مروری بر دگردیسی خائنانه رجوی

فرقه رجوی در دوران قبل از انقلاب با متدهای برگرفته از بلوک شرق و شیوه قهریه مبارزاتی و الگو برداری از گروه های چپ اقدام به مبارزه مسلحانه کرد. در جمع بندی درون سازمانی به این نتیجه رسیده بودند که سلطنت دست نشانده امپریالیسم آمریکا می‌باشد و در همین راستا عملیات مسلحانه ترور و هدف […]

فرقه رجوی در دوران قبل از انقلاب با متدهای برگرفته از بلوک شرق و شیوه قهریه مبارزاتی و الگو برداری از گروه های چپ اقدام به مبارزه مسلحانه کرد. در جمع بندی درون سازمانی به این نتیجه رسیده بودند که سلطنت دست نشانده امپریالیسم آمریکا می‌باشد و در همین راستا عملیات مسلحانه ترور و هدف قرار دادن مستشاران آمریکایی در ایران را در دستور کار قرار دادند. پس از انقلاب 57 رجوی سر همین موضوع نبرد با امپریالیسم آمریکا مانور داد و از احساسات جوانان جویای عدالت به نفع خود بهره جست و طیف وسیعی از جوانان را با همین موضوع به سازمان جذب کرد. و دیگر احزاب و تشکلها و رهبران حکومت ایران را به سازش و همراهی با آمریکا محکوم می‌کردند و خود را پیش قراول انقلابی در نوک پیکان مبارزه با امپریالیسم جلوه میدادند.

با آغاز جنگ مسلحانه سال شصت و شکست آن، سران مجاهدین به فرانسه گریختند و پس از اندک زمانی با رژین متخاصم بعث عراق هم پیمان شدند و به جوار خاک میهن نقل مکان کردند و دست در دست ارتش متجاوز عراق به خیانت مشغول شدند و فرزندان ایران را به شهادت رساندند. همچنان در بیانیه ها و جراید، حکومت ایران را به مماشات در مقابل آمریکا متهم می‌کردند. با حمله ائتلاف آمریکا به عراق و سقوط دیکتاتور حزب بعث صحنه عوض شد. جنگنده های آمریکایی پادگان‌ها و مقرها و ستون های زرهی مجاهدین را بمباران کردند. عده زیادی از اعضای فرقه کشته شدند و دست آخر سازمان مجاهدین خلق تسلیم نیروهای ائتلاف شد. پرچم سفید برافراشتند. همه خلع سلاح و به پادگان اشرف گسیل داده شدند و نظامیان آمریکایی دور اشرف را محاصره کردند و آنها کاملا ایزوله و محدود شدند.

در آن شرایط به دستور مسئولان سازمان همه جزوات و کتابها و نوارها و نشریاتی که در مورد آموزش نبرد مجاهدین با امپریالیسم آمریکا بود جمع آوری و سوزانده شد. کسانی را که در بمباران جنگنده‌های آمریکایی کشته شده بودند در نشریه به عنوان شهدای کشته شده به دست مزدوران رژیم انعکاس دادند و این برای ما که درون تشکیلات بودم و از نزدیک شاهد نحوه کشته شدن دویتانمان بودیم خیلی تعجب برانگیز بود. و باعث ایجاد یک نوع تنفر از عدم صداقت سران مجاهدین شد.

یک پیام ویدئویی از مسعود رجوی پخش شد که جنگ ما با رژیم خمینی می‌باشد و چون با آمریکایی ها در این مورد هم راستا هستیم در یک خط موازی حرکت می‌کنیم و این چنین دگردیسی آغاز شد. کسانی که با شعار های فریبنده ضد امپریالیستی جذب سازمان شده بودند رودست خوردند. جو حاکم بر مناسبات اجازه اعتراض و انتقاد به عناصر ناراضی را نمیداد و هر دستوری که از سوی سران مجاهدین داده میشد کورکورانه باید اجرا میشد.

حالا مجاهدین در پادگان اشرف سه هزاران مایل دور از خاک میهن با وعده ها و شعارهایی که در راستای سرنگونی حکومت ایران می داد، به زیر چتر آمریکا خزیده و با سگ دو زدن در پارلمان ها کاسه گدایی از پارلمانترهای بازنشسته و دست چندم را به دست گرفته اند. لابی های فرقه در اوج ذلت دست به دامان امپریالیسم شده اند تا شاید تابلو های رنگارنگ و متنوع چهل ساله مسعود رجوی برای سرنگونی را که همه تخیلی و کشککی از آب در آمدند را تحقق بخشیده و به کمک امپریالیسم مهر تابان را به پایتخت بیاورند. و آنچه سازمان بدون آنکه بدان اعتراف کند گویاست: عدم حمایت خلق قهرمان از این گروه تبهکار است. سران مجاهدین که عدم حضور و مشارکت مردم ایران را با نیات پلید و شیطانی خود در این چند دهه دریافته اند در اوج خفت و خاری دست به دامان نیروی خارجی شده اند.

یبر قنواتی