درونمایه شان و نشخوار هذیان های صد بار تکرار شده حداقل به سوگند” لم یرتابو” و تعهد بازگشت ناپذیری خود در سرسپاری به مسعود و مریم بیمه شوند و پل های پشت سرخود را خراب نمایند.
همه این تحرکات و مصاحبه ها و شوی تبلیغاتی فرقه حکایت از آخرین دست و پازدن در بن بست سیاسی و حتی عجز و درماندگی در امرار معاش و روزمرگی خود میباشد و در پیشگاه ملت بزرگ ایران و جوانان ایرانی هیچ گونه محلی از اعراب ندارد و آزموده را آزمودن خطاست.
علی مرادی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.